دهخدا از افراط به اعتدال

شادروان علی اکبر دهخدا از رجال مشهور فرهنگی عصر پهلوی است که اثر ماندگارش: لغتنامه دهخدا، شهرتی شایان دارد. وی ، پیش از آنکه یکسره به کار فرهنگی روی آورده
کد خبر: ۱۰۶۷۹۰
و زندگی را وقف تدوین لغتنامه سازد، یک روزنامه نگار مبارز بود که در صدر مشروطه با عناصر تندرو و سکولار همکاری داشت و در روزنامه صور اسرافیل (با امضای «دخو» و «ع.ا.د») از طنز و هزل و تحلیل ، سنگری ساخته بود برای ترویج افکار «ژان ژورس» سوسیال دموکرات و هتاکی به پیشوای نهضت مشروعه (شیخ نوری) و نیز همآوایی با مخالفتهای «بی رویه» جناح تقی زاده با محمدعلیشاه. لذا در انحلال خونین مجلس ، او نیز چون تقی زاده با وضعی زار (و البته به کمک و تامین سفارت انگلیس) ناگزیر از تبعید به اروپا گردید و آنجا نیز در اوایل امر، در مقالاتی که نشر داد، چنان با شاه از در تندی و هتاکی درآمد که حتی فردی چون ادوارد براون («پدر روحانی» تقی زاده) برآشفت و این همه تندی را مضر و خلاف مصلحت دانست!
دهخدای صدر مشروطه ، اما، در ایستگاه تندروی درجا نزد و طبق نامه هایی که از وی در اواخر استبداد صغیر موجود است ، هنوز تهران به دست مشروطه چیان فتح و مشروطه دوم آغاز نشده بود، که مشاهده وضع سردار اسعدها (و به قول دهخدا: «علیقلی شاه» ها!) و زد و بندهای آشکار و نهانشان با دول خارجی ، و نیز تجاوز روسها به تبریز، دهخدا را از خواب نوشین صبح مشروطه بیدار ساخت و نسبت به آینده میهن از دست این کسان ، سخت نگران. تا آنجا که در نامه به یکی از علمای تهران (امام جمعه خویی؛) صریحا اعتراف کرد که رویه او پیش از این تاریخ ، خالی از افراط و تندروی بیجا و مضر نبوده و راه اصلاح ، از آشوب و غوغاگری ، جداست: «به شهادت عقلای مقتصد از دو سال پیش و تصدیق تجارب تندروان...الیوم علاج واحد امروز، اصلاح ذات البین بین مشروطه خواهان و شاه و گرفتن همان طریقه حقه است که شخص مقدس عالی مدتها پیش فریاد می زدید و من بنده با سایر همقدمان سریع السیر، هر دو پس از ورود قشون روس به تبریز به صحت آن معتقد شده ایم. گمان نمی کنم که امروز دیگر نه در ایران ، نه از مهاجرین ، نه از خودخواهان دربار و نه از عشاق وطن کسی باشد که منکر لزوم عاجل پیروی این نقشه مقدس باشد و دیر یا زود به حسن مساعدت اعلی حضرت همیونی و وطنپرستان بیغرض ، این نقشه به معرض اجرا گذاشته می شود». بیشک نیز عمدتا به همین دلیل بود که دهخدا در مشروطه دوم ، از جرگه «انقلابیون» دوری جسته به «اعتدالیون» پیوست و سپس با خبط سیاسی دیگری که پس از کودتای 1299 با عضویت در حزب سوسیالیست هوادار رضاخان (به لیدری سلیمان میرزا و محمدصادق طباطبایی) مرتکب شد، از صحنه سیاست فاصله گرفت و (جز حمایتی که در برهه ای حساس ، از پیشوای جبهه ملی و نیز هواداران صلح از خود نشان داد) زندگیش را یکسره وقف تاسیس بنای عظیم «لغتنامه» کرد.


علی احمدی خواه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها