در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خبرنگار ما در قلهک مینویسد: گدای جوان که محسن نام دارد و به محسن کوچکه معروف است، در قهوهخانه ماشاللهخان نزد یکی از مشتریها به نام قدرت رفت و از او کمک خواست. اما قدرت او را نزد خود نشاند و ضمن نصیحت وی به او پیشنهاد کرد که از گدایی دست بردارد و کار شرافتمندانهای را پیشه کند، اما گدای شرور که میدید قدرت به جای پول به او پند و اندرز میدهد، بنای فحاشی را گذاشت و با مشتری گلاویز شد و متعاقب آن با کاردی که همراه داشت به قدرت حملهور شد در این ماجرا نظم قهوهخانه به هم خورد و شیشههای آن شکست و گدای شرور که نتوانسته بود قدرت را مضروب کند با کارد ضربهای به بازوی خود زد و پس ازحمله به عدهای از مشتریان خود را به مردن زد و روی زمین دراز کشید!! چند دقیقه بعد پاسبان گشت سر رسید و گدای عربدهجو را به کلانتری برد. ضمن بازجویی بدنی که از وی به عمل آمد از جیب او مبلغ 310 ریال اسکناس و سکه 2 ریالی، یک جلد شناسنامه جعلی به نام اکبر و یک دفترچه پسانداز بانک ملی که آن هم به نام اکبر بود ولی گدای شرور عکس خود را به آن الصاق کرده بود به دست آمد، عجیب اینکه وی بدن خود را کرم زده و روی آن را باندپیچی کرده بود تا خود را بیمار جلوه دهد و با جلب ترحم مردم از آنها پول بگیرد.
19 آذر 1343
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: