در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین، ظهور انقلاب اسلامی در ایران و حمله شوروی به افغانستان و متعاقبا اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران، منافع ایالات متحده را در منطقه بشدت به مخاطره افکند. بنابراین، حمله نظامی عراق به ایران و حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس در جهت حفظ منافع سیاسی اقتصادی آمریکا بوده است.
گرچه سابقه دشمنی آمریکا با ملت ایران، محدود به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نمیشود و اعتراف آمریکاییها مبنی بر دخالت در کودتای 28مرداد و جمع شدن آخرین نشانههای مشروطه، دلیلی بر سابقه طولانی این دشمنی با ملت ایران است، اما رفتارشناسی دیپلماتیک و حتی نظامی آمریکا، شواهد محکم و آشکاری در حمایت از صدام را بروز میدهد. با وقوع انقلاب اسلامی ضربه سنگینی به منافع آمریکا وارد آمده بود و این کشور خواهان تضعیف یا سرنگونی این نظام جدید بود. آمریکا اغلب اقدامات براندازانه از قبیل کودتا، شورش، حرکتهای تجزیهطلبانه، ضربه مستقیم نظامی و... را تجربه کرد و به نتیجه دلخواه نرسید. به راه انداختن جنگ علیه ایران توسط یکی از همسایگانش (پاکستان، ترکیه و عراق) بهعنوان یکی از گزینهها و شاید آخرین آنها به منظور بازگرداندن این منافع از دست رفته بود. وجود انگیزههای قومی عربی در آغاز و تحریک جنگ عراق علیه ایران را نیز نمیتوان نادیده گرفت. در طول هشت سال جنگ عراق علیه ایران، آمریکا هیچگاه بیطرف نبود و به طرفداری ضمنی یا صریح از متجاوز پرداخت. سیاست و رفتار ایالات متحده از آغاز جنگ عراق علیه ایران در 31 شهریور 1359 با وجود نوسانات ظاهری آن اعلام بیطرفی اولیه تا تجهیز تسلیحاتی عراق و در نهایت رویارویی مستقیم با ایران سیاستی خصمانه و غیربیطرفانه بوده است.
آمریکاییها طراح اصلی و محرک اصلی در تجاوز صدام به خاک جمهوری اسلامی بودند، زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، آمریکا متوجه شد که عنصر خود را ازدست داده است، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا هر چه میخواست همان بود ولی پس از پیروزی براساس فرمایش امام خمینی(ره) نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته شد، بنابراین آمریکا متوسل به دسیسههای دیگر شد تا اهداف شوم خود را به نحو دیگری پیاده سازد. پس از ناکام ماندن کودتای نوژه تجاوز به خاک ایران گزینه دوم برای سرنگونی و ساقط کردن جمهوری اسلامی ایران بود و همین اتفاق افتاد، 40 روز بعد از شکست کودتای نوژه، عراق به ایران حمله کرد. کودتای نوژه اولین حرکت براندازانه مستکبران درمسیر انقلاب اسلامی نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود و نشان میدهد که آمریکا نه تنها تحلیل و شناخت درستی از اوضاع داخلی ایران ندارد بلکه طرحها و برنامههایش نیز بسیار ناشیانه است،در هر صورت بعد از شکست کودتا دیداری بین برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر با صدام برقرار شد و در مرز اردن به نوعی هماهنگیهایی برای تجاوز به جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. در طول جنگ نیز این پیوندها بیشتر شد و آمریکاییها به صورت جدیتر و آشکارتر وارد عرصه روابط با عراق و کمکهای لجستیکی به عراق شدند و شاهد دیدار مقامات بلندپایه عراق و آمریکا در بغداد بودیم. عملا آمریکا به کمک عراق آمد و در حمله به نفتکشها و سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس و اسکورت کشتیهای نفتکش کویت یک صفآرایی نظامی جدی در مقابل ایران انجام دادند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران و... همه نشانههایی بود که آمریکا تلاش میکرد عراق به اهدافی که بواسطه تجاوز به خاک ایران در سر داشت، برسد البته در هیچ زمینهای به اهداف خود نرسید.
آمریکا نقش اصلی در تحریم و عدم دسترسی ایران به تجهیزات نظامی داشت.آمریکا در پی آن بود که بواسطه تحریمها ایران را در ابعاد مختلفی در سطح منطقهای و جهانی تحتفشار قرار دهد، در حالی که 58 کشور به صدام کمک لجستیکی، اطلاعاتی و مالی میکردند. عراق جدیدترین و مدرنترین تسلیحات نظامی از هر دو بلوک شرق و غرب را در دسترس داشت و فقط کشورهای حوزه خلیج فارس 70 میلیارد دلار کمک مستقیم به عراق کردند و تمام این کمکها تحت سیاستهای راهبردی آمریکا در خاورمیانه انجام میشد و طراح و حامی اصلی جنگ تحمیلی آمریکا بود.
مرتضی مکی/ کارشناس مسائل بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: