در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اوایل بهار سال گذشته ماموران هنگام گشتزنی در شور قلعه محمد شهر کرج، پسر 15 سالهای را دیدند که نیمه جان کنار جاده افتاده و به سختی نفس میکشید. ماموران او را بسرعت به مرکز درمانی منتقل کردند که با تلاش پزشکان، این نوجوان نجات یافت.
ماموران پس از بهبود پسر 15 ساله به تحقیق از او پرداختند که وی به افسر تحقیق گفت: عصر روز حادثه بعد از پایان کلاس زبان منتظر تاکسی بودم تا به خانهمان بروم. خبری از تاکسی نبود و هوا کمکم تاریک میشد تا این که خودروی پرایدی مقابلم توقف کرد و سوار شدم.
وی افزود: پس از طی مسافتی راننده به بهانه شلوغی خیابان تغییر مسیر داد. در همان موقع راننده خودرو را متوقف کرد و مردی که جلو نشسته بود، به بهانه این که ممکن است مسافر خانم سوار شود، در صندلی عقب کنارم نشست. با این حال به آنها مشکوک نشدم. پس از طی مسافتی متوجه شدم راننده به سمت خارج از شهر حرکت میکند. دادو فریاد راه انداختم، اما مرد کناریام که با راننده همدست بود، سرم را زیر صندلی برد و چاقویی را زیر گلویم گذاشت. ساعاتی بعد خودرو متوقف شد. زمانی که همدست راننده سرم را از زیر صندلی بیرون آورد، دیدم در بیابان هستیم.
شاکی ادامه داد: آن دو مرد مرا مورد آزار و اذیت قرارداده و بشدت کتکم زدند. بعد پولها، گوشی و ساعت مچیام را دزدیدند. حتی یکی از آنها کاپشنم را از تنم درآورد و پوشید. آنها سپس مرا سوار خودرو کرده و پس ازطی مسافتی کوتاه از خودروی در حال حرکت بیرون انداختند.
با اظهارات این نوجوان و شکایت او از دو آدمربای آزارگر، ماموران پلیس آگاهی استان البرز با دستور بازپرس ابراهیم مرادی، رئیس شعبه 22 دادسرای جنایی کرج، تحقیقات برای دستگیری دو متهم فراری را آغاز کردند و پسر نوجوان هم تحویل خانوادهاش شد.
در این مرحله مشخصات خودروی پراید آدمرباها در اختیار گشتهای انتظامی قرار گرفت و چند هفته پس از این حادثه، ماموران موفق به توقیف خودرو و بازداشت سرنشین آن شدند.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی اظهارات ضد و نقیضی را مطرح وادعا کرد:من و دوستم در تلگرام عضو گروهی شدیم. مدتی بعد یکی از اعضای گروه با ما مشاجره کرد و ناسزا گفت. ما هم به گمان این که شاکی همان پسر تلگرامی است، او را ربودیم. شاکی و پسر تلگرامی شباهت ظاهری زیادی داشتند.
با اعتراف وی، همدستش نیز بازداشت شد، اما این مرد انگیزه آدمربایی را فقط سرقت عنوان و با رد گفتههای همدستش اعلام کرد: من و همدستم روز حادثه تصمیم داشتیم با ربودن افراد به بهانه جابهجایی مسافر، اموالشان را سرقت کنیم، اما در اجرای نقشه مان چند بار موفق نشدیم تا این که پسر نوجوان را به عنوان مسافر سوار کردیم. بعد در میانه راه او را به اطراف شهر بردیم و پس از آزار و اذیت، اموالش را سرقت و رهایش کردیم.
در ادامه تحقیقات متهم نخست که دید راز جرایمشان فاش شده، به آدم ربایی، سرقت و آزار و اذیت پسر نوجوان اعتراف کرد.
متهمان با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند. چند روز پیش آنها در آخرین جلسه بازپرسی در دادسرا حاضر شدند و جرایمشان ر ا پذیرفتند.
قاضی پرونده نیز پس از اخذ آخرین دفاع از متهمان، پرونده آنها را به اتهام مشارکت در آدمربایی با وسیله نقلیه و سرقت مقرون به آزار با صدور جلب به دادرسی به دادگاه کیفری استان البرز ارسال کرد تا بزودی آنها محاکمه شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: