نگاهی به سریال «زیرپای مادر»

داستان ناگفته آدم‌های معمولی

«زیر پای مادر» با نام اولیه «لبخند رخسار» مجموعه‌ای است به کارگردانی بهرنگ توفیقی که اتفاقا گروه بازیگران نام آشنایی دارد و به جرأت می‌توان گفت این سریال از همه سرمایه‌های تلویزیون در این سال‌ها در حوزه بازیگری استفاده کرده است.
کد خبر: ۱۰۴۱۶۷۰

زیر پای مادر اما دو ویژگی مهم دارد که اولی یک چرخش آشکار در حوزه ساخت سریال‌های مناسبتی و ویژه ماه مبارک رمضان است و دومی شیوه نگارش فیلمنامه توسط نویسنده‌ای همچون سعید نعمت‌الله که بی‌اغراق می‌توان گفت این شیوه دیالوگ‌نویسی به امضای نویسنده بدل شده است.

جدایی، بیست سال بعد

خلیل کبابی با بازی کامبیز دیرباز بیست سال پس از جدایی از همسر بلندپروازش آتنه با بازی بهناز جعفری حالا باید به پسرش اشکان راز دروغ گفتن در تمام این سال‌ها را بگوید. تم محوری یا شاید ایده چند کلمه‌ای زیر پای مادر در همین رابطه مادر و فرزندی است و این که در هر شرایطی مادر، مادر است و نمی‌توان این نسبت را تغییر داد. زیر پای مادر بر مبنای همین نگرش قصه‌اش را طراحی کرده و آتنه‌ای که در جوانی اشکان را رها کرده و هنوز هم درگیر کش و قوس‌های مالی و شغلی است می‌خواهد فرزندش را ببیند و در این میان عشقی میان اشکان و برادرزاده آتنه و در قسمت‌های بعدی خلیل کبابی و رخساره شکل می‌گیرد.

در این بیست سال کینه و نفرت‌های روی هم انباشته شده کار را به جایی می‌رساند که خلیل یک سنگ قبر را به جای مادر به پسرش نشان داده و حتی ترک شهر و دیار کرده، اما مهر مادری چیزی نیست که بتوان آن را مرزبندی کرد و همین جاست که تنش اصلی میان خلیل و آتنه و به شکل طبیعی میان خانواده‌های این دو شکل می‌گیرد و در این میان رابطه عاطفی اشکان هم قصه را به زاویه‌ای دیگر می‌کشاند.

فیلمنامه‌ای که از نمایش می‌آید

سعید نعمت‌الله در این سال‌ها هرگز علاقه‌اش را به این شیوه فیلمنامه‌نویسی پنهان نکرده است، شیوه‌ای که از مکتب نمایش و تئاتر می‌آید و بازیگران گویی به جای گفت‌وگو با هم برای مخاطب و نفر سوم حرف می‌زنند. فیلمنامه‌های نعمت‌الله بشدت به دیالوگ وابسته است و آدم‌های قصه به نوعی حتی در ابراز احساساتشان هم رجزخوانی می‌کنند. آدم‌هایی که عموما از طبقه‌ای از جامعه هستند که مرام و معرفت و قول برایشان همه چیز است و به اصطلاح جنوب شهری و اساسا با نام‌هایی خاص نامگذاری می‌شوند و حتی اگر اسم عادی دارند در گویش بازیگران برای هر نام کاراکتری جداگانه طراحی شده است و گویی نویسنده برای نام‌هایی که دوست دارد یا توجهش را جلب کرده کاراکترسازی می‌کند. این شیوه باعث می‌شود نویسنده در تک‌تک دیالوگ‌ها ردپای خود را بگذارد و طبیعتا کارگردان اثر هم برای میزانسن‌هایش به این کاراکترها و دیالوگ‌ها توجه کند و حتی جغرافیای اثر هم به تبع آن خاص باشد.

پول کثیف

نفر اینجا با بازی مهدی سلطانی نماد آدم‌هایی است که زندگیشان را روی ویرانه دیگران بنا می‌کنند و آتنه در این میان همه چیز از آبروی پدر تا زندگی خود و فرزندش را به خاطر همین نزول از دست می‌دهد و حتی اشکان تا دم مرگ پیش می‌رود. از آن دست آدم‌هایی که در آثار نعمت‌الله معمولا حضور دارند و اینجا نفر انگار تمام ویژگی‌های یک نزولخوار مدرن و شیک را در خود دارد و همین نکته باعث می‌شود همه خانواده و حتی خلیل تلاش کنند تا آتنه را از دست او نجات دهند. این یکی از مستقیم‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی است که به مبحث ربا و نزول ورود می‌کند و به‌خوبی توانسته تلخی این نوع معامله حرام را در زندگی مردم نشان دهد.

تابویی که شکسته می‌شود

زیر پای مادر همان طور که در ابتدای این نوشتار گفته شد یک چرخش جدی در شخصیت‌پردازی و یک تابوشکنی است. اینجا علاوه بر مادر مهربان و نگران به شیوه کلاسیک، کاراکتر منفی حداقل در قسمت‌های ابتدایی، مادری است بی‌‌مسئولیت که حالا در پی جبران گذشته است و این زن بودن قهرمان منفی داستان توانسته زاویه‌ای دیگر از زندگی ماشینی مردم در دنیای امروز را به تصویر بکشد، اما می‌توان یک نکته مهم و جدی را به عنوان علامت سوال مجموعه زیر پای مادر عنوان کرد و آن تکراری بودن دیالوگ‌ها و قصه‌ای است که در برخی قسمت‌ها پیش نمی‌رود. نعمت‌الله با تمام استعداد فراوان و توانایی فوق‌العاده‌اش به نظر باید بازنگری جدی در متن‌هایش داشته باشد زیرا تجربه ثابت کرده مخاطب تلویزیون تا ابد به یک ژانر و سبک روی خوش نشان نمی‌دهد و به نظر باید متن‌ها به‌روزرسانی شود. بپذیریم که با توسعه شهر‌ها و گسترش طبقه متوسط شهری نوع گفت‌وگو و زندگی بسیاری از مردم تغییر کرده و به هم شبیه شده است و از این منظر زیر پای مادر می‌تواند حسن ختامی برای این شیوه باشد.

کامبیز دیرباز، همچنان موفق

کامبیز دیرباز از جمله بازیگرانی است که بخوبی در نقش‌های متفاوت توانسته قدرت بازیگری‌اش را به نمایش بگذارد. او چه در آثار طنز و چه در آثار جدی وجهی از آدم‌ها را به نمایش می‌گذارد که بسیاری می‌توانند با او همذات‌پنداری کنند. در واقع قدرت بازیگری او آنچنان مخاطب را درگیر خود می‌کند تا شخصیتی که او ارائه می‌دهد را باور کند و این قدرت باورپذیری وقتی دوچندان می‌شود که او قهرمان یا ضدقهرمان داستانی باشد که بخوبی روایت می‌شود؛ روایتی از یک فیلمنامه با انسجامی برخوردار که این توانایی را داشته باشد با مخاطب ارتباط برقرار کند. بسیاری از فیلمنامه‌هایی که دیرباز پذیرفته تا آن را اجرا کند این قابلیت را داشته که وجهه ناپیدای بازیگری‌اش را نمایش دهد. همین نکته‌که او دوست دارد در کارهای با ریسک بالا بازی کند، باعث شده در آثار مختلف همیشه با یک چهره تازه از دیرباز مواجه شویم.

بهرنگ ملک محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها