دهم اردیبهشت 95، پلیس اراک مردی را به جرم 31 فقره سرقت کابل برق دستگیر کرد. او در بازجوییها علاوه بر سرقت، به قتل پسری جوان نیز اعتراف کرد تا پروندهاش برای صدور حکم در اختیار شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران قرار گیرد.
متهم که در جلسه رسیدگی با درخواست قصاص اولیایدم روبهرو شده بود، تقاضای بخشش کرد و گفت: «از 9 سالگی که پدر و مادرم فوت کردند، کارتن خواب شدم و دست به سرقت زدم. پس از مدتی هم به روانگردان شیشه معتاد شدم. روز حادثه، در پارک تندرستی جنتآباد مشغول مصرف شیشه بودم که مقتول را با دختری دیدم. آنها در آلاچیق نشسته بودند. یک لحظه به دختر نگاه کردم که باعث عصبانیت مقتول شد. با هم درگیر شدیم و من با چاقویی که از آن برای سرقت کابلهای برق استفاده میکردم، ضربهای به سمتش پرتاب کردم که به سرش خورد. سپس متواری شدم و به اراک گریختم، اما مدتی بعد به جرم سرقت کابل برق دستگیر شدم. من پشیمانم، هرچند میدانم مقتول دیگر زنده نمیشود.»
در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم