در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از 29 خرداد 95 با گزارش وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل در یکی از نانواییهای شهرری به پلیس آغاز شد. مردی 55 ساله توسط شاگرد 24 سالهاش با ضربات چاقو جان خود را از دست داده بود. ماموران ردپای متهم را در یکی از بیمارستانها کشف و دستگیرش کردند.
او در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «از یک سال پیش به تهران آمدم و در این مدت در نانوایی کار میکردم. ما با هم هیچ اختلافی نداشتیم و دوست بودیم. خانواده من در شهرستان هستند و من هر چند ماه یک بار میتوانستم به آنجا سفر کنم و آنها را ببینم. روز حادثه میخواستم پس از شش ماه به دیدنشان بروم که مقتول بهانهجویی کرد و گفت تو پشت من حرف میزنی. به خاطر همین سوءتفاهم، با هم درگیر شدیم و او با تی به سمتم حمله کرد. من هم برای دفاع از خودم چاقو کشیدم. در این حادثه پای خودم هم زخمی شد اما وقتی در بیمارستان مشغول پانسمان آن بودم، مامورها آمدند و دستگیرم کردند.»
با اعتراف متهم، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. صبح دیروز، در ابتدای جلسه، اولیای دم درخواست قصاص کردند سپس متهم گفت: «چاقو را از قبل خریده بودم چون یک بار در تهران از من خفتگیری کرده بودند. روز حادثه هم برای دفاع از خودم دست به چاقو بردم اما قصد قتل نداشتم. قرار بود چند وقت بعد به خواستگاری برویم که این حادثه اتفاق افتاد. از اولیای دم میخواهم مرا ببخشند.»
در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: