در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کودکان اغلب بیقرار هستند، شبها به درستی نمیخوابند، پریشانحال هستند، مدام کابوسهای جنایت را میبینند. صحنههای تلخی را که شاهد آن بودهاند بارهاوبارها به خاطر میآورند. این حوادث تلخ که یکبار آن را دیدهاند مدام مقابل چشمانشان است و از ذهنشان دور نمیشود. اضطراب دارند و همیشه ترس و وحشت با آنهاست. زمانی که خانوادهها با این حال کودکان روبهرو میشوند، باید سعی کنند آرامش روانی را به آنها بازگردانند و آنها را نزد روانشناس ببرند و این جلسات مشاوره برای بهبود حال آنان لازم است و باید به طور متوالی انجام گیرد تا با این کار کودکان آرامش دوباره را به دست آوردند و کابوسهایی که شب آنها را تلخ میکند، از یاد ببرند. گاه آنها شاهد قتل پدر یا مادر خود هستند و به سختی میتوانند خاطره تلخ مرگ آنها را فراموش کنند. گاهی دیده میشود کودکان خودشان هم قربانی خشونت از سوی والدین میشوند. اگر این کودکان که دچار بحرانهای روحی هستند درمان نشوند، ممکن است عذاب و ناراحتی روحی را که با آنها همراه است تا دوره بزرگسالی با خود همراه داشته باشند. همین باعث میشود که در رفتار اجتماعی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث نا هنجاریهای اجتماعی این افراد شود .
اظهارات این گونه کودکان که شاهدان قتل هستند، به عنوان گواه یا مطلع در مراجع قضایی برای کمک به کشف حقیقت گرفته میشود. قانونگذار سن بلوغ را طبق ماده 147 قانون مجازات اسلامی برای دختران 9 سال و پسران 15 سال قمری در نظر میگیرد. اصولا زمانی که قتلی در یک خانه رخ میدهد جزء ساکنان خانه کسی از این ماجرا خبری ندارد. افراد بیرون از خانه کمتر از علت وقوع قتلهای داخل خانه با خبر هستند. شاهد بیرونی وجود ندارد و باید از شاهدان داخل خانه برای مشخص شدن حقیقت و راز جنایت تحقیق کرد. اصولا کودکانی که شاهد قتل در خانه بودهاند به عنوان گواه و مطلع اطلاعات را در اختیار مراجع قضایی قرار میدهند تا با اطلاعاتی که از آنها به دست میآید بتوانند همراه امارات و اطلاعات موجود در پرونده و دیگر قرائن که میتواند کمکی برای رازگشائی از جنایت باشد، استفاده کنند. در پروندهای پدر خانواده مرتکب قتل همسرش شده بود. کسی در خانه نبود جز دختر 10 ساله خانواده که تنها شاهد جنایت بود. همسایهها با ورود به خانه با پیکر غرق در خون مادر خانواده روبهرو شدند. همسایهها نمیدانستند چه کسی در خانه این جنایت را انجام داده، اما با فرار پدر خانواده و بعد بازداشت او معلوم شد خود او دست به جنایت زده است. متهم مدعی بود که جنون داشته و همسرش را کشته است. این در حالی بود که دختر وی که تنها شاهد جنایت بود میگفت که والدینش با هم درگیر شده و پدر دست به جنایت زده است. دختر خردسال زمانی که ماجرا را بازگو میکرد گفتههایش با واقعیت و اسناد و اطلاعاتی که ما در صحنه جنایت یافته بودیم مطابقت داشت. این کودک همه جزئیات را به خاطر داشت هر چند بسیار تلخ بود.
محسن مدیرروستا
بازپرس جنایی دادسرای تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: