تحلیل شوی تبلیغاتی ترامپ در ریاض در چارچوب تئوری کینزگرایی نظامی

سفر رئیس‌جمهور ورشکسته

سنت نظامیگری در ساختار سیاسی آمریکا از سال‌های پایانی قرن 19 آغاز شده است. در دورانی که آلفرد ماهان نظریه «قدرت دریایی» را ارائه کرد، روند صنعتی‌شدن در آمریکا از گسترش قابل توجهی برخوردار شد.
کد خبر: ۱۰۳۵۸۰۷

صنعتی‌شدن آمریکا با نظامیگری پیوند یافته و پنتاگون به‌عنوان مرکزیت مجتمع‌های فوق‌صنعتی، «مثلث فولادین» قدرت را شکل داده است. مجموعه‌ای که نهادهای اقتصادی و صنعتی به موازات گروه‌های ذی‌نفوذ نظامی و مدیران بوروکراتیک محوریت اصلی نظامیگری در آمریکا را شکل می‌دهند.

رونق نهادهای نظامی آمریکا در شرایطی حاصل می‌شود که بحران‌های امنیتی در حوزه‌های مختلف جغرافیایی تداوم یابد. بحران در سوریه، عراق، افغانستان و یمن را می‌توان نمادهایی از نظامیگری آمریکا در دوران موجود دانست. بسیاری از مراکز تحقیقات دفاعی آمریکا تلاش دارند الگوهایی را ارائه دهند که منجر به افزایش صادرات نظامی پنتاگون به محیط‌های بحران‌زده شود. دونالد ترامپ را می‌توان نماینده بخشی از مثلث فولادین دانست که تلاش دارد تا منابع اقتصادی کشورهای پیرامونی را براساس معادله «پترودلار» به سمت ایالات متحده سرازیر نماید.

به همین دلیل است که عرصه‌های نظامیگری آمریکا با ساخت سیاسی کشورهای محافظه‌کار منطقه‌ای پیوند می‌یابد. چنین مجموعه‌ای در شرایطی دوام خواهند داشت که بحران امنیتی در مناطق مختلف جغرافیایی ازجمله خاورمیانه بازتولید شود. رهبران محافظه‌کار کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای نشان دادن حسن‌نیت خود به دونالد ترامپ، درصدد برآمدند تا زمینه‌های لازم برای «بیعت راهبردی» با آمریکا را نشان دهند. کنفرانس ریاض نمادی از اقتدارگرایی و نظامیگری جدید محسوب می‌شود.

روندی که به‌ موجب آن ترامپ تلاش دارد تا از طریق «کینزگرایی نظامی» زمینه رونق بخشیدن به اقتصاد سیاسی آمریکا را به‌وجود آورد. ترامپ در مناظره‌های انتخاباتی خود به این موضوع اشاره داشت که برای شهروندان و کارگران آمریکایی، زمینه ایجاد کار را به‌وجود می‌آورد. بخش قابل توجهی از اقتصاد سیاسی بین‌المللی آمریکا در حوزه نظامیگری سازماندهی شده است. حوزه‌های تحقیق و توسعه در پنتاگون نه‌تنها راهگشای تولید کالاهای خدماتی و مصرفی می‌باشد بلکه در گام نخست آنان تلاش دارند تا تکنولوژی مدرن را وارد عرصه‌های نظامیگری کنند.

نظامیگری آمریکایی در عصر موجود با تکنولوژی ارتباطی و ماهواره‌ای پیوند یافته است. به همین دلیل است که «شبکه‌های ضدموشک تاد» جایگزین «شبکه پاتریوت» گردید. شبکه‌های پاتریوت در زمان جنگ دوم خلیج‌فارس یعنی در سال 1991 مورد استفاده آمریکا قرار گرفت. از این مقطع زمانی به‌بعد ساختار دفاعی آمریکا توانست قراردادهای نظامی زیادی برای مقابله با سیستم موشکی ایران را منعقد سازد. آمریکا تا سال 2014 به فروش شبکه‌های پاتریوت مبادرت نمود. قرارداد نظامی آمریکا و قطر در سال 2014 به میزان 7 میلیارد دلار برای سازماندهی و طراحی چنین شبکه‌ای بوده است.

به همان‌گونه‌ای که شبکه پاتریوت اقتصاد نظامی آمریکا را در دهه اول قرن 21 به میزان قابل توجهی ارتقاء بخشید، هم‌اکنون شبکه تاد نقش مؤثری در اقتصاد سیاسی بین‌المللی آمریکا پیدا کرده است. مانور نظامی آمریکا در شرق آسیا، زمینه انعقاد قراردادهای نظامی سرسام‌آور با کره جنوبی را به‌وجود آورد. روندی که می‌توان آن را زمینه‌ساز رونق بخشی جدید به ساختار دفاعی آمریکا دانست. قراردادهای منعقد شده آمریکا با عربستان، به‌گونه تدریجی به سایر کشورهای حوزه خلیج‌فارس تسری می‌یابد.

به همین دلیل است که سفر دونالد ترامپ به عربستان بیش از آن که ماهیت دفاعی و امنیتی داشته باشد، باید آن را نمادی از اقتصاد سیاسی نظامیگری آمریکا دانست که ترامپ تلاش دارد از طریق کسب بازارهای جدید چنین اهدافی را تحقق بخشید. واقعیت آن است که نظامیگری در شرایطی رونق پیدا می‌کند که امکان ظهور بحران‌های منطقه‌ای وجود داشته باشد. بحران اقتصادی آمریکا از طریق گسترش بحران امنیتی در کشورهای پیرامونی و به‌کار افتادن اقتصاد سیاسی نظامیگری سامان پیدا خواهد کرد.

اگرچه نظامیگری مجموعه‌های فوق‌صنعتی پنتاگون می‌تواند زمینه رونق بخشیدن به اقتصاد آمریکا را به‌وجود آورد، اما به قول هربرت مارکوزه، کارگران آمریکایی می‌دانند که جنگ و نظامیگری در محیط پیرامونی، مازاد اقتصادی و رونق بیشتری برای اقتصاد آمریکا ایجاد می‌کند. لایه‌های اجتماعی حمایت‌کننده از ترامپ را افرادی تشکیل می‌دادند که در روند بحران اقتصادی 2007 آمریکا در وضعیت حاشیه‌ای قرار گرفتند. آمریکا تلاش دارد تا نظامیگری را از جنوب غرب آسیا تا جنوب شرق آسیا گسترش دهد.

گسترش نظامیگری و فروش کالاهای جدید دفاعی به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر جنگ‌های جدید و منازعاتی را شکل می‌دهد که بحران را گسترش خواهد داد. نظامیگری در آمریکا با ظهور بحران‌های جدید امنیتی در پیرامون پیوند می‌خورد. بنابراین می‌توان دونالد ترامپ را نماد جنگ، بحران و نظامیگری برای رونق یافتن اقتصاد سیاسی آمریکا دانست. سفر منطقه‌ای ترامپ به عربستان و اسرائیل از این جهت اهمیت دارد که بار دیگر بازار اسلحه را محور هدایتگر سیاست امنیت منطقه‌ای می‌سازد.

دکتر ابراهیم متقی/ استاد دانشگاه تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها