در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، پنجم اسفند 89 ماموران پلیس پایتخت از مرگ مشکوک مردی 23 ساله در بیمارستان باخبر شدند. او با اصابت چاقو دچار خونریزی شده و جان خود را از دست داده بود. دوست مقتول گفت: «امروز یکی از مغازهدارهای محلهمان با دوستم درگیر شد و با چاقو به سینهاش زد. سریع او را به بیمارستان آوردم اما فایدهای نداشت.» با این اظهارات، متهم شناسایی و دستگیر شد. او در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «چند سال پیش همراه همسر و پسر نوجوانم به تهران آمدیم اما پس از مدتی با همسرم اختلاف پیدا کرده و او طلاق گرفت و پسرم را با خود برد. من مغازه صافکاری داشتم اما در محله مان چند نفر بودند که به خاطر اعتیاد، دست به سرقت میزدند. روز حادثه، لحظهای مغازهام را ترک کردم اما وقتی برگشتم دیدم دو نفر وسایل مغازهام را بار وانت کردهاند. با آنها درگیر شدم و چاقو کشیدم اما ضربهای که زدم به سینه یکی از آنها خورد. من قصد قتل نداشتم.»
با ثبت اعتراف متهم، پرونده برای صدور حکم به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و متهم با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. این حکم در دیوانعالی کشور تائید شد و در حالی که متهم در آستانه طناب دار قرار داشت، موفق شد با پرداخت مبلغ درخواستی اولیای دم رضایت آنها را جلب کند و از قصاص نجات یابد. او صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه به ریاست قاضی اصغر عبداللهی از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و گفت: «من صد میلیون تومان به اولیای دم دادم و رضایتشان را گرفتم. آن روز میخواستم از اموالم دفاع کنم که دست به چاقو بردم اما قصد قتل نداشتم.» در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به شش سال حبس محکوم کردند. او بزودی آزاد میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: