در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، چندی پیش زنی افغان همراه دختر 12 سالهاش به نام راحله به یکی از کلانتریهای پایتخت مراجعه کرد و از زندگی تکاندهنده خود پرده برداشت. او گفت: «همسرم یک سال از من کوچکتر است. او در چند سال اخیر بارها راحله را مورد آزار قرار داده و هر بار که قصد شکایت داشتم، ما را با سلاح به کشتن تهدید کرده است. یک روز از نانوایی برگشته بودم، دیدم همسرم چاقویی زیر گلوی دخترم گذاشته و او را شکنجه میدهد. من از ترس جانمان شکایت نمیکردم تا اینکه راحله فرار کرد و به خانه یکی از آشنایانمان رفت. او مرا مجاب کرد به پلیس مراجعه کنم.»
سپس راحله که آثار شکنجه روی بدنش مشخص بود، مورد تحقیق قرار گرفت و گفت: «پدرم با تهدید چاقو رفتارهای نامناسبی با من انجام میداد. یک روز که از فوتبال برگشته بود، تعداد زیادی قرص در شیر ریخت تا به زور به مادرم بدهد. میخواست او بیهوش شود تا راحتتر بتواند مرا شکنجه دهد. انگار شیطان در جلد پدرم رفته بود تا اینکه یک روز وقتی به من پول داد تا از داروخانه برایش قرص بخرم، دیگر به خانه برنگشتم و تصمیم گرفتم شکایت کنم.»
با ثبت این اظهارات، راحله به پزشکی قانونی منتقل و آثار شکنجه روی بدنش تائید شد. کارآگاهان نیز در بازرسی از خانه شاکی یک قبضه سلاح بادی پیدا کردند که متهم از آن برای تهدید خانوادهاش استفاده میکرد. این در حالی بود که تحقیقات از محل کار متهم، نشانهای از رفتارهای سوء نداشت.
سرانجام با تکمیل جزئیات پرونده، دادگاه کیفری استان تهران مسئول رسیدگی به ماجرا شد. در جلسه دادگاه، همسر متهم گفت: «یک بار به پدرشوهرم درباره آزارهای پسرش گفتم، اما او گفت نباید شکایت میکردی و باید همه چیز را مخفی نگه میداشتی. ما خسته شده بودیم و امنیت جانی نداشتیم. حالا هم اگر شوهرم مرا طلاق بدهد، از شکایتمان صرف نظر میکنیم.» سپس متهم در جایگاه ایستاد و با رد کودک آزاری، مدعی علاقه به خانواده اش شد. او در پایان دادگاه پذیرفت همسرش را طلاق بدهد تا به این ترتیب زنگ پایان جلسه به صدا درآید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: