در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گام اولیه برای تحقق اقتصاد مقاومتی بدون تردید شناخت ظرفیتهاست. اگر ما تواناییها و ظرفیتهای خود را بشناسیم، در آن صورت میتوانیم بر پایه واقعیتهای موجود در جامعه برنامهریزی کنیم و در نتیجه برنامهای متناسب با واقعیات موجود را که قابلیت تحقق داشته باشد را طراحی نماییم. مطمئن باشید اگر ایران بتواند ظرفیتهای معطل مانده خود را شناسایی نماید، به هدف اصلی، یعنی استفاده از تواناییهای خود موفق خواهد شد.
اما ایران چه ظرفیتهایی دارد؟ شاید به محض آن که بگوییم ظرفیت، افکارعمومی و برنامهریزان، نفت و منابع زیرزمینی را مورد توجه قرار دهند این در حالیاست که این منابع روزی پایان میگیرد و نمیتوان برای همیشه کشور را بر پایه آن اداره کرد. مهمترین ظرفیت ایران اتفاقا نیرویانسانی تحصیلکرده و نخبه این کشور است. ما نیرویهای انسانی نخبهای داریم که بزرگترین دانشگاهها و مراکز علمی در جهان، برای شناسایی آنها برنامهریزی دقیق میکنند و پیشنهادهایی عالی را نیز برای جذب آنها ارائه میکنند. آنچه تحتعنوان فرار مغزها از کشور مطرح میشود نیز دقیقا موید همین مطلب است. نیروی انسانی وقتی میتواند مورد استفاده قرار گیرد که فضای اشتغال، تحقیق، پژوهش و در کل فعالیت علمی و اقتصادی در کشور مساعد باشد چرا که اگر در این حوزهها بحران وجود داشته باشد شاهد خواهیم بود هر ساله بهترین نیروهای تحصیلکرده راهی خارج از کشور میشوند تا اشتغال یابند. این ظرفیت نخبه در ایران باید شناسایی شده و حمایت لازم و کافی از آنها در دستور کار قرار گیرد.
اتفاقا استفاده از ظرفیت انسانی در گرو برنامهریزی و استفاده دقیق از ظرفیتها یا به عبارت دیگر مزیتهای طبیعی کشور است. ایران ثروت لایزالی در این حوزه داراست. در بخش کشاورزی، خاک غنی ایران و آب شیرین وجود دارد اما برنامه ریزی نامناسب سبب شده است آب در حوزه کشاورزی بیش از آنچه باید هدر برود و در نتیجه ظرفیتهای بالقوه اقتصادی کشور بالفعل نشود.
پیشگیری از خام فروشی نیز از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است و باید به این نکته حتی در حوزه نفت و گاز نیز توجه داشت. متاسفانه در حال حاضر غیر مولدها در ایران دست بالاتری را نسبت به مولدها دارا هستند. این گروه به رانت قدرت و ثروت دسترسی بیشتری دارند و میتوانند منابع کشور را به خود اختصاص دهند اما دست بخش تولید همواره خالی است و اتفاقا این بخش که بار سنگین اشتغال را بر دوش میکشند نمیتوانند نیازهای مادی و اعتباری خود را از طریق شبکه بانکی و... برطرف کنند. حال وقتی تولید در کشور پا بگیرد، اشتغال افزایش یافته و در نتیجه صادرات غیر نفتی نیز رشد میکند و حضور ایران در بازارهای جهانی منافع جهانی را به منافع داخلی گره خواهد زد.
آنچه برای مقاوم سازی اقتصاد کشور باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد نیز توجه به پس انداز از محل درآمدهای نفتی کشور است. صندوق توسعه ملی با هدف پیشگیری از هزینه کرد تمام درآمدهای نفتی راهاندازی شده است. این اقدام میتواند سبب شود نوسانهای قیمت نفت نتواند اقتصاد کشور را در معرض خطر جدی قرار دهد. به عبارت دیگر اگر سهم واقعی صندوق توسعه ملی به این صندوق واریز شود، میشود انتظار داشت که ایران به پس اندازی قابل توجه برای دورههای کاهش درآمدهای نفتی دست یابد. شاید اگر پیشتر نیز به صندوق توسعه ملی توجه کافی میشد، کاهش قیمت نفت در سالهای اخیر نمیتوانست تا این حد اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد. توجه به صندوق توسعه ملی خود در ایمنسازی، ارتقای ضریب امنیت اقتصاد ایران و تحقق مبانی اقتصاد مقاومتی کاربردی جدی دارد.
نکتهای که در سالهای گذشته مغفول مانده و زیانهای غفلت از آن امروز بر تمام بخشهای اقتصادی و دستاندرکاران و برنامهریزان آشکار شده است نیز بیتوجهی به مبحث بهرهوری است. بخش مهمی از رشد اقتصادی در کشورهای جهان مدیون رشد بهرهوری است. امروزه اقتصاد ایران بهرهوری لازم را ندارد، برای توضیح این مطلب بازمیگردیم به همان مطلب قبلی، مثلا بخش کشاورزی. اگر بهرهوری در بخش کشاورزی مورد توجه قرار گیرد، تولید محصول به ازای هر هکتار میتواند بشدت افزایش یابد.در این صورت با مصرف همین میزان آب میتوان انتظار تولید چهار برابر این محصول را داشت. در نظر بگیرید این چهار برابر شدن محصول با توسعه بازارهای صادراتی ایران چه تغییراتی را در کشور ایجاد خواهد کرد ؟ بازار روسیه را در نظر بگیرید، این بازار در سالهای اخیر با تحریمهای غربی فضای مناسبی برای ایران و هر کشور دیگر تولیدکننده مواد غذایی ایجاد کرد تا برای در اختیار گرفتن آن و دریافت سهم بیشتر اقدام کند اما دیدیم که پایین بودن بهره وری و عدم سرمایهگذاری لازم در این حوزه، موقعیت مناسب پیش آمده را از میان برد.
ایران لازم است برای تحقق اقتصاد مقاومتی به هر سه مساله بهرهوری، پسانداز بخشی از درآمدهای نفت و تولید محور شدن اقتصاد برنامهریزی لازم را در دستور کار قرار دهد تا در میان مدت شاهد بهبود وضعیت در حوزه اقتصادی باشیم. هر چند در سالهای گذشته تلاشهایی برای بهبود وضعیت صورت گرفت اما بدون تردید مقاوم شدن اقتصاد میتواند در حقیقت به منزله واکسینه کردن اقتصاد کشور در برابر فشارهای خارجی باشد.
دکتر غلامرضا مصباحیمقدم/ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: