گفت‌وگو با محمد حنیف، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس

ترسیم سیمای مقاومت در ادبیات داستانی

محمد حنیف، داستان‌نویس و پژوهشگر ادبیات داستانی دفاع مقدس است. او سال‌هاست علاوه بر نوشتن چند رمان که برای برخی از آنها برنده جایزه بهترین کتاب سال دفاع مقدس هم شده است، بر آسیب‌شناسی ادبیات دفاع مقدس متمرکز است. از میان آثار پژوهشی متعدد او، «کندوکاوی پیرامون ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس» بیش از باقی آثارش مورد توجه قرار گرفته است. دکتر حنیف که مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما است، داوری چند جایزه ادبی مانند شهیدغنی‌پور و یوسف را نیز درکارنامه دارد. با او درباره ادبیات مقاومت و بخصوص ادبیات داستانی دفاع مقدس به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۱۰۵۵۳۸۴

ادبیات مقاومت، اغلب این آسیب را پذیرا بوده که به عنصر زبان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تمهیدات ادبیات داستانی، بی‌توجه بوده است، اگر شما بخواهید در نگاهی کلی اما دقیق به زبان در ادبیات داستانی دفاع مقدس نگاه کنید، وضع را چگونه می‌بینید؟

هر چه از سال‌های جنگ فاصله گرفته‌ایم، آثار به این لحاظ وضع مطلوب‌تری یافته است. رفته‌رفته توجه به زبان به‌عنوان مشخصه بارز ادبیات داستانی دقیق‌تر شده است. اما هنوز هم هست آثاری که به زبان بی‌توجه‌اند، بویژه برخی آثار که از سوی ناشران شهرستانی دولتی منتشر می‌شود. این دسته از ناشران تنها به این می‌اندیشند که وظیفه‌شان انتشار اثر است و حالا با چه کیفیتی فرع بر ماجراست. اما ناشران جاافتاده‌تر و نویسندگان شناخته‌شده، امروزه با توجه به این نکته که ادبیات داستانی دفاع مقدس، گونه‌ای از ادبیات است که زبان را مهم می‌داند، آثار خود را می‌نویسند. آثاری که شاخص است، به زبان توجه دارند.

به برخی از ناشران که بر اساس وظایف سازمانی خود آثار را منتشر می‌کنند، اشاره کردید. اتفاقا یکی از آسیب‌هایی که پیش از این نیز اشاره داشته‌اید که به ادبیات داستانی دفاع مقدس ضربه زده، همین است. با این سفارش‌ها و فرمایش‌ها چه باید کرد؟ اینها نوشتن درباره جنگ را با این همه قابلیت‌های دراماتیک و وجوه غنی داستانی، به امری تقلیل‌یافته و مناسب حال و هوای کارمندی تبدیل کرده‌ است.

البته بر این باور نیستم که هر اثر سفارشی، این‌گونه است. در تاریخ ادبیات داستانی جهان هم اثر سفارشی‌ کم نبوده که نویسنده به‌خاطر تعهد و اعتبار خودش، آن را جدی گرفته با تمام توانش نوشته است. در آثار سفارشی ما هم آثار شاخصی هست. آسیب اساسی این است که گاه سفارش‌دهنده می‌خواهد دخالت کند و حتی در جزئیات عناصر داستانی اعمال‌نظر بکند. اما توجه داشته باشیم که هر نویسنده‌ای هر موضوعی را نمی‌پذیرد و هر کسی هم به هر نویسنده‌ای سفارش نمی‌دهد. بنابراین هر کار سفارشی و فرمایشی بی‌توجه به زبان و دیگر عناصر داستانی نیست. چنانچه در آثار خودجوش نیز بی‌توجهی به زبان هست.

پس بیایید موضوع را فهرست‌بندی کنیم؛ اساسا آسیب‌هایی که این نوع از ادبیات داستانی را تهدید می‌کند به زعم شما چیست؟

محصول آسیب‌شناسی ادبیات داستانی دفاع مقدس را می‌توان در چند دسته، صورت‌بندی کرد. متاسفانه در سیاستگذاری‌ها، نگاه‌ها گاهی بسیار بسته است. ما دچار تلقی خاصی از دفاع مقدس هستیم. نگاه‌ها همه‌جانبه نیست.

گمان بر این است که تنها آنچه در ذهن سیاستگذار ارزش محسوب می‌شود باید پرداخته و اجرا شود. براساس این سیاستگذاری‌ها مبالغ کلانی هم صرف امور بیهوده می‌شود. برایتان مثال می‌زنم. ده سال پیش، من و محمدرضا گودرزی، قاسمعلی فراست، مرحوم زنوزی جلالی و... در شورایی ادبی فعال بودیم؛ قرار بود برای ادبیات داستانی، پژوهش‌هایی صورت دهیم. در یکی از جلسات مطرح شد که برای انجام پروژه‌ای مبلغی هنگفت اختصاص داده شده تا طی آن نقش روحانیت در جنگ بررسی شود. گفتند طی دو مرحله به دو نفر سپرده‌ایم و مبلغ را هم پرداخته‌ایم اما انجام نشده، ما را راهنمایی کنید. گفتم طرح پژوهشی را بیاورید تا ما ببینیم طرح مساله و سوال‌های اصلی و فرعی تحقیق و فرضیه تحقیق چیست. گفتند ما چنین چیزهایی نداریم مگر لازم است؟! من خیلی غصه خوردم. همین شورا آن سال به سازندگان یک فیلم سینمایی دفاع مقدس هم دویست میلیون تومان کمک کرده بود و این در حالی بود که فیلم تهیه‌کننده هم داشت و این دویست میلیون تومان که امروز شاید یک‌میلیارد تومان ارزش داشته باشد، فقط برای قیدشدن اسم این نهاد پرداخت شده بود؛ در نهادی پژوهشی که فرق سوال و فرضیه و طرح مساله تحقیق را نمی‌دانستند. بخش عمده آسیب، همین‌هاست. این‌که سیاستگذاران ما این‌گونه‌اند.

این رویه که عمومی نیست. هست؟

البته در برخی بخش‌ها آدم‌های برجسته و دلسوزی برای تقویت ادبیات داستانی دفاع مقدس زحمت کشیده‌اند اما اینها اکثریت نیستند. بگذارید روایت دیگری را تعریف کنم.اواخر سال گذشته نیز از سوی یک مدیر فرهنگی، برخی ناشران و نویسندگان را دعوت کردند و گفتند برای دو سال بعد که چهل‌سالگی انقلاب است، یکسری رمان با موضوع انقلاب بنویسید! دوستانی که آمده بودند هر کسی یکی دو سه تا برداشت، حتی نویسنده‌ای هم بود که داوطلب نوشتن چهار رمان شد! این در حالی بود که اگر یک‌سال مراحل آماده‌سازی چاپ و انتشار را در نظر بگیریم، در واقع فقط یک سال برای نوشتن این رمان‌ها وقت هست. مگر می‌شود؟ اینها که میلیاردها تومان برای چنین پروژه‌ای بودجه می‌گیرند، هم معنای رمان را می‌فهمد، هم معنای زمان را! نمونه از این دست بسیار در ذهن دارم. بودجه‌های کلان دست کسانی است که کمترین آشنایی با این موضوعات و کوچک‌ترین سنخیتی با ادبیات داستانی ندارند. دور و بر این آدم‌ها هم کسانی جمع می‌شوند که بدون آشنایی با اصول قصه‌نویسی و... فقط می‌خواهند کتابی منتشر کرده باشند.

در واقع شما ضرورت آشنایی کامل مدیران فرهنگی با ادبیات را تذکر می‌دهید؟

بنده ضرورت‌ها را می‌گویم. یکی از دوستان هم، رمانی برای موزه عبرت نوشته بود و جواب شنیده بود که «این ساواکی شما چرا بددهن است و این بدآموزی دارد!» تا این حد متوجه نبودند و به عناصر داستان ناآشنا بودند که نمی‌دانستند نباید به ادبیات داستانی واقعگرا این طور نگاه کرد. ساواکی در شکنجه‌هایش که عزیزم و قربونت برم تحویل زندانی نمی‌دهد. همین سه نمونه برای آسیب‌شناسی سیاستگذاری‌ها در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس، کافی است.

آیا همه آسیب‌ها به نهادهای فرهنگی برمی‌گردد؟

نه! آسیب دوم، خود ناشران هستند. بسیای از ناشران، نه صفحه‌آرایی و طراحی‌های جلد مناسبی دارند و نه تبلیغات و پخش خوب. اینها مسائل مهمی است در بازار امروز کتاب. اغلب ناشران ما با شیوه‌های نوین بازاریابی آشنا نیستند و همین باعث شده ادبیات داستانی دفاع مقدس مبتلا به همین موضوع باشد.

تاثیر درک فضای جنگ بر شکل‌گیری ادبیات مقاومت چیست؟

آسیب‌های دیگر سبب‌ساز بروز آسیبی بزرگ‌تر شده است؛ این‌که اهالی قلم، بنا بر برخی دلایل، به‌سمت این‌ کتاب‌ها نمی‌روند، محصول تنگ‌نظری‌هاست. برخی نویسنده‌های ما صدای گلوله‌های جبهه‌ها را نشنیده‌اند. کم بوده‌اند امثال احمد محمود و اسماعیل فصیح و... که آن صداها را شنیده‌اند. اینها کسانی هستند که تازه از نظر ایدئولوژیک شاید با دفاع مقدس زاویه هم داشته باشند اما وقتی گفتمانی ملی در کار است، باید همه تلاش‌ها را ارج گذاشت. وقتی نویسنده‌ای به زوایای تلخ دفاع مقدس اشاره می‌کند ما ناراحت می‌شویم غافل از این‌که هیچ انسان عاقل و سالم و فهمیده‌ای نیست که با جنگ میانه خوبی داشته باشد. طبعا همه دوست دارند زندگی سرشار از صلح باشد. بسیاری از نویسندگان، ذات جنگ را تقبیح کرده‌اند که ستودنی است. اینها محصول این است که ما نتوانسته‌ایم مرز بین جنگ و دفاع مقدس را شناسایی و این دو مورد را از هم تفکیک کنیم.

اساسا تفکیک «جنگ» از «دفاع مقدس»، محل سوءتفاهم‌های بسیاری بوده است تا آنجا که امروز شاید تنها به این دلیل به جای «ادبیات جنگ» از «ادبیات دفاع مقدس» استفاده می‌کنیم، که برخی نویسندگان غیرهمسو با انقلاب، در روایت تاریخ دفاع مقدس، ضد جنگ بوده‌اند.

البته تقبیح جنگ، فقط از جانب دگراندیشان اتفاق نیفتاده است. پیش از پاسخ هم بگویم که این اصطلاح روشنفکر و دگراندیش که با موضع ادا می‌کنیم، اصطلاحی است که باید اصلاح شود، چرا که طبعا باید متفاوت و دگراندیش بود. سال‌هاست که فقط آن طرفی‌ها ذات جنگ را لعنت نمی‌کنند؛ نمونه‌های فراوانی از نویسندگان حزب‌اللهی هم ذات جنگ را منفور می‌دانند و تقبیح می‌کنند این با دفاع مشروع متفاوت است. اوایل مواضع ضد جنگ را فقط در آثار نویسندگانی می‌دیدیم که با انقلاب زاویه داشتند. الان اما نویسندگان حزب‌اللهی هم جنگ را تقبیح می‌کنند. ساسان ناطق، مجید قیصری، محمدرضا بایرامی و... هم جنگ را تقبیح می‌کنند. اما همیشه مرزی بین جنگ و دفاع مقدس هست. برخی حماسه‌ها را نمی‌بینند و فقط سیاهی‌ها را می‌بینند و برخی هم این همه حماسه را نمی‌بینند و به بیان سیاهی‌ها اکتفا می‌کنند. تلقی شما درست است، اما نه این‌که فقط آن دسته‌اند که سیاهی‌ها را دیده‌اند.

با این نادیده‌گرفتن‌ آثار شاخص ادبیات داستانی دفاع مقدس و در برخی موارد حتی جلوگیری از انتشار آنها، چه می‌توان کرد؟ به نظر می‌رسد با این وصف، بخش عمده‌ای از بضاعت داستان‌نویسان ما در ترسیم سیمای دفاع مقدس، مغفول مانده است.

اگر نظر شخص من را می‌خواهید باید بگویم نباید ممانعت کرد. اما قضیه کاملا دوطرفه است. هر دو طرف بی‌انصافی می‌کنند. هم نسبت به ترسیم سیاهی‌های جنگ و هم درباره تصویرکردن حماسه دفاع مقدس کم‌انصافی کرده‌ایم. بی‌انصافی آن طیف از نویسنده‌ها هم این است که آثار بچه‌های حزب‌اللهی را کنار می‌گذارند.

ادبیات داستانی دفاع مقدس در آثار شاخص خود، حتی شاید به استانداردهای ادبیات جهانی مقاومت هم امکاناتی را افزوده باشد. اما در ترجمه این نوع از ادبیات توانسته‌ایم ظرفیت‌هایمان را به جهان نشان بدهیم؟

مطلقا. ایراد و گله ما هم مدام همین است که نشده. نه‌تنها ادبیات جنگ و دفاع مقدس، بلکه نسبت به کلیت ادبیات ما در این باره، بی‌مهری شده است. ما خود‌به‌خود به خاطر جمعیت کم کسانی که در دنیا به فارسی تکلم می‌کنند، با تیراژ پایین آثارمان مواجه هستیم و این کاستی هم مزید بر علت شده است.

کسانی که در ترجمه ادبیات داستانی دفاع مقدس ما به زبان‌های دیگر تصمیم‌گیرند، ملاک مشخص و درستی نداشته‌اند. آیا ما آثاری را ترجمه کرده‌ایم که در جشنواره‌ها موفق بوده‌اند؟ آثاری که نویسنده‌‌‌هایشان قابل اعتماد بوده‌اند؟ یا آثاری که گمان کرده‌ایم مفهوم و مضمونشان در دنیای غرب خریدار بهتری دارد؟ کارگزاران ترجمه ادبیات داستانی دفاع مقدس، هم ملاک‌های درستی برای انتخاب آثار ندارند و هم دچار تبعیض و تنگ‌نظری هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها