در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سالی است نمایشهای متعددی با محوریت معضلات و آسیبهای اجتماعی روی صحنه میروند و تفاوت این دسته از نمایشهای اجتماعی با زبان جامعهشناختی تئاتر ایرانی در دهههای گذشته در این است که اهالی تئاتر این بار نه در حد اشارات استعاری و در لایههای پنهان، بلکه مشخصا به صحنه آمدهاند و از آسیبها سخن میگویند. در همین یکی دو ماه گذشته، شاهد نمایشهای مختلفی درباره معضلات اجتماعی مانند طلاق، کودکآزاری، آلودگی هوا و... بودهایم. تازهترین مصداق، نمایش«آرسن» است نوشته کارینه خودیکیان، با ترجمه آندرانیک خچومیان و با کارگردانی بهزاد صدیقی. این نمایش که از بیستم مردادماه به سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر آمده است، به معضل کودکآزاری میپردازد. اما این نمایش لطف دیگری هم دارد؛ حضور زوجی تئاتری که همیشه پرانرژی بودهاند؛ مائده طهماسبی و فرهاد آییش. گفتوگوی ما با این دو را بخوانید.
با اینکه رویکردهای اجتماعی چندسالی است به نمایش ایرانی ورود کرده، اما مشخصا پرداختن به مورد کودکآزاری، گویی همواره با ملاحظاتی همراه بوده است. هدف از اجرای این نمایش، بیش از مناسبات هنری، نوعی از آگاهیبخشی است؟
آییش: پرداختن به بیماری ایدز هم مدتها تابو بود و دیدیدم در پستوماندن آگاهیهایی درباره این بیماری، چه صدماتی میتواند به جامعه وارد آورد. مدتی است، هم جامعه پزشکی و هم مردم از اطلاعرسانی درباره این مقوله نتایج مثبتی گرفتهاند. میبینیم پرداختن به آسیبهای کودکآزاری هم از پستو خارج شده و مورد بررسی قرار میگیرد. اخیرا هم پس از ماجرای قتل دردناک آتنا، شاخک همه بر سر این موضوع تیز شده است.
بنابراین شاید بشود گفت به لحاظ انطباق زمانی، آرسن در بهترین موقع ممکن روی صحنه رفته است.
آییش: بله، دقیقا موقعی روی صحنه رفته است که این خبر فاجعهآمیز هنوز دست به دست میشود و دل جامعه را به درد میآورد.
خانم طهماسبی! شما درباره اینکه چنین موضوعی روی صحنه میرود و تمایز بین ملاحظه هنری و اجتماعی چه نظری دارید؟
طهماسبی: آمریکاییها و اروپاییها دهههاست به این معضلات میپردازند. آنها علاوه بر اینکه این مشکل را به صورت رسمی پذیرفتند از کسانی که مورد کودکآزاری قرار گرفتهاند، خواستند ماجرا را تعریف کنند؛ علاوه بر اینکه دادگاههایی در این رابطه برپا و آثار هنری فراوانی هم در این باره تولید شد. تاثیری هم که این آثار بر جامعه داشتند به لحاظ آگاهیبخشی فوقالعاده بود. ما هم میتوانیم اگر با این معضل مواجه شدیم به اینجا برسیم.
به نظرتان نهایت بهرهای که آرسن میتواند از طرح موضوع کودکآزاری ببرد، چیست؟
طهماسبی: ما در واقع فقط مساله را طرح میکنیم. اینکه شبکههای اجتماعی در ایران، معضل کودکآزاری را به صورت گسترده مطرح کردهاند، خیلی خوب است. ما هم خوشحالیم که میتوانیم در این رابطه هشدار دهیم. اما ما فقط سوال مطرح میکنیم، تشکلهای مردمی باید ادامهاش دهند و مسئولان به آن رسیدگی کنند.
چون در این نمایش از فضایی چندرسانهای بهره برده شده شاید بهتر بود در طراحی صحنه نیز از قواعد کلاسیک دور شد. برای طراحی صحنه، برنامه چه بود؟
آییش: بله طراحی صحنه کمی خطی است و میتوانست به ابعادی مجهز شود. به هر حال ایده، ایده بهزاد صدیقی است و بر اساس وقت ، انرژی و بودجهای که در اختیار داشته آن را اجرا کرده است.
این نمایش برای تبلیغات خود بیشتر به شبکههای اجتماعی متوسل شده و رسانههای رسمی را وانهاده است؛ چرا؟
طهماسبی: با رسانههای رسمی میتوانیم تعداد اندکی از مخاطب را به سالن بکشانیم. تبلیغات به هر حال وقتی موفق است که حس کنجکاوی و هیجان در مخاطب ایجاد کنید؛ کاری که در شبکههای اجتماعی به فراخور ماهیت ارتباط مخاطب با آنها راحتتر میتوان صورت داد. مدتی است وقتی به تماشای نمایشها مینشینم میتوانم حدس بزنم آیا پرفروش میشود یا نه و این را از شیوه تبلیغاتی که آن نمایش در پیش گرفته میتوان متوجه شد.
آییش: بگذارید جدای از این موضوع تبلیغات نکتهای را بگویم. قصه نمایش ما بالقوه پرمخاطب است. حساسیت درباره موضوع کودکآزاری بالاست و این خود، با تبلیغاتی کمرنگ نیز کار خود را کرده است.
دیروز در جامجم گزارشی منتشر کردیم درباره اینکه آیا انتشار نسخههای فیلم ـ تئاتر از نمایشهای اجراشده، ماهیتا با روح تئاتر در تعارض است یا نه؟ شما در این باره چه فکر میکنید؟ آرسن هم نسخه فیلم ـ تئاتر خواهد داشت؟
آییش: بهشخصه علاقهای به انتشار فیلم ـ تئاتر ندارم اما آرسن اثری است که حتما باید نسخه دیویدیاش منتشر شود. قابلیت این را دارد که با کارگردانی تلویزیونی خوب به اثری ماندگار تبدیل شود.
مورد عجیب حاتمی
اگر در پنج شب نخست اجرای آرسن، تماشاگر آن بودهاید میدانید خاطره حاتمی هم بازیگر این نمایش بوده، اما طی حادثهای پای او میشکند و کنار میرود و در اقدامی عجیب و تنها طی سه روز دیگر، آیلار نوشهری جایگزین او میشود. برای تئاتریهای قدیمی، باور این اتفاق بسیار مشکل است؛ چرا که آنها نسلی را تجربه کردهاند که برای یک ماه اجرا یک سال تمرین میکردند، اما حالا تئاتر آنقدرها جدی نیست و میتوان در سه چهار روز بازیگری را به اجرا رساند. حالا آییش کمی از خود حاتمی دلخور است، اما در صحبتهای طهماسبی، ماجرا کمی کلیتر بررسی میشود. او میگوید: برای ما نوعی شوک بود. با بازیگری مدتی را تمرین کردهاید و یکباره مصدوم میشود. خب طبیعی این است تعطیل کنیم. من و فرهاد هم فکر میکردیم تعطیل میشود. بهزاد صدیقی اما گفت بازیگر دیگری پیدا کرده است که تا سه روز دیگر خودش را به ما میرساند. برای من بیشتر این اتفاق غیرممکن به نظر میرسید!
یک پیشنهاد دیگر
میخواهیم علاوه بر آرسن یک نمایش دیگر را هم امروز به شما معرفی و پیشنهاد کنیم؛ «مرد بالشی» که سال 1392 به کارگردانی محمد یعقوبی و آیدا کیخایی با متنی از مارتین مکدونا و با بازی نوید محمدزاده، پیام دهکردی، احمد مهرانفر و و علی سرابی روی صحنه رفت. این نمایش هم به نوعی درباره کودکآزاری بود و البته، هم شیوه روایت و هم جنس آن با آرسن بسیار متفاوت است. با این حال اگر میخواهید نمایشی بسیار پرکشش و مبتنی بر سوژهای روانشناختی ببینید، مرد بالشی را از دست ندهید.
راستی، حالا که این را گفتیم بگذارید مثل گفتوگو با آییش و طهماسبی که طی آن به موضوع گزارش دیروزمان (فیلمـتئاترها) هم پرداختیم، به آن گزارش فلاشبک دیگری بزنیم که اتفاقا مرد بالشی، نمونه خوبی برای توضیح آن است. اگر میخواهید این نمایش را ببینید باید نسخه فیلمـتئاتر آن را تهیه کنید؛ اما این که نسخه تصویربرداریشده از یک نمایش، دیگر آن نمایش نیست، درباره مرد بالشی هم صادق است. جاهایی زوم و زومبک میبینیم و همچنین تصاویر بسته روی صورت بازیگران. حتما موافقید هیچوقت در سالن نمیتوانید با چشمهایتان این کار را بکنید!
تاکید بر ضروری و هزینه بر بودن خاطرهنگاری
هدایتالله بهبودی معتقد است هزینهکرد برای جمعآوری خاطرات لازم و بدیهی است و هیچ دولتی نمیتواند به خود اجازه دهد از این ذخایر استفاده نکند و از آنها بهرهمند نشود.
نشست تخصصی جایگاه خاطرات دفاع مقدس در چشمانداز فرهنگی، اجتماعی و عرصههای مختلف تمدنسازی اسلامی در خبرگزاری فارس برگزار شد.
هدایتالله بهبودی از پژوهشگران عرصه خاطره و دفاع مقدس در این نشست اظهار کرد: بانک مرکزی از خرید انباشت طلا هیچوقت پشیمان نخواهد شد. سدی که ساخته میشود برای انباشت آب و کارهای دیگر بیهوده نیست. ممکن است زمینهای پایین دست آماده کشت نباشند، اما تقصیر سدساز نیست، او باید کار خود را انجام دهد، این زمینها البته آماده است و در آن موفقیتهای چشمگیری نیز حاصل شده؛ هم بدرستی از خاطرات خودمان بهرهمند شدیم و خوب تولید کردهایم، اما بخشی از تولیدات باید مورد ارزیابی قرار گیرند تا میزان نفوذ آنها در جامعه مشخص شود.
به گفته بهبودی، براساس این موضوع، هزینهکرد برای جمعآوری خاطرات لازم و بدیهی است. هیچ دولتی نمیتواند به خود اجازه دهد از این ذخایر استفاده نکند و از آنها بهرهمند نشود. هزینهها توأم با آزمون و خطا و عدم صرفهجویی بوده، اما از سوی دیگر لازم و ضروری است.
هدایتالله بهبودی در بخش دیگر سخنان خودگفت: یادم هست جلد نخست خاطرات محسن رفیقدوست را مطالعه میکردم. در این کتاب نوعی مدیریت بحران در زمان جنگ بیان شده. او و همکارانش توانستند جنگ را تدبیر کنند، آن هم در زمان تحریم، اما آیا میتوانید کسی را مجبور کنید این کتاب را بخواند؟ جامعه باید خود به سمت مطالعه پیش برود.
وی افزود: خاطره پس از انقلاب یکی از مهمترین وجوه فرهنگی کشور است و برای برونداد دو حادثه یعنی انقلاب و جنگ، به هیچ چیز به اندازه خاطرات متوسل نمیشویم؛ رخدادی که در تاریخ ایران بینظیر است.
وی گفت: ما بدون حافظه تاریخی، قدرت ادامه زندگی در آینده را نخواهیم داشت، گرفتاری و بدشانسی ما در بخش نفوذ خاطره در جامعه است، اما یکی از سوالات رایج این است که چرا سرانه کتابخوانی کم است؟ این مسا له را ارتباط میدهم به سؤالی که ابتدای نشست پرسیده شد. در جامعهای که بحران تحریم و فقر اقتصادی دارد، چرا باید کتاب بخوانند؟ همه چیز باید دست به دست هم بدهد و مسائل اقتصادی و آرامش، همه این موارد با هم بالا بیاید تا در ارتقای فرهنگ اجتماعی جامعه موثر باشد. در این صورت درصد کتاب خواندن مردم بالا خواهد رفت.
بهبودی همچنین به جمعآوری خاطرات که در ابتدای سخنانش آن را هزینهبر ولی لازم دانسته بود، اشاره کرد و گفت: کارکرد اولیه خاطرات که پس از انقلاب نمایان شد، این بود که شانههای نحیف خود را زیر بار مسائل ادبی گرفت و توانست با حیثیت خود آن را بکشد و کامل کند. ما جامعهای نیستیم که به لحاظ تولیدات ادبی قدمهای سنگین و بزرگی برداشته باشیم، اما خاطرات توانست ذائقه مردم را تغییر دهد و تامین کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: