سرکه انداختیم ، شراب شد!

نارضایی و ندامت رجال مشروطیت از روند این جنبش ، یکی از موضوعات مهم و عبرت انگیز در تاریخ معاصر است که بررسی موجبات آن ، به فرصتی گسترده نیاز دارد.
کد خبر: ۱۰۵۸۹۷
تاریخ مشروطه ، نارضایی و افسردگی و احیانا پشیمانی بسیاری از سران و فعالان آن جنبش را نسبت به اوضاع و احوالی که پس از تجدید مشروطیت بر کشور حاکم شد ضبط کرده است. در این زمینه می توان از علما و مراجع مشروطه خواه ایران و عراق (نظیر آخوند خراسانی و سید محمد طباطبایی) یاد کرد. همچنین بایستی از ادیب الممالک فراهانی (شاعر مشهور و مدیر روزنامه «مجلس»)، اشرف الدین گیلانی (مدیر «نسیم شمال»)، دهخدا، رضا زاده شفق ، و حتی سردار و سالار ملی (ستارخان و باقرخان) نام برد که هر یک به شکلی ، نارضاییشان از روند مشروطه را ابراز داشته اند. چکامه های ادیب الممالک با ترجیع بند: «دیده در خون جگر زد غوطه / باد لعنت به چنین مشروطه»! و نیز: «لعنهالله علی المشروطه / رحمه الله علی الاستبداد» در دیوان او مضبوط است.
چنانکه اشرف الدین گیلانی نیز به رغم خوش بینی اولی^ه نسبت به مشروطه ، سالها بعد خسته و رنجور، در دیوانش نوشت: یک مدتی استبداد، از ظلم عذابم کرد / مشروطه چو پیدا شد از غصه کبابم کرد / آن قحطی و این غص^ه ، خوب خانه خرابم کرد...! درباره نارضایی و شکایت مراجع مشروطه خواه نجف از انحراف در مسیر مشروطیت ، روشنترین دلیل ، نامه پر سوز و گدازی است که مرحوم شیخ عبدالله مازندرانی در رمضان 1328 به بادامچی (همرزم مرحوم خیابانی) نوشته و در آن ، بالحنی بسیار تند، به دسایس و مطامع ضد اسلامی و ضد ملی جناح تقی زاده اعتراض کرده و حتی خطرشان را در کشور، با خطر قشون روس (که آن روزها تبریز و قزوین را اشغال کرده بود) برابر می نهد!
«سرکه انداختیم ، شراب شد»، تعبیری است که تاریخ کرارا_ از زبان عالمان مشروطه خواه چون: آخوند خراسانی 2، حاج آقا نورالله اصفهانی ، سید عبدالحسین لاری 4و سید محمد طباطبایی 5نقل کرده است. ناراحتی و سرخوردگی شدید طباطبایی از اوضاع مشروطه را، در یادداشتهایی نیز که از وی برجای مانده می توان دید.


مهرداد صفا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها