رژیم صهیونیستی در کابوس شکستهای آینده

لبنان ، تداعی کننده خاطرات تلخی برای رژیم صهیونیستی است ؛ سرزمینی که برای اولین بار در دهه 90میلادی ، اسطوره شکست ناپذیری اسرائیل را در هم شکست و رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی
کد خبر: ۱۰۲۸۲۴
از جنوب این کشور شد و رویاهای خوش کمپ دیوید و پیروزی های متعدد این رژیم در مصاف با برخی کشورهای عربی ، پایان یافت.
عقب نشینی از جنوب لبنان ، سرآغاز زنجیره گسست ناپذیر شکست های متعدد برای این رژیم بود چرا که در پی فشارهای سنگین ناشی از انتفاضه مردم فلسطین این رژیم از نوار غزه نیز عقب نشینی کرد. عقب نشینی از نوار غزه دومین شکست بزرگ رژیم صهیونیستی پس از عقب رفتن از جنوب لبنان بود آن هم در شرایطی که آریل شارون قصاب صبرا و شتیلا و رهبر رادیکال ترین جناح سیاسی اسرائیل که معتقد به برخورد خشونت بار با فلسطینی ها و حفظ اراضی اشغالی بود، قدرت را در حاکمیت این رژیم در دست داشت . شارون ، زمانی که می خواست مجوز عقب نشینی از غزه را از مجلس اسرائیل بگیرد، هدف خود را حفظ امنیت اتباع رژیم صهیونیستی عنوان کرد . شارون راست می گفت ، جریان انتفاضه آنقدر گسترش یافته بود که در هیچ نقطه از خاک اراضی اشغالی ، اسرائیلی ها امنیت نداشتند اما انتفاضه فلسطین نیز ریشه در مقاومت لبنان داشت . مقاومت لبنان ، انتفاضه را تقویت کرد، حتی الگوی انجام عملیات های استشهادی فلسطینی ها نیز از مقاومت لبنان گرفته شد. در پی شدت گرفتن و گسترش انتفاضه بود که این رژیم به مدد لابی صهیونیست ها در نهادهای بین المللی و کشورهای قدرتمند جهان ، قراردادهای اسلو 1 ، اسلو 2 و «وای ریدر» را بر مردم فلسطین تحمیل کرد. این رژیم تصور می کرد که به وسیله این قراردادها می تواند جریان انتفاضه را در درون مهار کند اما این جریان بر اساس همین قراردادهای نیم بند توانست هم دولت و هم پارلمان را در دست بگیرد و این امر قابل پذیرش برای رژیم صهیونیستی نبود ، به همین دلیل قواعد زمین بازی را بر هم زد. آنها در قدم اول تلاش کردند چهره حماس را در مجامع جهانی مخدوش کنند تا حماس در قواره یک دولت نتواند مورد اقبال جهانی قرار گیرد. قدم دوم کارشکنی در تشکیلات اداری دولت خودگردان از طریق ممنوعیت ارسال کمکهای مالی کشورهای جهان به دولت فلسطینی حماس بود. قدم بعدی این رژیم ، اختلاف و تفرقه افکنی بین حماس و فتح بود. در واقع این رژیم تلاش کرد تا قواعد بازی را توسط خود فلسطینی ها به هم بریزد اما این تلاشها با موفقیت همراه نبود. امریکا نیز در حمایت از این رژیم طرحهایی را ارائه کرد از جمله این که دنیس راس ، دیپلمات ارشد امریکایی در امور خاورمیانه ، پیشنهاد تشکیل دولت اضطراری در سرزمین های اشغالی را داد. منظور وی از دولت اضطراری این بود که فتح و حماس کنار بروند و انتخابات جدیدی برگزار شود. هدفی که از این پیشنهاد پیگیری می شد ، به اوج رساندن اختلاف بین فتح و حماس در قدم اول و کنار گذاردن هر دوی این دو جنبش از عرصه مناسبات سیاسی و بازیگری در صحنه فلسطین بود اما این طرح نیز با موفقیت قرین نبود. به دنبال این شکست ها و ناکامی ها، اسرائیل در دو عرصه وارد عمل شد یکی در نوار غزه و دیگری در جنوب لبنان . البته اسرائیل قبلا تلاش کرد تا از طریق قطعنامه 1559شورای امنیت ، حزب الله را خلع سلاح کند اما نتوانستند به این هدف برسند. رژیم اسرائیل تلاشهای زیادی برای تضعیف جریان مقاومت در لبنان انجام داده است . اعمال فشار برای عقب نشینی نظامیان سوریه از خاک لبنان و همچنین سناریوی ترور رفیق حریری نیز در چارچوب همین تلاشها ارزیابی می شود. اسرائیلی ها توان یک جنگ فرسایشی طولانی مدت را ندارند. آنها استراتژی جنگهای کوتاه مدت و پرشدت و دامنه را در کارنامه خود دارند. رژیم صهیونیستی در بحران کنونی نیز هر زمان احساس کند که کشش کنترل بحران را ندارد ، از طریق لابی های خود در مجامع جهانی و کشورهای قدرتمند تلاش می کند بحران مهار شود. اگر بحران کنونی مهار نشود ، اسرائیل و امریکا وارد چالشهای مهلکی در منطقه می شوند زیرا یکی از واقعیت های انکارناپذیر تنفر مردم و ملتهای خاورمیانه از اسرائیل و امریکاست. رژیم صهیونیستی باید بداند ایجاد بحران در لبنان با بحران سال 1982 متفاوت است و فضای جهان نیز کاملا دگرگون شده است.

کاظم جلالی
مخبر کمیسیون امنیت ملی
و سیاست خارجی مجلس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها