، ضمن انتقاد از قانون شکنی جرایدی چون صوراسرافیل و مساوات و...، می نویسد: «ناگفته نماند که در اثر آزادی قلم و زبان ، مردم نیز از حد خود خارج گردیده و بهیچوجه پابند به هیچ قانونی نبودند. آنچه می خواستند، می گفتند و به هر کس تهمت می زدند و آنچه می خواستند، می نوشتند و از هیچ چیز مضایقه نداشتند، و بعباره اخری ملتی که در سالهای متمادی گرفتار پنجه استبداد بودند و قادر بر گفتن یا نوشتن در زوایای منازل خود نیز نبودند، چون زنجیر استبداد از گردن آنها برداشته و غل از پای آنهاگرفته شد، با نبودن علم و تربیت ، پا را از حد گلیم خود خارج نموده ، نه دین و نه آیین و نه وطن و نه مملکت و نه سیاست و نه شاه و نه وزرا را، ملاحظه ننموده ، از وظیفه مشروع خود خارج خواهند شد. چنانکه مراجعه به... روزنامه «صور اسرافیل» و «نیر اعظم» و «اتحاد» و «مساوات» و...گردد معلوم شود که اساس نزاکت بکلی منهدم ، و هر کس در حد خود از وظیفه خارج شده بود».
خاطره کاتوزیان از صنیع الدوله
آنگاه داستان زیر را از دیدارش با صنیع الدوله (اولین رئیس مجلس شورای ملی) نقل می کند: «...روزی در منزل مرحوم صنیع الدوله بودم. چند نفر از هوچیهای آن عصر آمدند و گفتند و رفتند. پس از حرکت آنها مرحوم صنیع الدوله اظهار داشت که: اساس مشروطیت روی دو پایه است: یکی عدم ظلم و دیگری عدم قبول ظلم ؛ ملت ایران یعنی مشروطه طلبان از این دو اصل ، اصل دوم را اتخاذ، و از اصل اول هیچ بهره ای ندارند، و به این جهت است که تمام کارها مختل مانده و هیچ کاری از پیش نمی رود».