برای بسیاری از تحلیلگران موضوعات راهبردی و امنیتی این مساله مورد پرسش و ابهام قرار داشت که با توجه به مفاد برجام، ایران میتواند چه اقدامات مؤثری در برابر سیاستهای تهاجمی ایالات متحده برای محدودسازی قدرت ایران به انجام رساند.
زمانی که گزارش «کمیته پیگیری اجرای برجام» منتشر شد، واقعیتهای برنامه جامع اقدام مشترک و آثار آن برای امنیت ملی ایران بیش از هر زمانی آشکارتر شد. واکنش و تصمیمگیری کمیته پیگیری برجام از شعارهای دوران گذشته سطحیتر بهنظر میرسد. کمیته به این جمعبندی رسید که ایران میتواند مقادیری را برای ارتقای قابلیتهای موشکی و برنامههای مبارزه با تروریسم در خارج از کشور اختصاص دهد.
واقعیت این است که چنین تصمیمی به هیچ وجه نیازی به انجام اقدام متقابل در برابر سیاستهای آمریکا ندارد.
آیا هر کشوری که برای اهداف راهبردی خود مقادیری را اختصاص میدهد، چنین تصمیمی را در واکنش به اقدامات کشورهای دیگر انجام میدهد؟ برنامهریزی برای اهداف دفاعی ایران را میتوان بهعنوان بخشی از ضرورتهای راهبردی دانست که دولتها باید در حمایت از برنامههای امنیتی و راهبردی خود به انجام رسانند. از همه مهمتر اینکه هر کشوری اعتبارهای تنظیمشده در حوزه دفاعی خود را تخصیص میدهد. در شرایطی که چنین اعتباراتی تخصیص پیدا نکرده، چگونه میتوان اعتبارات جدیدی را در برابر سیاست تهاجمی و دیپلماسی اجبار آمریکا مورد توجه قرار داد؟
واقعیتهای برجام بهگونه تدریجی خود را منعکس میسازد. در سالهای گذشته بسیاری از تحلیلگران موضوعات راهبردی به این مساله اشاره داشتند که الگوی تنظیم برنامه جامع اقدام مشترک نمیتواند هیچگونه مطلوبیت راهبردی برای ایران ایجاد کند. برجام بهگونهای تنظیم شد که ایران تمامی تعهدات خود را به مرحله اجرا گذاشته است.
گزارش دبیرکل سازمان ملل و مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره راستیآزماییهایی که انجام گرفته، نشان میدهد که ایران در وضعیت تداوم اجرای تعهداتی است که در روند برجام آن را پذیرفته است.
در شرایط موجود، انگارههای غیرواقعی که توسط برخی از مقامات اجرایی مشارکتکننده در برنامه جامع اقدام مشترک بیان میداشتند، واقعیت خود را منعکس میسازد. افرادی که به این موضوع اشاره میکردند اگر آمریکا به تعهدات خود عمل نکند، ایران در عرض یک ساعت موقعیت گذشته خود را بازسازی خواهد کرد. واقعیت آن است که چنین توافقی به هیچ وجه نمیتواند گذشته راهبردی ایران را اعاده کند. از سوی دیگر، تصمیم اتخاذشده از سوی کمیته پیگیری برجام نشان میدهد که الگوهای واکنشی و تصمیماتی که از آن بهعنوان اقدام متقابل یاد میشود، به هیچ وجه نمیتواند عامل بازدارنده در برابر سیاستهای محدودکننده آمریکا داشته باشد.
اداره امور عمومی و اقتصادی ایران نیازمند آن است که حوزه سیاست خارجی براساس تعهداتی که بهجامعه و ساختار سیاسی ایران داده، تحریمهای اقتصادی را پایان بخشد. نهتنها چنین اهدافی تاکنون حاصل نشده، بلکه تحریمهای جدید اقتصادی و راهبردی علیه ایران از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا، مشکلات جدیدی برای دولت در اداره امور اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاد میکند. جامعه ایرانی به وعدههای انتخاباتی رئیسجمهور منتخب اعتماد کرده است. ایشان به این موضوع اشاره داشتند که سایر تحریمها را به کمک وزیر امورخارجه پایان خواهند داد. در حالی که واقعیتهای جدیدی از سوی نهادهای اقتصادی و امنیتی آمریکا شکل میگیرد که نهتنها تحریمهای گذشته ادامه خواهد یافت، بلکه تحریمهای جدیدتری که وضع میشود، مشکلات اقتصادی دولت برای اداره امور عمومی را بیشتر و بیشتر خواهد کرد. الگوی افزایش تحریم در دهه 1980 براساس سازوکارهای مربوط به دیپلماسی اجبار انجام گرفت. دیپلماسی اجبار زمینه تغییر در جهتگیری سیاست خارجی کشورهایی را بهوجود آورد که منجر به فروپاشی پیمان ورشو، دیوار برلین و اتحاد جماهیر شوروی شد.
هماکنون این پرسش مطرح میشود که ایران چه اقدام واقعی در برابر تحریمهای فزاینده آمریکا، اروپا و کانادا میتواند به انجام برساند؟ از سوی دیگر، تداوم تحریمها و محدودیتهای اقتصادی جهان غرب در برابر ایران، چه مشکلاتی را برای اجرای برنامههای اقتصادی، اجتماعی و راهبردی دولت بهوجود میآورد.
تمامی شهروندان ایرانی امیدوارند که رئیسجمهور محترم ایران بتواند به اهداف اعلامشده در دوران رقابتهای انتخاباتی پاسخگو باشد. ادامه تحریم بیشترین مشکلات سیاسی و اقتصادی را برای دولت ایجاد خواهد کرد.
دکتر ابراهیم متقی
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم