در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 24 خرداد 94، مردی به کلانتری ولنجک رفت و از سه نفر به اتهام آدمربایی شکایت کرد. او گفت: مدتی قبل همسرم مهریهاش را به اجرا گذاشت. امروز در شرکت بودم که وکیل همسرم با خود دو مامور آورد. آنها به دستم دستبند زدند و مرا در خودرو انداختند. سپس به بام تهران بردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. میخواستند مجبورم کنند 30 سکه باقیمانده را یکجا بدهم، اما وقتی مقاومت کردم، مرا از خودرو بیرون انداختند و فرار کردند.
با ثبت این شکایت و گرفتن استعلام از مراجع قضایی، مشخص شد وکیل و دو مامور پلیس، قلابی بودهاند و همسر شاکی نیز از این موضوع خبر نداشته است. سرانجام، برخلاف دو مامورنما که همچنان متواریاند، وکیل قلابی دستگیر و در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. او خود را بیگناه دانست و گفت: من مدیرعامل یک شرکت نفتی هستم و هیچ وقت خودم را وکیل جا نزدم. هشت میلیون تومان پولی هم که همسر شاکی مدعی است در ازای وکالت به من داده، طلبی است که خودم از آنها داشتم. آن مامورها را همسر شاکی اجیر کرده بود. در پایان دادگاه، قضات دفاعیات متهم را نپذیرفتند و او را به 15 سال حبس محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: