کندوان گوهر پنهان آذربایجان

بله ، واقعیت دارد. این کران های مخروطی شکل که اعجاز همنشینی انسان و طبیعت را نمایش می دهد، نه یک جاذبه گردشگری ارث رسیده از پدرانمان که یک تاریخ است.
کد خبر: ۱۰۵۸۹۴

تاریخ گویای 3 هزار ساله ای که در دامنه سهند خفته و سهند تنها تکه ای از طبیعت بکر و بی نظیر آذربایجان است و آذربایجان سرزمین نور، رنگ و آبادی ، سرزمین گندم ، آب و خورشید است. سرزمین بادهای بهاری در چله تابستان.
جغرافیای شور و شعور و اشتیاق. اشتیاق به بودن . میل به زندگی ، جاودانگی. اینجا کندوان ، مروارید آذربایجان است ؛ سرزمین گندمزارهای بی پایان. رودهای همیشه جاری و مردمی به پاکی دشت و بزرگواری خورشید. سرزمین درختان به فلک رسیده تبریزی با برگهایی که بازیچه باد و سرسپرده خورشیدند. کشتزارهای بیکران و کشاورزانی همه مشغول.
کاشت و داشت و برداشت در آذربایجان خلاصه می شود. سرزمین بابک خرم دین و اساطیر جاودان. زادگاه زرتشت. موطن مشروطه و مقاومت و ایستادگی. آذربایجان را باید به حق ، تاج ایران دانست. عتیقه ای مانده در دوران و میراث هزاران ساله پدرانمان. بله ، واقعیت دارد. این کران های مخروطی شکل و دوک مانند دامنه کوههای سهند که راوی ساده و صادق تمدن 3 هزار ساله آشتی انسان و تمدن و طبیعتند، واقعیت دارد. پا را که بر بلندای اولین راهروی سنگی باریک پیش رویم می گذارم ، شعری از دور در ذهنم چون باد خنک دامنه کوهساری دور نم نمک وزیدن می گیرد ؛ شعری که روزگاری پیش از این سیدعلی صالحی گفته بود:
تو باید سنگها کشیده باشی
تا سبک از ترس این گردنه بگذری
اینجا کندوان است ؛ روستایی شگفت آور و حیرت انگیز از هزاران روستای شگفت آوری که در گوشه و کنار ایران زمین چون گوهری در صدف فراموشی و خاموشی پنهان مانده اند. برای رسیدن به کندوان باید از اسکو بگذری ؛ اسکو و باغهای حیرت انگیز گردویش. اسکو و مردم با صفای دامنه سهند. اینجا کندوان است ؛ روستایی با بیش از 117 خانوار که در 20 کیلومتری جنوب اسکو و 42 کیلومتری جنوب غربی تبریز دور از چشم اغیار آرام گرفته است. در کندوان هر چه هست سنگ است و صخره. مردم کندوان زندگی خود را در حفره هایی سر می کنند که معماری حیرت آورش نام این روستای کوچک را زبانزد جهانیان کرده است و افسوس که کسی را دغدغه آن نیست تا این روستای شگفت را آنچنان که هست به دیگران معرفی کند و می دانم اگر چنین شود میلیون ها نفر حالا پیش از رسیدن ما صف کشیده بودند و انگشت حیرت به دهان می گزیدند.محلی ها کندوان را کندجان می گویند؛ استعاره از شباهت خانه های کله قندی شان به کندوی عسل. آنها خانه هایشان را هم کران می نامند.
کران های بی نظیری که نمونه اش تنها در گورمه ترکیه دیده می شود و حالا به شکل بی رحمانه ای به محاصره تیرهای برق و سیم های زمخت و سیاهشان درآمده اند و به دلیل افزایش جمعیت روستا، اهالی مجبور شده اند با ساختن خانه هایی از آجر و سیمان نظم طبیعی اش را به هم بزنند و کسی نیست که از این ناهمخوانی دهشتناک و بی معنا دلش به درد نیاید. گرچه به امکانات توریستی کندوان تا حدودی توجه شده و سنگفرش خیابانش بازسازی شده است و برای آب شفا بخشش چاره ای اندیشیده اند، اما این مقدار برای این میراث 3 هزار ساله نیاکان بسیار کم و بی مقدار است.
کندوان از منظر آن سوی رودخانه اش کله قندهایی را می ماند که روی سفره سبز رنگی چیده شده باشند. دکتر حمید صبری و دکتر علی اسلامی از محققان این روستا درباره اش می نویسند: «کرانهای مخروطی شکل و دوک مانند دامنه کوههای سهند که یکی از بهترین مناظر طبیعی سرزمین ایران را به تصویر می آورد روستای کندوان و یا در اصطلاح محلی کندوجان را در دل خود جای داده است.»

فلسفه سکونت


در کندوان شکل خارق العاده و چشمگیر و خاص طبیعت است که انسان را به سوی خود می کشد بخصوص انسانی را که سرگردان شده و برای دفاع از زندگی خود در جستجوی پناهگاه امنی است. در این مورد احتمالا حمله مغولان سبب شد مردم روستاهای اطراف و بخصوص حیله ور از موقعیت طبیعی کران ها استفاده کرده بتدریج درون کران ها را خالی کنند و در آنها جایگزین شوند. به این ترتیب ، هم خود را از نظر مقابله با بیگانگان در امان بینند، هم سکونت در کران ها را در تابستان و زمستان از مقابله با سرما و گرما کاملا مطبوع بیابند.شیارهای متعدد در روستا کران ها را از یکدیگر جدا و شکل طبیعی کوچه های روستا را ایجاد کرده است. روی بعضی شیارها پلهایی از چوب ساخته اند که کرانی را به کران دیگر مربوط می کند. روستای کندوان مسجد، حمام ، مدرسه و آسیا دارد و کران مسجد یکی از بزرگترین کران های روستا را تشکیل داده است. بنابر شکل مخروطی بیشتر کران های چند طبقه از طبقات داخل با یکدیگر ارتباط ندارند، کران ها عموما دو طبقه هستند. در بعضی موارد سه و حتی چهار طبقه نیز در آنها ایجاد کرده اند.
ارتباط طبقات بالایی کران ها با خارج از طریق پلکان بسیار زیبایی از بدنه خود کران تامین شده است. طبقه همکف ، بیشتر اصطبل و طبقات دوم و سوم و چهارم مسکونی است و در بعضی موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نیز استفاده کرده اند. آبریزها در کنار معابر و خارج از کران ها و محیط مسکونی قرار دارد، هر چند خانواده به طور مشترک یک آبریز دارند. آبریزها دارای چند محل نشیمن انباره هستند که به شیب زمین بستگی دارد. به علت قطر و ضخامت زیاد کران ها، ایجاد نورگیر در طبقات پایین کار بسیار مشکلی است. به این دلیل نورگیرها بیشتر در طبقات بالا واقع است. جنس پنجره ها از چوب و به شکل شطرنجی قطعات کوچک شیشه در آنها تعبیه شده است. هنوز آثار معماری صخره ای در بیشتر نقاط جهان به چشم می خورد، ولی معماری صخره ای از نوع کندوان فقط در یک منطقه دیگر روی زمین ایجاد شده و آن در دره زیباری گورمه ترکیه است ؛ البته وسعت منطقه معمای صخره ای در دره گورمه حدود 15الی 20 برابر کندوان آذربایجان است (کندوان ، بهشت گمشده ، دکتر حمید صبری و دکتر علی اسلامی).
درباره تعداد خانه ها شاید به علت پیوستگی نتوان تعداد دقیق آنها را حدس زد، اما به نظر می رسد خانه های این روستا در حدود 100 واحد باشند که در هر کدام دو یا سه طبقه خانه ساخته شده و در هر طبقه معمولا یک خانواده زندگی می کنند. در بعضی خانه ها علاوه بر اتاقها، با دقت و حوصله بالکن وسیع و کشیده ای نیز جلوی پنجره ها کنده و درست کرده اند. درها و پنجره های باریک به این بالکن ها باز می شوند و زنان با ذوق روستا در قسمتهایی از این بالکن ها گلدان های شمعدانی قرار داده اند و در مواقعی بندی بر این بالکن ها کشیده اند و لباس های رنگارنگشان را روی آن پهن می کنند تا خشک شود.
تقریبا تمام خانه ها را با تیشه دستی کنده اند، ولی چنان با ظرافت و دقتی این کار را کرده اند که باور کردنی نیست. دیوارها، تاقچه ها، جای درها و پنجره ها چنان استادانه کنده شده اند که بیشتر به وهم می ماند تا واقعیت. خوشبختانه جنس سنگها چنان محکم است که با تراشیدن آنها باز هم می توانند چند طبقه روی هم را دوام بیاورند.بعضی خانه ها هم در کوههای بزرگ و به هم چسبیده و به صورت پشت به پشت یا پهلو به پهلوی هم ساخته شده اند که در مواردی ، این خانه ها با یک دریچه کوچک به یکدیگر متصلند و ساکنان از طرق همین گذرگاه ها با یکدیگر ارتباط دارند.

سمفونی رنگ ها


همه پوشش ها و زیراندازهای خانه ها اعم از فرشها، گلیم ها، پالازها، چهل تکه ها و پرده ها محصول دستان هنرمند زنان روستاست. هر صبحی که فرا می رسد، خانمها شروع به آب و جارو و خانه تکانی می کنند. گلیم ها و چهل تکه های رنگارنگ ، در بلندای ستیغ کوههای سهندبر دست زنان روستا تکان می خورد و سمفونی تکرار ناپذیر رنگها را به تصویر می کشند. در همان زمان اگر در کوچه های تنگ و باریک کندوان گذر کنی ، بوی نان محلی در فضا متراکم است.
جالب اینجاست که بیشتر آشپزخانه ها در کندوان ، به علت نبودن دودکش و فضای کافی در محوطه داخل خانه ها و برای پرهیز از دود تنور، بیرون کندوها و در دامنه های کوه ساخته شده اند. همین جا یاد آوری کنم که بیشتر زنان روستای کندوان با سواد هستند و درصد بیسوادان این روستا حتی از تبریز و آذربایجان هم کمتر است.
روستا مسجد، حمام ، مدرسه و آسیاب دارد و کران مسجد تقریبا بزرگترین کران روستاست. در اینجا آرامشی باورنکردنی به انسان دست می دهد. وقتی به این موضوع فکر می کنم که چگونه این انسانها، طبیعت سخت را به تسخیر خود درآورده اند، به عنوان یک انسان در خود قدرتی مهار نشدنی حس می کنم که تمام همنوعان من در طول تاریخ برای مهار طبیعت از آن بهره برده اند.

ساکنان نخستین


در تاریخ این منطقه ، این گونه نقل شده است که نخستین کسانی که به کندوان پا گذاشته اند، ساکنان روستایی به نام حیله ور- که در دو کیلومتری غرب کندوان واقع بوده است - بوده اند که در قرن هفتم هجری برای در امان ماندن از حمله مغولها به دشتی در مقابل کندوان فعلی مهاجرت کرده اند و در طول مدت زمانی به تدریج درون کرانها را حفاری کرده و پناهگاهی امن برای خود ساخته اند. گویا این روستا علاوه بر زیبایی خیره کننده اکنونش ، زمانی نیز پناهگاه و خانه امید انسان هایی درمانده و بی پناه بوده است. از شگفتی های دیگر روستای کندوان ، آب این چشمه ها است.
مسافرانی که پیش از ما به این روستا آمده اند معتقدند آب کندوان در از میان بردن سنگ کلیه تاثیر بسزایی دارد.
حتی راننده ما از آب این چشمه حکایت ها تعریف می کند که راست و دروغش با خودش. این چشمه ها سالانه گردشگران فراوانی را روانه این روستا می کند. کندوان علاوه بر اینها به خاطر لبنیات مرغوب و عسل طبیعی اش نیز شهرت دارد ؛ همچنین محیط آرامش بخش و سکوت شبانگاهی روستا توام با نسیم دلپذیری که از سهند زیبا می وزد، انسان را مجذوب این روستا می کند.

چشمه های آب معدنی


کندوان با اشکال و بافتهای معماری باستانی از جمله نمونه های منحصر به فرد بناهای صخره ای در جهان است که در نزدیکی شهر تبریز در دامنه کوههای زیبای سهند واقع است. سهند به خاطر برف و باران فراوان سرچشمه رودهای متعددی است که یا جلگه های داخلی را مشروب می کند یا به دریاچه ارومیه می ریزد. آب و هوای خوش این منطقه سبب حاصلخیزی خاک اطراف روستای کندوان می گردد. مرغوب ترین کشتزارهای اهالی کندوان در مقابل روستا، بر روی دشتی مرتفع و زیر بنا قرار دارد. دره شمالی جنوبی سرسبز کندوان یکی از خوش آب و هوا ترین و زیباترین نقاط کوهستانی ایران به شمار می رود که علاوه بر نهر نسبتا بزرگ دارای چشمه های آب معدنی نیز هست که دارای خواص پزشکی فوق العاده بوده و احتمالا در دفع سنگ کلیه بی تاثیر نیست مراتع سرسبز کوههای سهند از مهمترین مراکز دامداری و دامنه های اطراف کندوان یکی از بهترین نقاط پرورش دام در ایران به شمار می رود.




احمد جلالی فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها