در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان مثال، رانندهای را مشاهده میکنید که کاملا در جهت عکس خیابانی که یکطرفه است، رانندگی میکند و تازه با چراغ زدنهای ممتد و بوق و فریاد میخواهد از دیگران راه بگیرد یا رانندهای که مثلا در منتهی الیه سمت چپ توقف میکند و به محض سبز شدن چراغ میخواهد به منتهیالیه سمت راست برود یا راننده محترمی که دقیقا وقتی چراغ سبز شد و به وسط چهارراه رسید، تازه یادش میافتد باید آدرس بپرسد و اگر دراین حال خودرویی پشت سرش بوق بزند، فریاد و فحش و ناسزاست که نثارهمدیگر میکنند. رانندگان بسیاری داریم که بدون رعایت فاصلههای جانبی یا فاصله پشتی، خودروی خود را چنان به خودروی جلویی میچسبانند که گویی میخواهند با بلعیدن تمام دود اگزوز آن با یک پرش از روی آن رد شوند. به محض اینکه برسرراه به گرهی ترافیکی برخورد میکنیم، راننده پشت سری تمام تلاش خود را میکند تا هر طور شده از این مخمصه نجات یابد. در چنین شرایطی رفتن به سمت چپ و راست، زیگزاگ زدن، حتی زدن به شانه خالی جاده یا پیاده رو خیابان، دمدستترین راهکارهاست .
عجیب اینکه خیلی از رانندگان ایرانی بهرغم داشتن گواهینامه معتبر هنوز اصول اولیه رانندگی را نمیدانند یا نمیخواهند رعایت کنند. همه ما بارها دیدهایم در شب و در خیابانهای اصلی، راننده پشتی از نور بالا استفاده میکند. یک بار دوست مکانیکی با خنده میگفت ما راننده داریم که هنوز فرق بین نور بالا و پایین خودرو را نمیداند و کاربرد صحیح آن را در جاده یا خیابان تشخیص نمیدهد. برخی رانندگان هم هستند، راهنمای سمت چپ را زده و بعد با کمال تعجب به سمت راست میپیچند. بحث معاینه فنی و آلوده کردن هوا، مساله بیرون انداختن هر آشغالی از درون خودرو به بیرون، مساله عبور از خطوط وسایل نقلیه عمومی و.. که بماند. بحث سرسامآور موتورسیکلتسواران و خلافهای آشکار و بیپروایشان در حضور ماموران راهنمایی و رانندگی خود مثنوی هفتاد من کاغذ دیگری خواهد بود . تصورش را بکنید موتورسیکلت سواری با یک دست فرمان و بادست دیگر درحال صحبت با گوشی تلفن همراه و در همان حال سیگار بر لب با دو کارتن بار اضافی در پشت، در میان یکی از شلوغترین خیابانهای تهران درحال حرکت باشد. کاری که از دست کمتر شعبده بازی ساخته است .
اینهمه قانونشکنی برای چیست؟ چند سال یا چند قرن باید زمان بگذرد تا آن دسته از رانندگان خاطی به این نکته ساده پیببرند که نظم و قانون در جهت آسایش و رفاه ماست و برعکس هرج و مرج و بیقانونی، نهتنها انرژی فردی که سرمایههای کلان اجتماعی ما را بر باد فنا خواهد داد؟ چرا حتی به خودمان رحم نمیکنیم؟
محمدعلی عسگری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: