در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آلفرد هیچکاک بیتردید یکی از شمایلهای سینماست و سینمادوستان نسلهای مختلف به استادی بیچون و چرای او در فیلمسازی اذعان دارند.
هیچکاک که 118 سال پیش در چنین روزی در لندن بهدنیا آمد، مصداق بارز لقب «فیلمساز ـ ستاره» است و از جایی به بعد به چنان جایگاهی در سینما دست پیدا کرد که تماشاگران بدون توجه به این که بازیگر فیلمهای او کیست، فقط برای تماشای فیلمی از هیچکاک به سینما میرفتند. حتی با وجود این که هیچکاک در فیلمهای آمریکاییاش، از ستارههای نام آشنا و محبوبی چون جیمز استیوارت (در آثاری همچون سرگیجه و پنجره عقبی)، شون کانری (مارنی)، مونتگمری کلیفت (اعتراف میکنم)، هنری فاندا (مرد عوضی)، کری گرانت (شمال از شمال غربی) و ... استفاده میکرد، اما بیش از آنچه فیلمش نیاز داشت به آنها بها نمیداد و بیشتر از بازیگری روی وجوه تکنیکی فیلم برای تاثیرگذاری روی تماشاگران تاکید داشت. از همین رو این کممحلی به بازیگران هم در توجه همه نگاهها به خود هیچکاک به عنوان فیلمساز ـ ستاره، بیتاثیر نبود.
راز موفقیت هیچکاک، دلبستگی او بهقصهگویی بود و بهترین استفاده را از درام و تعلیق و ماجراجویی برای ایجاد هیجان در مخاطبان میکرد. او میدانست مردم ترس و وحشت را دوست دارند، برای همین با نبوغ جنایی خود، از این ترسخواهی و وحشتطلبی تماشاگران به نفع خود و جذابیت فیلمهایش استفاده میکرد و او و مخاطبان از این سفره ترس و دلهره پهنشده، با رضایت نصیب میبردند.
اگرچه برخی لحظات فیلمهای هیچکاک در این سالها شاید چندان به مذاق تماشاگران عادت کرده به آثار پرزرق و برق امروزی خوش نیاید و حتی گاهی مضحک جلوه کند، اما همچنان نمیتوان منکر ماندگاری برخی فیلمهای شاخص او شد. بعضی فیلمهای هیچکاک، همچنان در صدر نظرسنجیهای اهل سینما، حضور پررنگی دارد و تماشاگران هنوز هم خودخواسته وارد دنیای دلهرهآور او میشوند.
علی رستگار - سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: