البته شاهد بودیم که داعشیها در موصل تا آخرین نفس مقاومت کردند و همه کشته شدند؛ افرادی که در آنجا بودند غالبا داعشیهای خارجی بودند یعنی بیشتر از روسیه، تاتارستان، چچن، سینکیانگ چین و اویغورها بودند و افراد بسیاری نیز از کشورهای اروپایی و البته تعدادی هم از مردم عراق بودند که توانستند به اشکال مختلف ازجمله پوشش لباس زنانه یا به شکل مردمی که از موصل آواره میشدند فرار کنند؛ لذا داعش در عراق همچنان حضور دارد و هنوز عراق پاکسازی نشده است، در سوریه هم در شهر رقه تعداد بسیاری از داعشیها به دیرالزور منتقل شدند و ظاهرا این نقل و انتقالها با نظر آمریکاییها در حال انجام است، چرا که آنها میخواهند شهر رقه را بدون تلفات و بدون شکلگیری جنگ واقعی که در موصل شاهد بودیم تصرف کنند. البته بخش کوچکی از داعش در سوریه در نزدیکی مرز جولان اشغالی است. تیپی به نام تیپ خالدبن ولید که با این تفاهمی که بین پوتین و ترامپ در هامبورگ امضا شد و آتشبسی که اعلام شده است ظاهرا این اشخاص در آنجا خواهند ماند و از حمایت اسرائیل برخوردار خواهند شد.
دو نکته مهم مطرح است؛ داعش مرکز بهاصطلاح خودشان دارالخلافه را از دست داده یعنی از نظر خط سیاسی در میان داعشیها مسالهای به نام تمکن مطرح است که در جایی که توانستند تمکن ایجاد کنند؛ یعنی زمین را در اختیار داشته باشند و خلیفه انتخاب کنند در آن صورت حضورشان مشروع است و سایر مسلمانان وظیفه دارند که با این خلیفه بیعت کنند و این مساله فقه سیاسی است. اما با آزاد شدن موصل، این مساله تمکن در واقع حذف شد و بخصوص که سرنوشت خلیفه هم نامعلوم است، البته روسها تاکید کردند در بمباران، ابوبکر بغدادی کشته شده است. اخیرا اعلامیههایی که از مراکز داعش به دست آمده نشان میدهد که این صحت دارد و تاکید کردند که مساله کشته شدن خلیفه را تا زمان انتخاب خلیفه جدید ترویج نکنند تا در روحیه افراد تاثیر نگذارد. نفس از بین رفتن چیزی به نام تمکن و کشته شدن خلیفه از نظر فقه سیاسی آنها ضربه سختی است و قاعدتا باید موجب شود بیعتکنندگان قبلی در نقاط مختلف در آفریقا، نیجریه، تونس و سومالی و بسیاری از جاهای دیگر عملا بیعتشان تمام شده باشد و دیگر مشروعیتی نداشته باشند. این صرفا از نظر فقه سیاسی است که معتقد هستند هر چند نفر از اهل حل و عقد یعنی ریشسفیدان میتوانند خلیفه اعلام کنند و مردم باید بعدا با این خلیفه بیعت کنند.
نکته دیگری که باید در مورد آن سخن گفت، این است که داعش خود به خود به وجود نیامده و پدر و مادری دارد. فکر ایجاد داعش در سال 2006 در جلسهای با حضور خانم کاندولیزا رایس وزیر وقت خارجه آمریکا با مسئولان امنیتی پنج کشور عربی مصر، اردن، عربستان سعودی، قطر و امارات در جلسه محرمانهای در قاهره انجام شد و بعد هم شاهد گسترش داعش، عضوگیری، آموزش نظامی و عقیدتی و در اختیار قرار دادن اسلحه و پول و به آنها بودیم.
اما سوال این است کشورهایی که موجب بهوجود آمدن داعش شدهاند همچنان میخواهند این فرزند را نگه دارند یا اینکه تاریخ مصرف داعش تمام شده یا همچنان به داعش در جهان عرب و جاهای دیگر نیاز است؟
ظاهرا به دلیل اینکه آمریکاییها در چارچوب موضوعی به نام ائتلاف در عراق حضور دارند، تصور میکنم نیازی به داعش نباشد، هرچند این امکان وجود دارد که باقیمانده افراد داعش که اغلب هم بعثیهای خود عراق هستند و حلقه اول تصمیمگیری همراه با ابوبکر بغدادی افسران بعثی ارتش صدام بودند، برای فشار آوردن به آقای حیدر العبادی و پافشاری برای انحلال حشدالشعبی همچنان از این داعشیها به شکل عملیات انتحاری، انفجار و ایجاد ناامنی استفاده شود.
در این میان تحول دیگری که رخ داده انتقال بعضی از واحدهای داعش به آسیاست که اخیرا شاهد بودیم؛ بهعنوان مثال در افغانستان که طالبان حضور داشت، ناگهان شاهد پیدایش داعش و عضوگیری آن هستیم که طبق اطلاعاتی که داریم، طالبان را هم قبول ندارند. طالبان زمانی برای عضوگیری به هر عضو 150 دلار دستمزد ماهانه میداد، ولی داعش طبق اطلاعات موجود 400 دلار به هر فرد میدهد. این نشان میدهد که پشت پیدایش داعش در افغانستان یک برنامه اطلاعاتی وجود دارد، بخصوص که ما گزارشهایی از افغانستان داشتیم که هلیکوپترهای وابسته به نیروهای آمریکایی، افراد داعش را در نقاط مختلف جابهجا میکردند. همچنین در فیلیپین شاهد حضور داعش و عملیات آنها هستیم. با توجه به اینکه رئیسجمهور کنونی فیلیپین بشدت ضدآمریکایی است، بعید نیست آمریکاییها پشت حضور داعش در فیلیپین باشند. البته مشکلاتی که در فیلیپین دولت مانیل با مسلمانان برخی مناطق این کشور داشت بسیار قدیمی است و اقداماتی برای مذاکره و حل این مشکلات صورت گرفته است، اما با ظهور داعش در فیلیپین میتوان گفت طبیعتا اینها افرادی نیستند که قابل مذاکره باشند و بتوان مسائل را با آنها حل کرد.
محمدعلی مهتدی / کارشناس مسائل منطقه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم