در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او چندی پیش در عملیات تعقیب و گریز پلیسی و با شلیک گلوله دستگیر شد. یکی از شاکیان پرونده برای حل مشکلات اداری خود، 17 میلیون تومان به او پول داده بود.
متهم طوری رفتار میکرد که مالباختگان به راحتی به حرفهایش اعتماد کرده و درباره او تحقیق نمیکردند. کامبیز درباره انگیزهاش از کلاهبرداری میگوید: چند سال پیش در یکی از شهرهای اطراف تهران رستوران داشتم، اما کار و بارم نگرفت و سرمایهام را از دست دادم. پس از مدتی هم به شیشه معتاد و مجبور شدم برای تامین هزینههای زندگیام از زنان کلاهبرداری کنم.
کامبیز معتقد است کلاهبرداری از زنان راحت است و آنها خیلی زود فریب میخورند. فقط یک زبان چرب و نرم و تیپی شیک داشته باشی، بقیهاش حل میشود.
مرد کلاهبردار درباره نقشهاش میگوید: در لاین و تلگرام میچرخیدم و برخی زنان را انتخاب میکردم. آنها با چند پیام به من وابسته میشدند و سر قرار میآمدند. وقتی از مشکلاتشان میگفتند، خودم را مامور اداره مربوطه جا میزدم و مدعی میشدم اگر به من پول بدهید، کارتان را راه میاندازم.
آنها به من اعتماد میکردند و حتی عکسهای خصوصیشان را هم برایم میفرستادند، اما من بعد از گرفتن پول، دیگر جواب تماسهایشان را نمیدادم.
یکی از شاکیان پرونده اعتماد کامل به او پیدا کرده بود و متهم توانست 17 میلیون تومان از او کلاهبرداری کند. در آن ایام کامبیز به عنوان شوهر زنی جوان به خانهاش در رفت و آمد بود. این رفت و آمد باعث آشنایی او با صاحبخانه این زن شد. بعد هم خودش را فردی با نفوذ در دستگاههای دولتی معرفی کرد. بعد هم درد دل صاحبخانه باز شد و از مشکلاتش در یک اداره گفت. کامبیز هم مدعی شد آشنایان زیادی در آن اداره دارد. او برای حل مشکل مرد صاحبخانه از او 17 میلیون تومان گرفت و گریخت.
کامبیز چند سال قبل که به زندان افتاد با درخواست جدایی همسرش روبهرو شد. او درباره طلاق همسرش میگوید: همسرم وقتی فهمید من مجرم هستم به دادگاه خانواده رفت و دادخواست طلاق داد. هر چه اصرار کردم فرصتی دیگر به من بدهد فایده نداشت و جدا شد.
دستگیری او با تیراندازی همراه بود و ماموران در جریان یک تعقیب و گریز او را دستگیر کردند. او میگوید: روز دستگیری از شهرستان به تهران برمی گشتم که در ترافیک گرفتار شدم. ماموران به من مشکوک شدند و ایست دادند. وقتی اسلحهشان را دیدم، ترسیدم و فرار کردم. آنها هم چند تیر به لاستیک ماشین زدند و من بعد از تصادف با چند ماشین دستگیر شدم.
بررسی زندگی کامبیز نشان میدهد او نیز قربانی شیشه است و برای تامین هزینههای اعتیادش از طعمههایش کلاهبرداری میکرده و حالا در زندان منتظر محاکمه است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: