مسی و رونالدو فارغ از همه مقایسههایی که بین آنها انجام میشود، دو نعمت بزرگ برای فوتبال امروز هستند. ستارههایی که شاید در آینده نبودشان را آشکارا حس کنیم. آنها درست در روزهایی میدرخشند که تیم برای ادامه حیات به آنها نیاز دارد. رونالدو که در لیگ قهرمانان این فصل، دو گل زده بود در بازی با بایرن مونیخ پنج گل زد تا تیم خود را به مرحله بعد ببرد و مسی که در بازی با یوونتوس توفیقی نداشت، در الکلاسیکو درخشید تا تیمش را از مرگ نجات دهد. مسی از دل شخصیتهای مبارز و تسلیمناپذیر ادبیات ناب آمریکای لاتین آمده. او مبارزه میکند اما نه با حمله به بازیکنان حریف. او راه مبارزه را فقط در نمایشهای بینقص و گلهای حساس میداند. گراهام هانتر، روزنامهنگار اسکاتلندی بعد از مصاحبه با تیری آنری، مهاجم اسبق بارسلونا نوشت: «نتیجه اخلاقی من از داستان آنری درخصوص لئو، شباهت مسی با بروس بنر ـ هالک شگفتانگیز ـ بود. آنری میگفت مسی را نباید خشمگین کرد؛ چون وقتی خشمگین شود به موجودی ترسناک بدل خواهد شد. او در الکلاسیکوی اخیر عصبانی شد و خشمش را این گونه نشان داد.»
الکلاسیکو، نمونه بارز فوتبال مدرن بود. آنجا که مسی بدون هراس از تماشاگران حریف، پیراهنش را درآورد و نام خود را به سانتیاگوبرنابئو و دنیا یادآوری کرد و آنجا که بعد از گل سوم بارسلونا، تماشاگران بارسایی که مشخص نیست چگونه صندلیهای میانی ورزشگاه سانتیاگوبرنابئو را خریدهاند، پیراهن و شال بارسلونا را با خیالی آسوده تکان میدادند و هیچ اتفاقی برای احدی نیفتاد. چنین فوتبالی، قطعا شایسته احترام است. فوتبالی مبتنی بر توانایی تکنیکی بازیکنان و تفکرات تاکتیکی مربیان و در فضایی که با وجود رقابت کشنده و نزدیک، سرشار از احترام است. به این نوع فوتبال بی هیچ تعصبی باید محترمانه نگاه کرد.
مهدی توتونچی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم