در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی (فرهاد نظری)، همراه مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، با حضور جمعی از خبرنگاران در خانه «ایران درودی» (نقاش، نویسنده و کارگردان) «کاشی ماندگار» را بر سر در خانه این هنرمند نصب کردند.
سازمان میراث فرهنگی این طرح را با هدف معرفی خانههای گنجینههای ایران شروع کرده است.
این هنرمند در مراسم نصب «کاشی ماندگار» با بیان اینکه هرچه داشتم بخشیدم، ادامه داد: من حتی خانهای را که در فرانسه داشتم، فروختم تا صرف ساخت موزهام کنم. خانهای هم که اکنون در آن زندگی میکنم، موزه خواهد شد تا مردم بیایند و جایی را که من در آن زندگی و نقاشی کردهام، ببینند. دلم میخواهد وقتی از این خانه بیرون میروید به خودتان بگویید، کسی را دیدیم که گفت «یکی از خوشبختترینهای روی زمین هستم».
درودی بیان کرد: برایم جالب است، به من پیام میدهند که شما «مادر بشریت» هستید. من در کتاب «در فاصله دو نقطه» که زندگینامهام نیست، اما به نحوی درس زندگی است، درباره سختیهایم نوشتهام. وقتی آدمیزاد اراده کند به هر چیزی که میخواهد میرسد. من از خدا خواستم فرزند لایقی برای وطن باشم. تا 9 سالگی در مشهد زندگی میکردم، وقتی یک روز همراه پدرم که خیلی ایرانپرست بود به مقبره فردوسی رفتیم، به من گفت «با احترام راه برو، زیرا اینجا جای مقدسی است. ایران ما به کسی که در اینجا دفن است، مدیون است.»
این هنرمند ادامه داد: از آن روز تصمیم گرفتم حتی شده یک ناخن کوچک فردوسی باشم تا پدرم بهخاطر داشتن فرزندی مثل من، سربلند باشد. متأسفانه حدود 30 سال است که پدرم را از دست دادهام. از شما هم میخواهم یادتان بماند که فارسی را درست صحبت کنید و بنویسید.
وی یادآوری کرد: من زمانی در تلویزیون کار میکردم و کارگردان بودم. 80 فیلم ماندنی بهصورت آرشیو از نویسندگان، شاعران و هنرمندان دیگر ساختهام.
این نقاش با یادآوری گذشته و نمایشگاهی که در موزه هنرهای معاصر برپا کرده بود، ادامه داد: مهمترین نمایشگاه را من در موزه هنرهای معاصر گذاشتم که آن زمان، یکی از پربازدیدترینها بود و مجبور شدند چند سالن از موزه هنرهای معاصر را در اختیارم قرار دهند تا تابلوهایم را بهنمایش بگذارم.
این هنرمند با بیان اینکه نقاشی یک هنر شخصی است و از قلب برمیخیزد، اظهار کرد: من میتوانم دنیای خودم را نقاشی کنم و بگویم این چنین دنیا را میبینم. به همین دلیل در عمرم شاگردی نداشتم، چون نمیتوانم به دیگران بگویم شما هم مثل من ببینید. من به بزرگترین مدرسههای هنر فرانسه هم سر زدم، اما از نقاشان دیگر یاد گرفتم، نه کلاس درس.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: