به گزارش فارس، وی در ابتدای این نشست گفت: «سوال این است که آیا وضعیتی بالاتر از لیبرال دموکراسی و اقتصاد بازارمحور وجود خواهد داشت؟ با وجود تمام جانشینهایی که وجود دارد، تصور میکنم روشن است جایگزین چندانی وجود ندارد. فکر میکنم تنها رژیمی که اکنون شانسی برای تبدیل شدن به یک رقیب را دارد، چین است. چراکه هرچند تمامیتخواه است، اما تا حد زیادی مبتنی بر سرمایهداری است و جامعهای بسیار موفق بوده است. اما باید دید آیا میتواند یک مدل باثبات باشد یا نه.»
فوکویاما که از حامیان حمله سال 2003 آمریکا به عراق بود و برخی نظریات وی را در تئوریسازی اقدامات نظامی به بهانه بسط دموکراسی در جهان موثر میدانند، در مورد تغییر دیدگاهش قبل و بعد از این جنگ، گفت: «تصور میکنم تجربه ایالات متحده هم در عراق و هم در افغانستان، چیزی است که دیدگاه امروز من در مورد نهادهای بینالمللی را شکل داده است.»
وی افزود: «من قبل از وقوع جنگ از مداخله حمایت میکردم؛ تصور میکردم صدام حسین ظالمی است که جهان بدون او جای بهتری میشود. اما از چند ماه مانده به آغاز جنگ، مساله اصلی که ذهن مرا به خود درگیر کرده بود، مساله دولتسازی بود. این که اگر ارتش ایالات متحده رژیم صدام را سرنگون کند، آن وقت ما در قبال عراق مسئول خواهیم بود و من براساس تجربیات پیشین، از جمله در ویتنام و...، احساس میکردم ما آمادگی لازم برای انجام سرمایهگذاری مناسب به منظور ایجاد یک عراق دموکراتیک یا حتی یک کشور یکپارچه را نداریم.»
وی در مورد نقش فرهنگ در وضعیت سیاسی مناطق مختلف جهان، گفت: «این بحثی بود که من با استاد و معلم سابقم، «ساموئل هانتینگتون» داشتم، که میگفت اختلافات فرهنگی دائمی هستند و هیچچیز نمیتواند آنها را تغییر دهد. و من تصور میکنم قطعا مسائلی مثل مذهب اثرگذار هستند و نادیده گرفتن آن احمقانه است. اما فرهنگ هم قابل تغییر است.» او در مورد تصویر اسلام در غرب، گفت: «تصور میکنم در برههای بسیار خطرناک از تحولات جهانی هستیم، چراکه از زمان 11سپتامبر، اغلب این دولتهای غربی بودهاند که توانستهاند روایت شکلگیری رابطه میان اسلام و غرب را کنترل کنند. جورج بوش به صراحت گفته بود ما در جنگ با مذهب اسلام نیستیم، بلکه در حال جنگ با گروهی افراطگرا هستیم که تنها بخشی از یک مجموعه بزرگتر متشکل از افرادی است که بسیاری از آنها آرمانهای دموکراتیک دارند.»
وی افزود: «اما حالا در غرب میبینید برخی دولتها و برخی گروههای ملیگرا روی کار آمدهاند که اعتنایی به این مساله ندارند و تلاش میکنند با هراسافکنی نسبت به تفاوتهای فرهنگی برای اهداف سیاسی خود، سوءاستفاده کنند. متأسفانه، یکی از همین افراد در ایالات متحده به قدرت رسیده و میتواند از نگرانی عمومی از اسلام برای تحتتأثیر قرار دادن جامعه استفاده کند که این مسالهای بسیار خطرناک است.»
فوکویاما با بیان اینکه کشورهای غربی برای مبارزه با تروریسم باید مردم منطقه را با خود همراه کنند، به انتقاد از سیاستهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پرداخت و گفت: «بسیاری از دوستان و همکاران من به واسطه این فرمان احمقانه ممنوعیت سفر که دولت جدید در هفته نخست حضورش صادر کرد، گیر افتادند یا نتوانستند [به آمریکا] سفر کنند. » وی افزود: «این کار، توان ایالات متحده برای دریافت شناخت از منطقه، برقراری ارتباط و درک تحولات این منطقه را قطع میکند. به همین دلیل میگویم در وضعیت خطرناکی قرار داریم. »
فوکویاما گفت: هرچند موج همگرایی در جهان در بعد کلان نتایج اقتصادی بسیار مثبتی در پی داشته، اما مساله این است که این رشد در جوامع توسعهیافته همگن نبوده است، به این معنی که طبقه کارگر که خود را طبقه متوسط به شمار میآورد، اکنون شاهد کاهش درآمد است و با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.
وی افزود: «اینها افرادی هستند که به برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) رأی دادند، به دونالد ترامپ رأی دادند. همچنین افرادی که از اردوغان حمایت میکنند، از پوتین حمایت میکنند و از ویکتور اوربان (نخستوزیر) در مجارستان حمایت میکنند. آنها قشر تحصیلکرده یا جوان یا شهری نیستند. به همین دلیل هم این افراد (افرادی چون اردوغان) در پایتخت کشورهای خود چندان محبوب نیستند. مثلا آنکارا یا استانبول مرکز مخالفت با اردوغان است و این افراد بخش اعظم حمایت خود را از سوی افراد کمتر تحصیلکرده و کمتر شهری دریافت میکنند. اینها افرادی هستند که به اندازه طبقه ممتاز شهرنشین از مزایای جهانی شدن بهره نبردهاند. اکنون در ایالات متحده هم شاهد همین مساله هستیم.»
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ظهور شخصی چون ترامپ نهادهای دموکراتیک آمریکا را در معرض تهدید قرار داده، گفت: «دموکراسی مبتنی بر اعتماد است و زمانی که شما به صورت مداوم از نهادها اعتمادزدایی میکنید، در نهایت چیزی از دموکراسی باقی نمیماند. به همین دلیل تصور میکنم ما در ایالات متحده در برههای بسیار مهم قرار داریم. من تصور میکنم نهادها دوام میآورند، ولی به هر حال کشمکشی در جریان خواهد بود.» او در بخش دیگری از این نشست با اشاره به مشکلات ناشی از جهانیسازی از جمله افول وضعیت اقتصادی گروههایی از مردم جامعه و اقبال این افراد به پوپولیسم، گفت: «فکر میکنم پیام این مساله روشن است. این که جهانیسازی اگر فاقد ساز و کارهای حمایتی برای بازندگان جهانیسازی باشد، نتیجه نخواهد داد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم