حسین طالب‌لو از وحید طالب‌لو می‌گوید

پدری که پسرش را دروازه‌بان کرد

در ورزش ایران مربیان و داوران بسیاری هستند که فرزندان آنها راه پدر را در پیش گرفتند و بعد از مدتی پا جای پدر حتی فراتر از پدر گذاشتند. فرزندانی که گاهی با وجود توانایی و استعداد ذاتی، متهم به استفاده از رانت پدر در دوران زندگی ورزشی خود شدند. در فوتبال ایران آتیلا حجازی پسر مرحوم ناصر حجازی و محمد پروین پسر علی پروین مانند خیلی از پسرهای دیگر در مسیر رسیدن به موقعیت پدر زیر نگاه‌ها و توجه سنگین اطرافیان قرار داشتند.
کد خبر: ۱۰۶۵۴۹۰

فرزندان دو چهره شناخته شده فوتبال با سابقه‌ای که در تاریخ این ورزش از خود به یادگار گذاشتند جای خود دارد، اما در این میان وقتی فرزند یک تدارکات فوتبال قدم در راه پدر و سپس بزرگان این ورزش برمی‌دارد داستان متفاوت می‌شود. حسین طالب‌لو هیچ کدام از افتخارات مرحوم حجازی یا علی پروین و حتی عابدزاده و پدران سرشناس فوتبالیست‌های دیگر را با خود به همراه ندارد، اما همه افتخارش برمی‌گردد به معرفی وحید طالب‌لو در فوتبال ایران. حسین، پدر وحید طالب‌لو الفبای دروازه‌بانی را پیش از ورود پسرش به مدرسه و آموختن الفبای زبان فارسی به او آموخت. برای این کار مجبور بود در سرما و گرما گوشه زمین‌های فوتبال و در کنار فوتبالیست‌ها باشد و به آنها سرویس بدهد و در حین تمرینات از شوت‌زنی ستاره‌های فوتبال درون چارچوبی که وحید لاغر اندام در آن جای می‌گرفت، لذت ببرد. حسین طالب‌لو در گفت‌وگو با ما از شیرینی لحظات دو دهه عمر فوتبال پسرش می‌گوید و این‌که بر خلاف پسران فوتبالیست‌های مشهور چگونه وحید به سطح اول فوتبال رسید.

فوتبال حرفه‌ای؟

به عنوان بازیکن فقط در سطح محلات بازی کردم، اما تدارکات پرسپولیس بودم و 20 سال در خدمت ملی‌پوشان فوتبال و الان هم در کمپ تیم‌های ملی هستم. کارم را دوره آقای صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال آغاز کردم. با ارتباطاتی که دارم کار هماهنگی با هتل، گرفتن اتوبوس برای تیم و کارهایی از این قبیل را هم انجام می‌دهم و تا دلتان بخواهد همراه با تیم‌ها در مسافرت‌های داخلی و خارجی بودم. بپرسید چند بار پاسپورتم را عوض کرده‌ام! شاید بگویم بالای 10 مرتبه.

وحید طالب‌لو؟

وقتی به دنیا آمد تپل بود، اما بعدها قد کشید و لاغر شد. از همان کودکی عاشق دروازه‌بانی بود. در کوچه پس‌کوچه‌ها و با توپ پلاستیکی دروازه‌بانی می‌کرد. من خودم دروازه‌بان بودم و وحید تحت تاثیر من دروازه‌بان شد.

الگو؟

بیشتر هم‌نسلان وحید از احمدرضا عابدزاده الگو می‌گرفتند و در میان بازیکنان خارجی هم از پیتر اشمایکل. وحید در منزل کارهای عابدزاده را تقلید می‌کرد و دوست داشت به او بگوییم عابدزاده دوم. در تیم‌های بانک ملی، پورا و فتح کار می‌کردم و وحید با من سر تمرینات حاضر می‌شد. آن روز‌ها علی دایی در تاکسیرانی تمرین می‌کرد که وحید به او می‌گفت عمو علی. خیلی وقت‌ها وحید درون چارچوب قرار می‌گرفت تا علی دایی که زودتر داخل زمین می‌شد با او شوت به چارچوب را تمرین کند. می‌گفت قدر پسرت را بدان پدیده می‌شود.

پارتی؟

محمد نبی که قائم‌مقام پرسپولیس بود به من گفت حسین، پسرت را به حسین لطفی و مهدی غفاری مربیان نوجوانان پرسپولیس معرفی کن و من هم این کار را کردم و وحید با استعدادی که داشت گلر نوجوانان پرسپولیس شد.

قرمز؟

یک سال در پرسپولیس ماند و بعد رفت پاس پیش فراز کمالوند. آنجا هم یک سال بازی کرد تا این‌که مرحوم رضا احدی سرمربی تیم جوانان استقلال از من خواست وحید را پیش او ببرم. دوست داشت روزی بزرگ‌ترین دروازه‌بان ایران باشد و برای رسیدن به دروازه یکی از دو تیم پرطرفدار ایران خیلی زحمت کشید.

مثلا؟

چند سالی در کرج زندگی می‌کردیم که وحید مسیر کرج تا ورزشگاه مرغوبکار در جنوب‌غرب تهران را با تاکسی و خط به خط با اتوبوس می‌آمد. خیلی وقت‌ها صبح‌ها از کرج به تهران می‌آمد و صبح و عصر تمرین می‌کرد و شب‌ها دیر وقت به منزل برمی‌گشت.

اولین قرارداد؟

پنج میلیون از استقلال گرفت و با همان پول یک پراید خرید. وقتی پول می‌گرفت به من تحویل می‌داد. یک روز امیر قلعه‌نویی به من گفت تو نمی‌خواهی یک روز سر تمرین بیایی و ببینی وحید چه کار می‌کند؟ نمی‌رفتم تا او راحت باشد.

کار پدر؟

وحید چند بار در مصاحبه‌هایش گفت افتخار می‌کند پدرش تدارکات تیم ملی فوتبال است. در تیم‌های مختلف عده‌ای که به وحید حسودی می‌کردند برای ضربه زدن به او می‌گفتند پدرش تدارکات است آب و کاور دست بازیکنان می‌دهد و... اما وحید هرگز تحت تاثیر این حرف‌ها نبود.

محمد رضاپور

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها