ریه ها؛ صدا ، نفس و زندگی شما

دکتر «مسجدی» را اولین بار در یکی از روزهای گرم تابستان سال گذشته دیدم. آنجا که در یکی از روزهای برگزاری «جشن نفس» سخنرانی کرد و از وضعیت بیماران ریوی گفت.
کد خبر: ۱۰۴۵۶۵
نام او را آن روز و آنجا، بارها و بارها از زبان بیماران نیازمند به پیوند ریه شنیدم و این که می گفتند: «تیم پزشکی و پیوند بیمارستان مسیح دانشوری فرشتگان روی زمین هستند.»
امسال اما به بهانه دیگری دکتر مسجدی را می بینم. قرار است او که دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات است ، در دفتر خود در بیمارستان مسیح دانشوری ، در انتهای خیابان دارآباد، درباره وضعیت مبارزه با استعمال دخانیات در ایران صحبت کند و از برنامه ها و تصویب طرح جامع ملی کنترل دخانیات بگوید. گفته های او می تواند کاری کند که دست کم شما، شما که سیگار کشیدن را تازه شروع کرده اید، آن را ترک کنید. وارد محدوده دارآباد که می شوم ، انگار فصل عوض می شود.گرمای تابستان جای خود را به خنکای یک منطقه ییلاقی می دهد و زندگی آسان تر می شود، اما سربالایی منتهی به بیمارستان مسیح دانشوری ، یک چیز دیگر است ، بخصوص اگر پیاده باشی و بدتر از آن ، اگر خدای ناکرده سیگاری باشی! نفس ماشین می برد تا از این سربالایی برود بالا ؛ شما که دیگر جای خود دارید! ولی داخل بیمارستان اوضاع ، زمین تا آسمان فرق می کند. فضایی باز و آرام ، پر از دار و درخت که برای بیماران ریوی محیطی مناسب است. موضوع سیگار و دخانیات باعث به وجود آمدن حساسیتی شده که با نگاه کردن به دستهای آدمها، در جستجوی سیگار، خود را نشان می دهد. اینجا اما در دستهای هیچ کس سیگار نمی بینی و این باعث می شود فکر کنی که شاید به خاطر این که دکتر محمدرضا مسجدی رئیس بیمارستان ، دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران هم هست ، سیگار کشیدن در فضای باز این بیمارستان هم ممنوع است!

اولین نقطه استعمال دخانیات کجاست؛ و آیا نمی شود این نقطه اول را از بین برد؛

شما تا به حال از این دستفروش هایی که لواشک یا آلو قرمز یا از این دست چیزها می فروشند، خرید کرده اید؛...من 3 فرزند دارم که یکی از آنها دندانپزشک است و دو تای دیگر دانشجوی پزشکی. آنها همیشه از این دستفروش ها خرید می کنند و ما بر سر این موضوع دعوا داریم. خب همه می دانیم که آنچه اینها می فروشند غیربهداشتی است. پس چرا خرید می کنیم؛! علت آن رنگ و لعاب و جذابیتی است که حتی دهان آدم را آب می اندازد. در مورد سیگار هم وضع به همین منوال است. تبلیغات مستقیم و غیرمستقیمی که برای سیگار می شود، آن را جذاب جلوه می دهد. در سینما، تئاتر و تلویزیون. وقتی هنرمندان و بازیگران سیگار می کشند، مخاطب به طور ناخودآگاه علاقه مند می شود که آن را تجربه کند.

مصرف سیگار غیر از مضرات ، تاثیر دیگری هم دارد؛

این قابل انکار نیست که کشیدن اولین سیگار، سبب انبساط در سیستم روانی و فکری می شود. درواقع نیکوتین اثراتی دارد که هم در شادی و هم در غم تاثیرگذار است. به این ترتیب کسی سیگار می کشد، آن را به دیگران هم توصیه می کند. اما مساله اینجاست که این نقطه خوش تنها در همان بار اول اتفاق می افتد و پس از آن چون سلول های مغز به این فرایند عادت می کنند آن شادی ، خوشی و گسستگی از مشکلات روزمره دیگر اتفاق نمی افتد. از این به بعد فاصله های مصرف سیگار در فرد سیگاری کمتر و مصرف بیشتر می شود و چون آن نتیجه تجربه اول حاصل نمی شود، او از وسایل و روشهای دیگری مثل قرص ، تریاک ، حشیش و امثال اینها استفاده می کند تا به آن نقطه برسد. به همین خاطر هم هست که مبارزان با دخانیات همین نقطه اول را هدف گرفته اند. یعنی با پذیرش این واقعیت که نیکوتین تاثیر نشئه کننده ای دارد بر این موضوع تاکید می کنند که این یک واقعیت بسیار کوتاه مدت است و تلاش می کنند تا مانع تجربه اولین سیگار شوند و همه این تلاشها هم به این خاطر است که از به خطر افتادن سلامت فرد جلوگیری کنند. باز هم تاکید می کنم که نیکوتین ماده ای اعتیادآور است و به همین خاطر هم هست که فرد پس از تجربه اولین سیگار، باز هم به سوی مصرف آن کشیده می شود.

غیر از این اعتیادآوری ، سیگار چه مسائل دیگری برای فرد به وجود می آورد؛

جدای از عواقب و اثرات جانبی سیگار که از میان آنها می توان به تاثیر آن بر کارایی فرد، اثرات مخرب اقتصادی و اجتماعی و تاثیرات رفتاری و کرداری اشاره کرد ؛ سیگار بشدت برای سلامت فرد مضر است. در سیگار و توتون ، 4000ماده وجود دارد که یکی از آن مواد نیکوتین است که اعتیاد آور است. از میان 3999 ماده دیگر، 50 تا 55 ماده سرطان زا هستند. این مواد بر روی سیستم ایمنی و سیستم دفاعی بدن تاثیر می گذارند. از لب و دهان و دندان و حلق و ریه و پوست و مو و ناخن گرفته تا دستگاه ادراری و تناسلی و... همه از اثرات سیگار، دچار آسیب می شوند. اثرات بهداشتی و بیماری های دخانی در طی این چند قرن و بخصوص چند دهه اخیر، مورد مطالعه علمی قرار گرفته است و هر چه جلوتر می رویم کفه ترازوی ضررها سنگین تر می شود، اما متاسفانه ما می بینیم که امروزه سن شروع مصرف سیگار کمتر شده و در نسل جوان ما از 13 ، 14 سالگی شروع به کشیدن سیگار می کنند. آنها در جستجوی شادی و نشاط موقتی سیگار هستند و ما باید تلاش کنیم تا با به وجود آوردن شرایطی برای شادی و نشاط پیوسته و دائمی در آنها از رجوع آنها به سیگار جلوگیری کنیم.

اشاره ای به وجوه اقتصادی مصرف سیگار کردید، می شود توضیح بیشتری بدهید؛

در پشت اعتیاد به مصرف سیگار، مافیای عظیم اقتصادی وجود دارد که در سال 300 میلیارد دلار سود می برد. کسانی که پشت این صنعت هستند به چیزی جز سود فکر نمی کنند و تلاش می کنند تا راههای تحصیل این سود را مطمئن و پایدار کنند. در هر جا که مقررات حکومتی ، فرهنگ مردم و آگاهی های عمومی در مقابل سیگار رشد پیدا می کند، این مافیا بازار مصرفی اش را از آنجا به جای دیگری منتقل می کند. جالب است بدانید که بیشترین سود مصرف سیگار نصیب کمپانی های امریکایی می شود و این در حالی است که به خاطر رشد فرهنگی در امریکا و دیگر کشورهای توسعه یافته ، بازار مصرف به سمت کشورهای در حال توسعه کشیده شده است.

از دو وجه بهداشت و اقتصاد سیگار سخن گفتید، وجه سومی هم وجود دارد؛

افزون بر این دو وجهی که در باره اش صحبت کردیم ، یعنی بهداشت سلامت و اقتصاد وجه سومی هم وجود دارد و آن وجه فرهنگی و اجتماعی است. سیگار می تواند دریچه ورود به انحرافات بعدی باشد که از میان این انحرافات می توان به انحرافات اخلاقی اشاره کرد. خوشبختانه در جوامعی مثل ایران و دیگر کشورهای اسلامی ، به خاطر پایبندی به اخلاق و فرهنگ خانواده ، شرایط مبارزه با سیگار مهیاتر است. به عنوان مثال دولت عربستان سعودی برای حفظ حرمت حرمین شرفین استعمال دخانیات را در این اماکن ممنوع کرده. بعلاوه عرضه و مصرف سیگار در دو شهر مقدس مکه و مدینه ممنوع شده است. ما هم باید در کشورمان چنین کارهایی را انجام بدهیم. ببینید در کشور ما به خاطر همان پایبندی اخلاقی و فرهنگی که گفتم ، پدر هیچ گاه سیگار به فرزند خود تعارف نمی کند، اما سوداگران مخدر راه دیگری برای ورود انتخاب کرده اند و آن قلیان است. به نظر می رسد کسی به اعتیاد قلیان فکر نمی کند و یا قبح آن از بین رفته است. به همین خاطر هم هست که ممکن است ، قلیان بین اعضای یک خانواده دست به دست شود و از همین جاست که زمینه مصرف سیگار هم به وجود می آید. به هر حال در مورد استعمال دخانیات باید کار اساسی انجام شود.

شما به عنوان دبیر کل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ، کار اساسی را چه می دانید؛

ببینید، به طور معمول دو راه وجود دارد: پیشگیری ، برای آنها که به سیگار روی نیاورده اند که تقریبا 90 درصد مردم را شامل می شود و درمان ، برای به دام افتاده ها! یعنی 10 درصد سیگاری ها که متاسفانه هزینه های سنگینی را برای درمان به بیت المال تحمیل می کنند. اما گام اساسی و مهم ، بحث پیشگیری است. پایین آمدن سن مصرف سیگار از 17 ، 18 سال به 15 ، 16 سال و بعد هم به 13 ، 14 سال هشداری جدی است. به این ترتیب آغاز پیشگیری باید از پیش دبستان و دبستان و راهنمایی باشد. باید تلاش شود با استفاده از روشهای نوین تربیتی ، باوری درست در بچه ها به وجود آید و به وجود آوردن این باور درست نیازمند تدوین برنامه است.

یعنی این برنامه تا به حال تدوین نشده؛

چرا، ما طرحی را تدوین کرده ایم به نام طرح پاد که تلاشش پیشگیری از استعمال دخانیات است. این طرح براساس محور پاک است. یعنی پندار، انگار و کردار این جریان باید از سنین کودکی و رشد به وجود آید و نگرش ها را نسبت به مواد دخانی تغییر دهد. فرزندانی که با اعتقاد سیگار اول را نمی پذیرند، با اطمینان بالای 90 درصد از دخانیات و بعد از مواد مخدر صیانت می شوند. اما به انجام رسیدن این طرح نیازمند همت جدی همه ارگان و بخصوص آموزش و پرورش است. ما چند هفته پیش در همین بیمارستان کارگاهی داشتیم که با حضور کارشناسان آموزش و پرورش ، سازمان دانش آموزی ، انجمن های اولیائ و مربیان و جمعیت مبارزه با دخانیات برگزار شد. در این کارگاه ، پزشکان بیمارستان ما در مورد راهکارهای پیشگیری از استعمال دخانیات در سه مقطع دبستان ، راهنمایی و دبیرستان آموزش هایی دادند، ما درتلاشیم تا مشابه این کارگاه را برای مدیران آموزش و پرورش برگزار کنیم. بسته یا پکیجی را هم براساس همان محور پاک و «طرح پاد» برای مدیران آموزش و پرورش آماده کرده ایم. در این بسته روشهایی از یک تا 20 ، برای افزایش آگاهی و ایجاد پندار درست نسبت به دخانیات اعلام کرده ایم. ما باید ابتدا بر روی «انگار» کار کنیم و بعد عملکردهای آنها را بطلبیم. برای دانش آموزان هم وضع به همین ترتیب است. باید پندار را تغییر دهیم ، انگار را به وجود بیاوریم و بعد کردار بخواهیم.

نمونه ای هم از این برنامه داشتید؛

نیروی انتظامی و آموزش و پرورش برنامه ای داشتند برای به وجود آوردن فرهنگ ترافیک. به عنوان مثال برای رد شدن از خیابان و یا توجه به چراغ های عابر پیاده خب این کار آموزش داده شد. فرهنگ آن در بچه ها به وجود آمد و حالا از آنها رفتار درست طلب می شود. در مورد دخانیات هم وضع به همین صورت است. یعنی باید قبل از هر چیز فرهنگ سازی شود. مبارزه با دخانیات نیازمند به وجود آمدن جو و حرکتی در کشور است و البته فراموش نکنیم که به زمان هم نیاز دارد. بنا نیست همه اتفاق ها یک شبه بیفتند اما ضرورت برنامه ریزی بشدت به چشم می خورد. ما باید یک مرکب فرهنگی داشته باشیم. آن وقت هر چیزی را می توان بر آن سوار کرد. باید بدانیم که تعامل ، اثر به وجود می آورد. وقتی این جریان به وجود آمد، آن وقت به مرحله اجرایی می رسیم. اعمال قانون می کنیم و متخلف را هم جریمه.

آقای دکتر، عده ای معتقدند مشکل دخانیات در ایران دولتی بودن آن است و به همین خاطر مبارزه با استعمال آن ، کارهای محال است. شما با این نظر موافقید؛

دخانیات در ایران در انحصار دولت است و این با دولتی بودن فرق دارد. تولید و واردات دخانیات در ایران در انحصار دولت است و زیرنظر دولت انجام می شود. در مجلس قبل تلاش شد این انحصار را بردارند. دوستانی می خواستند به استناد خصوصی سازی و رها کردن دولت از انحصارات ، دخانیات را آزاد کنند، اما ما مخالف بوده ایم و هستیم. مستندات کشورهای دیگر نشان می دهد که خصوصی شدن دخانیات ، جز افزایش مصرف نتیجه دیگری نداشته است. مزیت این انحصار این است که میزان تولید و واردات مشخص است و می توان آن را کنترل کرد، اما این همه چیز نیست. در کشور ما در سال 54 میلیارد نخ سیگار به وسیله 10میلیون سیگاری ، دود می شود. باید دید چقدر از این میزان در داخل تولید می شود، چقدر با مجوز وارد می شود و چه میزان قاچاق است. تا یک زمانی 35 تا 40 میلیارد از این 54 میلیارد نخ ، به صورت قاچاق وارد می شد. اما امروز وزارت بازرگانی ، وزارت صنایع ، گمرک و دیگر ارگان های ذی ربط به گونه ای عمل کرده اند که شرکتهای خارجی به وجود آورنده قاچاق ، با دولت قرارداد ببندند.
حسن این کار هم این است که از عوارض و مالیات این واردات ، مبلغی در اختیار وزارت بهداشت و درمان و سازمان تربیت بدنی قرار می گیرد تا بتوانند برای کاهش مصرف دخانیات برنامه های خودشان را اجرا کنند. به این مورد هم توجه کنید که در هر کانتینر حامل سیگار، یک میلیون پاکت جای می گیرد که می شود 20 میلیون نخ سیگار. پس برای جابه جایی 20 میلیارد نخ سیگار به 1000 کانتینر و تریلی نیاز است. این تعداد سیگار را که نمی شود از طریق کیف و وانت و... وارد کرد. پس به نظر می رسد برنامه ای بسیار دقیق ، مرتب و منظم برای قاچاق سیگار وجود دارد.

آقای دکتر، همین انحصار سیگار این شائبه را به وجود نمی آورد که قاچاق هم در درون دولت انجام می شود؛

ببینید، هر جایی که انضباط عمومی خیلی قوی نباشد، قاچاق وجود دارد. ما یک سیگار خارجی در ایران داریم که یک پاکت آن 800 تومان است. در حالی که همین سیگار در «دبی» 4 دلار، یعنی تقریبا 4000 تومان است. همین سیگار در انگلیس ، پاکتی 12 دلار است. خب عاقلانه این است که شما این سیگار را از ایران به انگلیس ببرید اما مساله اینجاست که در انگلیس ، هیچ کس از مغازه دار گرفته تا مصرف کننده ، حاضر نیست این سیگار را از شما بخرد! این انضباط اقتصادی است. اگر قانون حاکم باشد و پایبندی به قانون وجود داشته باشد. ما مشکل قاچاق نخواهیم داشت. در بحث سیگار جنبه های مختلفی وجود دارد ؛ اقتصاد، صنعت ، قاچاق ، توزیع ، مصرف ، فرهنگ ، رسانه و...ما با یک موضوع چند بعدی و چند جانبه مواجه ایم و همین مساله کار را سخت می کند.

از طرح جامع ملی کنترل دخانیات هم صحبت کنید.

این طرح در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است و از روح کلی معاهده بین المللی مبارزه با دخانیات پیروی می کند. ما جزو اولین کشورهایی بوده ایم که این معاهده را امضائ کرده ایم. این معاهده بر ممنوعیت تبلیغ ، حمایت و تشویق مستقیم و غیرمستقیم دخانیات ، واردات دخانیات ، نحوه چاپ پیامهای سلامت و بهداشتی بربسته های سیگار و نحوه فروش و توزیع مواد دخانی تاکید دارد. طرح جامع کنترل ملی دخانیات منطبق با این معاهده است که شورای محترم نگهبان پس از بررسی آن ، به خاطر یکی دو ایراد آن را به مجلس برگردانده است. البته شورای نگهبان با روح قانون موافق است و مطمئن باشید که این قانون با رفع ایرادهای آن تصویب و تا چند ماه دیگر هم اجرایی خواهد شد. اما همچنان تاکید من بر این است که باید به دنبال جایگزین های سیگار باشیم. مسائل فرهنگی و ورزشی باید بچه ها و ذهن آنها را چنان پر کنند که حتی فرصتی برای فکر کردن به سیگار وجود نداشته باشد. اگر برنامه های فرهنگی زودتر و پایدارتر، وارد ذهن بچه ها بشوند، ما در مبارزه با دخانیات برنده خواهیم بود. اما به هر حال درصدی هم خواهند بود که دوست دارند تجربه و امتحان کنند که خب هزینه آن را هم پرداخت خواهند کرد.

اولین سیگار


جریان به 3.5 قرن قبل برمی گردد. در آن زمان برای اولین بار، بشر متمدن آن روز، بومیان قاره تازه کشف شده را دید که برگی به نام «توباک» را آتش می زدند و استشمام می کردند. در این «توباک» ماده ای مفرح و مخدر بوده و هست که نام آن «نیکوتین» است. این ماده یکی از مخدرهای بسیار قوی و اعتیادآور است و میزان اعتیادآوری آن از بسیاری موادمخدر بیشتر است. اما شروع داستان فراگیر شدن نیکوتین به آقای «ژان نیکوت» باز می گردد که نام «نیکوتین» هم از اسم او گرفته شده است. این آقا برای اولین بار «توباک» را که حالا به «توباکو» تغییر نام داده بود به ملکه فرانسه هدیه کرد و از این پس «توباکو» میان پادشاهان و سردمداران کشورها دست به دست شد. به نظر می رسد «توباکو» در زمان صفویه از راه اروپا و عثمانی به ایران رسیده باشد و از آن زمان به «تنباکو» معروف شده باشد. همین طور «قلیان» که بعد به «قلیان» معروف شد و انواع «چپق»، در رقابت با امپراتوری عثمانی ، در ایران رواج پیدا کردند.




رضا حاجی حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها