فهرستی از اشتباهات اشغالگر

حمله ایالات متحده به عراق در مارس 2003 که بدون اجماع بین المللی و توجه به سازمان ملل متحد صورت گرفت، از جانب بسیاری از کشورهای جهان مورد انتقاد قرار گرفت.
کد خبر: ۱۰۱۰۹۳
پیش از آغاز جنگ و حتی در طول نخستین ماههای اشغال عراق که به سقوط رژیم بعث انجامید، استراتژیست های امریکایی تصور می کردند با کمترین هزینه، با بیشترین کارآمدی و بسیار سریع قادر هستند بر اوضاع کنترل پیدا کنند و حکومت مدنظر خویش را در این کشور حاکم نمایند.
رهبران نومحافظه کار، وزارت دفاع ، دفتر معاون رئیس جمهور، اعضای شورای امنیت ملی (National Security Council) و برخی مقامات بلندپایه نظامی بر این تصور بودند که ایجاد یک حکومت طرفدار امریکا به مراتب آسان تر از سقوط صدام خواهد بود.
علاوه بر آن آنها بدون توجه به منازعات قومی ، نژادی و مذهبی در عراق ، بر این فرض بودند که توسعه اقتصادی عراق به سرعت صورت خواهد پذیرفت و امنیت در این کشور برقرار خواهد شد.
فقدان یک سیاست واقعگرایانه و بویژه بی توجهی به اختلافات قومی ، نژادی و مذهبی در داخل عراق ، نبود برنامه ریزی دقیق برای ایجاد ثبات و امنیت پس از سقوط صدام ، اطلاعات اشتباه سازمان های اطلاعاتی امریکا و انگلستان ، همکاری نکردن کشورهایی نظیر ترکیه که مانع استفاده از خاک و قلمرو هوایی خویش برای حمله به عراق شدند و در این راستا مشکلاتی برای موفقیت نظامی امریکا ایجاد شد، عدم توقع آنها در ظهور و بروز شورش های داخلی با هدایت تروریست ها، بمب گذاری ها، عملیات های تروریستی و بحران های داخلی و حوادثی نظیر آنچه در زندان ابوغریب اتفاق افتاد و در نهایت شکست اطلاعاتی آنها در زمینه وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق ، موجب شد تا کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا در انتقاد از پنتاگون اعلام کند که ایالات متحده امریکا اشتباهات تاکتیکی فراوانی را در عراق مرتکب شده است.
این اظهارنظر واکنش های مختلفی را در وزارت دفاع و دیگر بخشها در ایالات متحده برانگیخت و این واقعیت را آشکار کرد که امریکا پیش و پس از حمله به عراق اشتباهات گوناگونی را مرتکب شده است که می توان از آن جمله به امور زیر اشاره کرد:
برآورد بیش از حد از نفوذ دیپلماتیک امریکا در جلب پشتیبانی بین المللی و ایجاد اجماع در سازمان ملل متحد:
ایالات متحده و انگلستان انتظار داشتند پس از حمله به عراق از جانب سازمان ملل متحد و متحدان خویش مورد حمایت قرار بگیرند!
آلمان و فرانسه در این وضعیت به آنها بپیوندند و بازرسان سازمان ملل متحد نیز نگرش امریکا نسبت به وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق را تایید کنند و شورای امنیت نیز با کمک به آنها، حمله را مشروعیت بخشد. اما هیچ کدام از این انتظارات به وقوع نپیوست و ایالات متحده و انگلستان خود را در یک فضای ناسازگار دیپلماتیک گرفتار کردند.
اعتماد بیش از حد به گروههای مخالف صدام و میزان نفوذ آنها در عراق:
انگلستان و ایالات متحده در برآورد میزان نفوذ و کارآیی گروههای مخالف در تبعید رژیم بعث درست عمل نکردند.
ضمن این که به این موضوع توجه ننمودند که این گروهها باوجود اشتراک نظر در سقوط صدام در بسیاری موارد با هم اختلاف دارند و هماهنگی آنها کار بسیار دشواری است.
پس از سقوط رژیم بعث این گروهها با توجه به ویژگی های قومی ، مذهبی ، نژادی و زبانی هر کدام نگرش خاصی نسبت به شکل گیری حکومت پس از صدام داشتند.
شکست اطلاعاتی و تحلیل نادرست ساختار سیاسی و اقتصادی داخل عراق:
بررسی و مطالعه کافی در خصوص ویژگی های سیاسی ، اقتصادی و تجاری عراق پیش از حمله صورت نگرفت و اطلاعاتی که از درون عراق دریافت می شد، موثق نبودند.
ناتوانی در ارزیابی دقیق ماهیت ملی گرایی عراقی ها، مقیاس و میزان مشکلات آنها و تفاوت های فرهنگی:
بی توجهی به تفاوت های قومی و نژادی جامعه عراق ، ضعفهای اقتصادی ، مشکلات نوسازی مجدد ساختارهای تخریب شده جامعه 27-28میلیون نفری ، برآوردهای غیرواقع گرایانه در بهره گیری از ثروت نفت ، تنشهای سکولارها و مذهبی ها، قبیله گرایی و کمکهای بسیار زیاد رژیم سابق به مناطق سنی نشین و اختلاف آنها با شیعیان ، همگی از جمله مسائلی بودند که مورد توجه قرار نگرفتند.
برنامه های بسیار خوشبینانه در جهت جلب پشتیبانی نظامیان عراق:
امریکایی ها انتظار داشتند واحدهای نظامی عراق کاملا منفعلانه عمل کنند و استقبال گرمی از نیروهای مهاجم صورت بگیرد و پس از اشغال نیز آنها به امریکایی ها بپیوندند؛ ولی شواهد حاکی از آن است که حداقل در یک سال اول اشغال عراق نیروهای گارد سابق صدام در قالب گروههای شبه نظامی به مقابله با نیروهای نظامی ایالات متحده پرداختند.

مجید عباسی اشلقی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها