به گزارش جامجم، 28 مهر 94، دختری با مراجعه به یکی از کلانتریهای پایتخت گفت: «امروز همراه پدرم در صافکاری بودیم که ناگهان دو مرد غریبه به پدرم حمله کردند و به زور او را در پرایدشان انداختند و متواری شدند. آنها با من تماس گرفتند و درخواست سه میلیون تومان پول کردند که این مبلغ را در ایستگاه مترو تحویلشان دادم.» تحقیقات پلیس برای کشف مخفیگاه آدمربایان آغاز شده بود که دختر جوان بار دیگر به کلانتری رفت و گفت: «امروز مردی با من تماس گرفت و گفت هیچ آدمربایی در کار نبوده و پدرم در کمپ ترک اعتیاد بستری است. به آنجا رفتم و پدرم را دیدم.» هر دو مامور پس از دستگیری منکر اتهام خود شدند و گفتند: «چند روز پیش، برادر رحیم به کمپ آمد و گفت رحیم به هروئین اعتیاد دارد و سه بار در کمپ خوابیده اما پس از بیرون آمدن دوباره مصرف مواد را شروع کرده است. او از ما خواست به زور هم که شده برادرش را در کمپ بخوابانیم و ترک بدهیم.»
وی اضافه کرد: «روز حادثه، رحیم را به زور سوار ماشین کردیم و با خود به کمپ بردیم. چند روز بعد از دختر او سه میلیون تومان گرفتیم اما این پول بابت هزینههای درمان پدرش بود و هیچ آدمربایی در کار نیست.» با ثبت این اعترافات، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. صبح دیروز، شاکی در ابتدای جلسه دادگاه رضایت داد و سپس قضات وارد شور شدند و متهمان را از اتهام آدمربایی تبرئه کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم