فضاسازی آن حس و حالی وهمانگیز و خاص ارائه میکند و مکانیک مبارزاتش یکی از بهترین مکانیکهایی است که تا به حال در یک گیم شاهد بودهایم. با ما و نقدمان از این گیم همراه باشید.
نبرد اندرویدها و درویدها
«داستان نیر: اتوماتا»، در همان دنیایی روایت میشود که وقایع Nier اصلی (که چند سال پیش منتشر شده و با موفقیت چندانی روبهرو نشد) در آن رخ میداد و چهارمین پایان آن را پی میگیرد. گفتنی است خود Nier اصلی هم یک عنوان انشعابی از سری Drakengard بود. سبک و سیاق Drakengard با جو وهم زده و داستانهای در هم تنیده، در اتوماتا نیز حفظ شده، اما رابطهای مستقیم بین داستانهای این گیم جدید و سری دراکنگارد وجود ندارد.
اتوماتا داستان جنگی میان بازماندگان بشر و سپاهی از رباتهای فضایی مهاجم را روایت میکند. حمله این بیگانگان، انسانها را وادار کرد به سیاره ماه بگریزند و هر مدت، اندرویدهای رزمندهای موسوم به «یورها» به زمین بفرستند تا در یک جنگ نیابتی با آنها مقابله کنند. انسانها احساس و نام انسانی را از این اندرویدها دریغ میکنند، اما هرکدام خاصیتهایی دارند که آنها را از همرزمانشان جدا میکند.
قهرمان داستان، یکی از این اندرویدها، با نام 2B است. خاصیتهای وی، آرامش و خونسردی است. یک اندروید شناساگر با نام 9S او را همراهی میکند که احساس انسانی به نسبت بیشتری از خود بروز میدهد. البته ربات کوچک دیگری با نام A2 نیز به آنها کمک میرساند که با وجود شخصیت درونگرایش، اغلب سرکشانه و یکهتازانه اقدام میکند.
داستان اتوماتا یک فانتزی تمامعیار با اغراقهای عجیب و غریبی است که از یک عنوان نقشآفرینی ژاپنی انتظار داریم. روایت اثر معیارهای یک عنوان ردهبالا را دارد. ظاهر گیم هم دستکمی ندارد. وهم و تیرگی موجود در داستان، بخوبی در فضای دنیای اتوماتا نمود یافته و هرچند بسیاری در نظر اول این دنیا را بیش از حد بیروح خواهند یافت، پس از درک سبک و پیام آن، همان اتفاقی رخ میدهد که در مواجهه با سری Dark Souls پیش میآید.
افکتهای حین مبارزات مانند جرقههای شمشیرها و همچنین انفجارها، آنقدر زیبا و فریبنده کار شدهاند که تکان لازم را به خشکی محیط بدهند. گفتنی است هرچند رنگ و لعاب اتوماتا مثل
Bayonetta ـ از دیگر عناوین محشر پلاتینوم گیمز ـ نیست، اما گیمپلی آن چنان قوی پرلایه کار شده که براحتی نهتنها بالاتر از بسیاری عناوین نقشآفرینی مینشیند، که خیلی از آثار اکشن را هم زیر یوغ خود میبرد.
نجات زمین
یکی از مسائلی که وجهه اجتماعی پلاتینومگیمز را مقبولیت بیشتری میبخشد، توجه آن به قهرمانان زن است؛ چیزی که خیلی کم در عرصههای سرگرمی شاهد هستیم. سازندگان برای قهرمان جدید خود هیچ کم نگذاشتهاند. 2B به انواع و اقسام مهارتها مجهز است و با تسلط و خونسردی یک جنگجوی زبده شمشیر میزند. گیمپلی از لایههایی متعدد و غنی تشکیل شده که بهندرت در این سبک میتوان نظیرش را یافت.
داستان اتوماتا از نجات زمین میگوید، اما نقشه جهانش اندازه یک شهر کوچک است؛ که البته بد نیست و همین نقشه متوسط حدود 40 ساعت گیمپلی برای بازیکن به ارمغان میآورد. بخش قابل توجهی از ساعات پرداختن به این گیم، صرف بازگشت به قسمتهای طی شده و انجام ماموریتهای فرعی میشود. اگر توقع ماموریتهای فرعی به یاد ماندنی مانند امثال اسکایریم را نداشته باشید، از آنها لذت کافی خواهید برد.
همانطور که از پلاتینومگیمز انتظار داشتیم، نمیتوان تنها با فشردن بیمحابای دکمهها در نبردها پیروز شد. دشمنان پله پله سختتر میشوند و از بین بردنشان به استراتژی مناسب نیاز دارد. برای چیدن استراتژی لازم هم به انواع و اقسام شمشیرها و فنون دسترسی دارید.
9S، اندروید دیگری که در نبردها شما را همراهی میکند، هوش مصنوعی خیلی خوبی دارد و پا به پا آمدنش با 2B، جذابیت خاصی به نبردها میبخشد. در عین حال A2، ربات کوچکی که بالای سر 2B به پرواز درمیآید، نقش خود را به عنوان یک همراه، به بهترین صورت ممکن اجرا میکند.
A2 با رویت دشمن، اقدام به مقابله و تیراندازی میکند، اما حملات دوربرد، تنها عملکرد این ربات نیستند. بازیکن میتواند A2 را به انواع چیپها با قابلیتهای متنوع مجهز کند. برای مثال، میتوانید به A2 فرمان بدهید که در صورت کاهش خط سلامتیتان تا یک حد خاص، سریع یکی از آیتمهای سلامت را برایتان استفاده کند. به لطف این سیستم، میتوانید خود را وقف مبارزات کرده و از تجربه خود لذت ببرید.
هنر محسوس و درایت مخصوص
درست مثل Dark Souls، اگر در طول مبارزهای کشته شده و بعد نتوانید دوباره به همان نقطه برگردید، هر مقدار تجربهای که از آخرین ذخیره گیم بهدست آوردهاید، از دست میدهید. حتی ممکن است به جز چیپ اصلی اجرایی A2، تمام چیپهایی را که به آن اضافه کردهاید، هم ببازید.
کارگردان گیم بخوبی توانسته روح شخصی خود را در این گیم بدمد. بجز سبک و سیاق ظاهری و روایت خاص، با قطعات موسیقی بسیار زیبایی طرف هستیم که حجم قابل توجهی از آن را آواز تشکیل داده است. این رویکرد خاص در پایانهای متفاوت گیم هم تجلی یافته است؛ تا جایی که برخی از پایانها شوخطبعانه یا هجوگرایانه هستند. البته پنج پایان اصلی برای این گیم هست که تماشای هر کدام در انتهای مسیری خاص فراهم میشود. تا هر پنج تای این پایانها را نبینید، کاملا به داستان اشراف نخواهید یافت. مسیر منتهی به هرکدام را که میپیمایید، با وقایعی جدید و صدالبته دیدگاههای جدیدی روبهرو میشوید که چشم شما را بیشتر روی روایت باز میکنند. البته باید تاکید کنیم که مقصود از پنج مسیر و پنج پایان، پنج بار پیمودن یک روند تکراری نیست. بیش از این داستان را برایتان لو نمیدهیم، اما همینقدر بدانید که تنوعی خیلی خاص بین این پنج دور وجود دارد که در مجموع و با توجه به حوصله بازیکن، قادرند چند ساعت ـ به گفته برخی تا 70 ساعت ـ گیمپلی را ارائه کنند.
اتوماتا از آن گیمهای بینظیری است که همه باید تجربه کنند و عناوین دیگر را با استاندارد آنها بسنجند، پس از دستش ندهید.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم