در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سر چارلز اسپنسر چاپلین که 128 سال پیش در چنین روزی بهدنیا آمد، آنچه را خوبان در دنیای هنرهای نمایشی داشتند، تنها داشت. او بازیگر، کارگردان و آهنگساز بود و با جدیت بر همه مراحل فیلمش نظارت میکرد. چاپلین با هوشمندی و مهارت از «ولگرد» یک شخصیت دوست داشتنی و ابدی ساخت، در حالی که مثل خیلیهای دیگر بسندهکردن به وجوه ظاهری یک مرد ساده و آواره، میتوانست آن را به تیپی کلیشهای تقلیل و تنزل دهد. اما چاپلین با آن سبیل، کلاه خاص، شلوار گشاد و وصلهپینه شده، عصا، کفشهای بزرگ و نوع راه رفتن، کاراکتری فوقالعاده کمیک و بامزه خلق میکند. او جزو اولین بازیگرانی بود که در برخی بزنگاههای ویژه قصه، به دوربین و به تماشاگر خیره میشد تا او را بیشتر درگیر ماجرا کند.
نکته مهم دیگر درباره سینما و فیلمهای چاپلین این است که باوجود بارها تماشا همچنان و هنوز و حتما تا همیشه، باطراوت جلوه میکند و نمیتوان جلوی خنده خود را گرفت. عجیب اینکه ظاهرا بهدلیل تکراریبودن نباید به آن بخندید، اما هردفعه، همچون بار اول مواجهه است. باز از نکات مهم دیگر اینکه بسیاری از لحظات فیلمهای چاپلین در عین خندهدار بودن، متاثرکننده و عمیق هم هست. او بهدلیل سالها زندگی فقیرانه و مشقتبار پیش از شهرت در بسیاری از آثارش مدام از طبقه فرودست و مصائب آنها حرف مــیزند. ولی این رویارویی و انتقال آن به تماشاگر بامزه است و چاپلین بدون اینکه از نمد فقر، کلاهی برای سوءاستفاده بسازد و عزت نفس فقرا را هدف قرار دهد، به شکلی نمکین با این طبقه همدردی میکند و بیرحمی سرنوشت و فاصله طبقاتی در جهان را هنرمندانه و متعهدانه فریاد میزند، آن هم در فضایی صامت و بیکلام.
علی رستگار
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: