اکنون ، مرگ بر من گوارا است

مرحوم آیه الله حاج شیخ حسین لنکرانی اظهار داشتند: بعد از شهریور بیست ، در یکی از جلساتی که علیه اشغال ایران توسط متفقین داشتیم ، بحث حاج شیخ فضل الله نوری به میان آمد.
کد خبر: ۱۰۵۷۱۷
در این جلسات ، عده زیادی از رجال و شخصیتهای مهم سیاسی سابقه دار از قبیل مورخ السلطنه سپهر و آقازاده اش مورخ الدوله سپهر و فطن السلطنه و حاجی میرزا اسماعیل هشترودی (پدر پروفسور هشترودی معروف) حضور داشتند و از جمله ، یکی هم مستشارالدوله صادق بود که یکی از چند نماینده مشهور آذربایجان در مجلس شورای صدر مشروطه بود و علاوه ، سابقه ریاست مجلس در مشروطه دوم را نیز داشت ، و کار نداریم که این اواخر متنبه شده بود و راجع به میرزا ملکم خان چه اطلاعات مهمی داشت. در یکی از جلسات ، مستشارالدوله به مناسبت بحث در باب شیخ شهید، اظهار داشت که: «مرحوم حاج شیخ فضل الله ، وقتی که کار متمم قانون اساسی تمام شد، خودشان همراه با منشی شان (حاج میرزا علی اکبر) به مجلس تشریف آوردند. آن وقتها هنوز میز و صندلی توی مجلس نیامده بود و وکلا روی زمین می نشستند و به پشتیهایی که گذاشته شده بود تکیه می دادند. شیخ در حالیکه به پشتی تکیه داده و راحت نشسته بود و عصای آبنوسش را نیز روی دوشش گذاشته بود گفت: میرزا علی اکبر بخوان! میرزا علی اکبر شروع کرد به خواندن قسمت راجع به نظارت فقهای طراز اول در متمم قانون اساسی سابق که پیشنویس آن را شیخ تهیه کرده بود. پس از اینکه حاج میرزا علی اکبر اصل مزبور را خواند، شیخ راست نشست و سرش را روی دسته عصای آبنوسش گذاشت و گفت: میرزا علی اکبر دوباره بخوان! شمرده تر بخوان! و او دوباره شروع کرد به خواندن. وقتی خواندن اصل تمام شد، مجددا شیخ سرش را از روی عصا برداشت و گفت: میرزا علی اکبر، یک بار دیگر هم بخوان! شمرده تر بخوان! آرامتر بخوان! و او نیز برای سومین بار شروع به خواندن کرد. وقتی که بار سوم هم ، محرر مرحوم شیخ آن اصل را قرائت کرد، شیخ سر عصا را روی شانه اش گذاشته تکیه داد و نفسی عمیق کشید و گفت ...».
به گفته مرحوم لنکرانی: در اینجا مرحوم مستشارالدوله به یک عبارت عربی از شیخ اشاره کرد که البته عین آن عبارت را خود او، آن طوری که تحویل گرفته بود، نمی توانست تحویل بدهد. ولی یک جوری عبارت شیخ را نقل کرد که ، ما که سابقه داشتیم و آن کلام هم از شیخ معروف بود، نتیجه گرفتیم که عبارت شیخ همین «الان طاب لیالموت»ی بوده است که همه می دانستند شیخ گفته است ، و بعد از گفتن ما هم خود مستشارالدوله تصدیق کرد که ، بله! بله! شیخ همین عبارت را گفت: «الان طاب لی الموت» (حالا دیگر مرگ بر من گواراست)! یعنی کارم را انجام دادم ، یعنی این مهار را زدم ، یعنی کار را طوری کردم که دیگر نتوانند اغراضشان را به اسم قانون اساسی پیش ببرند (پایان اظهارات لنکرانی). کلام مزبور، در لحظات بسیار حساس و به اصطلاح سر بزنگاههای مهم تاریخ ، از سوی فقهای بزرگ ما به کار رفته است. فی المثل ، مشهور است که مرحوم صاحب جواهر، فقیه و مرجع نامدار شیعه ، در روزهای آخر عمر خویش علمای طراز او^ل نجف را در مجلسی گردآورد و آنگاه در برابر چشم آنان شیخ انصاری معروف را فراخواند «و بر بالین خود نشاند و دستش را گرفته بر بالای قلب خود نهاد و گفت: الان طاب لی الموت. یعنی ، حال مرگ بر من گواراست. پس به حاضرین فرمود: هذا مرجعکم من بعدی. این مرد پس از من ، مرجع شما خواهد بود».
مقصود صاحب جواهر از جمله الان طاب لی الموت آن بود که ، من دارم از دنیا می روم و جهان تشیع و ایران اسلامی را در میان گرداب حوادث به دست زعیم پارسا و خردمندی می سپارم که با وجود او، خلا حضور من پر می شود ؛ و دیدیم که تاریخ نیز بر صدق گفتار وی مهر تاکید نهاد. شهید نوری نیز با به کارگیری این تعبیر در مجلس شورای صدر مشروطه که مرکز تدوین قوانین اساسی کشور بود به همه فهماند که از ارائه پیشنویس اصل دوم متمم ، مقصدی جز حفظ دین و اجرای احکام اسلام را دنبال نمی کرده و در این راه ، از هیچ نوع آسیب و مخاطره هم پروا نداشته است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها