روزگاری بود که خانههای تاریخی در وضعیت بحرانی قرار داشتند. مالکان عمدتا شخصی این خانهها در میان هزینههای بالای نگهداری از مجموعههایی بزرگ از یک طرف و ثبت ملی و عدم امکان تخریب ملک از طرف دیگر سردرگم بودند. تغییر کاربری این خانهها و تغییرشان به هتل و اقامتگاه، یکباره تمام معادلات را عوض کرد. از یک سو درآمدزایی ایجاد و بر تعداد اقامتگاههای کشور افزوده شد و از سوی دیگر، خانههای ارزشمند تاریخی نهتنها حفظ شدند، بلکه مرمت و آباد گردیدند.
این روزها هتلهای سنتی چهره شهرهای بسیاری را تغییر دادهاند. حضور عمدتا پررنگ این هتلها در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی سبب شده، گردشگران خارجی بسیاری پیش از سفر به ایران، یکی از این هتلهای سنتی را برای اقامت رزرو کنند. این مساله تا آنجا پیش رفته که برخی از این هتلها تنها گردشگر خارجی پذیرش میکنند تا بتوانند پاسخگوی تقاضاها باشند.
در میان شهرهای موفقی چون یزد، اصفهان، شیراز و کاشان جای تهران خالی است. پایتخت 200 ساله ایران در دل محلات قدیمی خود خانههای تاریخی کم ندارد؛ خانههایی که با مرمت و بازسازی چیزی کم از بسیاری از هتلهای سنتی موفق در کشور نخواهند داشت. در میان شهرهای موفق در این حوزه تهران بسیار مهجور مانده است؛ کلانشهری که به واسطه پایتخت بودن با مشکل کمبود اقامتگاه روبهرو است، از چنین قابلیت بالقوهای بهره نمیبرد. با گشتی کوتاه در محلات تاریخی در مرکز و شمال شهر تهران، خانههایی نمایان میشوند بسیار زیبا با معماریهایی عمدتا به سبک قاجاری و پهلوی که خالی از سکنه به حال خود رها شدهاند و رو به زوال هستند.
بررسی شرایط این خانهها توسط متولیان میراث فرهنگی و رایزنی با مالکان شخصی آنها هم به حفظ این آثار ارزشمند و جلوگیری از نابودی شان کمک خواهد کرد و هم به گسترش هتلهای سنتی در پایتخت و افزایش اقامتگاه خواهد انجامید. بسیاری از مالکان شاید نمیدانند با صرف هزینهای اندک و با وامهای مرتبط با گردشگری میتوانند به سود اقتصادی درخوری دست پیدا کنند که اگر میدانستند، شاید زودتر از اینها دست به کار میشدند.
آیسا اسدی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم