دوستانش میگفتند بیدل و جرأت است، اما خودش با کلمه محافظهکار موافق تر بود. البته دلش نمیخواست اینگونه باشد اما دست خودش نبود. این وضعیت در روزهای غیر معمول مثل چهارشنبه سوری تشدید میشد. از این روز بدش میآمد. متنفر بود از زمانی که مردم بیدلیل همدیگر را میترسانند و با صداهای عجیب و غریب سعی میکنند دل و جرأت خود را نشان دهند.
هیچ وقت در این روز بیرون نمیرفت. سه سال قبل هم مثل همیشه برنامه خود را برای آن روز مشخص کرده بود. می خواست چند فیلم خوب بگیرد و در خانه ببیند. به حرف دوستانش هم توجه نمیکرد. آنها اگر میخواستند خود را در آتش بیندازند دلیل نمیشد که او هم کارشان را تکرار کند.
دو روز قبل از چهارشنبه سوری بود اما همه شهر با صداهای وقت و بی وقت خود آمادگی را برای یک جنگ داخلی اعلام میکرد. تازه از سرکار برگشته بود و میخواست قبل از رسیدن به خانه کمی خرید کند. کوچهای که در آن کار داشت باریک بود، مجبور بود خودرو را کمی دورتر پارک و مسافتی را پیاده طی کند. هوا خوب بود و با رغبت فراوان از پیاده روی استقبال کرد.
وارد میوه فروشی شد. چند کیلو میوه خرید و سپس وارد سوپر مارکت شد. تنقلات و چند فیلم انتخاب کرد. صدای انفجارها از دور و نزدیک شنیده میشد. در دل دعا میکرد این انفجارها به خودرویش آسیبی نرساند.
سریع خریدش را انجام داد و با شتاب به سمت خودرو رفت تا ببیند اتفاقی افتاده یا نه. تقریبا به حالت دو حرکت میکرد. خریدهایش را محکم در دست گرفته بود تا چیزی از دستش نریزد. کوچه خلوت بود و او فقط میدوید. صداهایی از پشت سر شنید که داد میزدند «برگرد». اول فکر کرد چند نوجوان با هم حرف میزنند اما بعد از اینکه اصرار آنها را روی کلمه «برگرد» شنید، متوجه شد نوجوانان با او حرف میزنند. به سمت صداها برگشت اما صدای انفجاری مهیب اجازه نداد قدم بعدی را بردارد.
اجناس ولو شده روی زمین، صدای بلند نوجوانان که کمک میخواستند، حالت منگی و درد. همه اینها را حس میکرد اما هنوز نفهمیده بود چه اتفاقی افتاده است. صورتش میسوخت و خودش نمیتوانست از جایش تکان بخورد. چیزی نمیدید فقط حس میکرد افرادی لباس هایش را از بدنش جدا میکنند. هنوز منگ بود. این منگی تا سه سال بعد هم با او ماند و میداند که تا آخر عمر او را رها نمیکند. از آن به بعد فقط شنید و مدتها درد کشید. پوست صورتش بهتر شده اما چشمانش نه. یکی از چشمانش کاملا تخلیه شده و چشم دیگرش درصد بسیار کمی بینایی دارد. او هیچوقت با چهارشنبه سوری کار نداشت اما این روز با او کار داشت.
این فقط یکی از اتفاقات چهارشنبه سوری سالهای اخیر است. سهشنبه آخر سال که با عنوان یک رسم شیرین از آن یاد میکنند اما جوانترها فقط از آن یک جنگ داخلی ساخته اند که سالانه تلفات زیادی میدهد و خانوادههای زیادی را در آستانه سال نو غمگین میکند.
آمار مصدومان سال گذشته
مدتهاست در این روز نه کسی فالگوش میایستد و نه بوتههای کوچک آتش میزند. نوید بهار با صدای نارنجک و گاز عجین شده، نه صدای قاشق زنیهای کودکانه. دیگر کسی چشم به اجرای این رسومات ندارد. مدت هاست که بعد از هر چهارشنبه سوری،خانوادهها اخبار را گوش میدهند تا آمار تلفات این روز خوش یمن بد سابقه را بشنوند.
البته با فرهنگسازی از راههای مختلف و اطلاعرسانی رسانههای گفتاری،نوشتاری و رسانه ملی، دو سالی است که آمار مصدومان این حادثه کمتر شده است.
بهطور مثال در سال گذشته بر اساس آمار اعلامی اورژانس کشور در حوادث چهار شنبه سوری سه مرد فوت شدند که شامل یک مرد 45ساله در رباطکریم بهدلیل صدای انفجار و سکته قلبی، کشته شدن یک جوان 24 ساله در قزوین و یک نوجوان در رشت با انفجار مواد محترقه بود. البته این آمار آخرین چهارشنبه سال است و قبل از آن نیز حوادثی مرگبار رقم خورد.
همچنین براساس آخرین آمار جمعآوری شده از کشور در حوادث چهارشنبه سوری سال گذشته حداقل 10 مورد قطع عضو گزارش شد و در مجموع 259نفر دچار مصدومیت و راهی بیمارستان شدند.
گفتنی است، آمار منتشر شده در استانهای مختلف نشان میدهد استانهای تهران و فارس بیشترین میزان مصدومان حوادث چهارشنبه سوری را داشتند.
همیشه افرادی که قربانی حوادث چهارشنبه سوری میشوند، در حال ساخت یا استفاده مواد محترقه نبودهاند بلکه گاهی افرادی بیگناه قربانی انفجارهای مرگبار میشوند. بهمن کشاورز، حقوقدان دراین باره گفته که حکم مرگ با انواع مواد محترقه «قتل عمد» یا «شبه عمد» است و فروش ترقه پنج سال حبس دارد.
وی ادامه میدهد: صرف و نفس نگهداری و حمل مواد محترقه مجازات دارد و قابل تحریف است. حال اگر به وسیله این اقلام و مواد قتلی واقع شود، از باب تعهد جرم قابل پیگیری خواهد بود. یعنی هم استفاده از این مواد به خودی خود مجازات جداگانه حبس دارد و هم قتل برحسب این که شبه عمد، عمد یا خطایی باشد قابل پیگیری است که در این مورد بحث خطا کمتر قابل طرح است.
چنین قتلی یا عمد خواهد بود در شرایطی یا شبه عمد. در عین حال حالت دیگری را هم میتوان تصور کرد و آن این است که قتلی واقع شود ولی آنچه در این مورد به کار رفته است، داخل در این مواد نباشد. مثلا کار بسیار خطرناکی که قبلا انجام میشد و امیدوارم هرگز دیگر تکرار نشود، استفاده از کپسولهای خالی گاز بود (گازهای پیک نیکی کوچک که مصرف شده و ظاهرا خالی بود) این کپسولها را وقتی در آتش میانداختند به علت انبساط مواد باقیمانده تقریبا به صورت بمبی منفجر میشد. اگر این حالت نیز پیش بیاید به علت بیاحتیاطی، بی مبالاتی و رعایت نکردن نظامات دولتی هم بحث مجازات تعزیری مطرح میشود و هم بحث قتل عمد یا شبه عمد. »
15 روش برای پیشگیری از حوادث
باید کودکان و نوجوانان را تشویق کرد از حوادث درک خوبی داشته باشند. باید به آنها آموزش داد در مقابل مواد محترقه و منفجره و آتشبازی آسیبپذیر هستند. آموزش آسیبپذیری در مقابل خطرات مذکور از اهمیت خاصی برخوردار است.
والدین در تهیه وسایل آتشبازی بیخطر فرزندانشان را همراهی کنند. کودکان به هیچ عنوان نباید تنها از مواد آتش بازی و محترقه استفاده کنند.
از نگهداری مواد محترقه، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی بخصوص در منزل، زیر زمین،محل کار و... جلوگیری کنید.
از حمل مواد محترقه و آتش گیر و انفجاری حتی به مقادیر بسیار کم، در جیب لباس و کیف خودداری کنید.
در صورت نگهداری مواد آتش بازی، حتی کم خطر حتماً آن را در جای خشک و خنک نگهداری کنید.
مواد آتش بازی را از محلهای مطمئن خریداری کنید. این مواد را از دست فروشان تهیه نکنید.
همیشه در مواقع آتش بازی برای اطفای حریق، آب، کپسول اطفای حریق و در صورت امکان جعبه کمکهای اولیه در دسترس باشد.
مواد آتش بازی را به طرف افراد دیگر پرت نکنید.
هیچگاه مواد آتش بازی را در ظروف شیشهای یا فلزی قرار ندهید، زیرا در صورت انفجار ذرات شیشه یا فلز به اطراف پرتاپ و سبب صدمات و خطرات جانی خواهد شد.
صاحبان فروشگاههای مواد شیمیایی و رنگ فروشیها از فروش هر گونه مواد آتش زا و مواد شیمیایی به کودکان و نوجوانان خودداری کنند.
از ریختن مواد سریع الاشتعال مانند نفت، بنزین و ... روی مواد آتش گیر خودداری شود.
از قرار دادن ظروف تحت فشار از جمله کپسول، اسپری، حشرهکش و ... روی آتش خودداری شود.
مراقب رفتارهای خطرناک و ناهنجار بوده و در صورت لزوم موضوع را به واحدهای گشتی نیروی انتظامی یا پلیس 110 اطلاع دهید.
از سوزاندن وسایلی چون کپسول گاز، لاستیک و آمپول و استفاده از مواد آتشزا نظیر بنزین، الکل، کاربیت و مانند آن جلوگیری شود.
از برپایی آتش در معابر باریک و در نزدیکی پستهای برق یا ایستگاههای تقلیل فشار گاز و پارکینگهای عمومی پرهیز کنید.
این توصیهها تا حد زیادی به کم خطر شدن چهارشنبه سوری کمک میکند. همان طور که در توصیهها آمده است خانوادهها نقش مهمی در این روز دارند و میتوانند در دور کردن فرزندان از خطر
موثر باشند.
جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران هم نقش خانوادهها را در پیشگیری از حوادث پررنگ دانست و گفت: والدین باید چنانچه فرزندانشان بتازگی با فردی دوست شدهاند، رفتارهای آنها را زیر نظر داشته باشند چون امکان دارد این دوستان تازه فرزندان آنها را با مواد محترقه و خطرناک آشنا سازند یا چنین وسایلی را در دسترس او قرار دهند.
خانوادهها همچنین باید در این روزها گاهی وسایل شخصی نوجوانان خود را به دور از چشم آنان بررسی کنند، این امر را نباید به معنای دخالت یا جستوجوی غیراخلاقی در نظر گرفت و این فقط بهعنوان یک راه نظارت برای کاهش آسیب به فرزندان توصیه میشود. آنان باید در صورت مشاهده مواد منفجره و محترقه بهطور غیرمستقیم و با سفارش و نصیحت و آشنا کردن فرزندان خویش با خطرهای ناشی از استفاده از این مواد، آنها را آگاه ساخته و سبب شوند خود فرد نسبت به دور انداختن و استفاده نکردن از این مواد پرخطر اقدام کند.
وی افزود: براساس بررسی حوادث سال گذشته، کودکان 9 تا 10 ساله و نوجوانان 11 تا 22 ساله در معرض بیشترین آسیب حوادث چهارشنبهسوریاند. جوانان به علت این که بهدنبال هیجان بیشتر هستند به موضوعات پرخطر روی خوش نشان میدهند به همین خاطر بهتر است که خانوادهها در چند روز آخر و همزمان با مراسم چهارشنبه سوری کنار فرزندانشان باشند و آنها را کنترل کنند.
ملکی از شهروندان خواست در فضای سبز آتش روشن نکنند و افزود: «به هیچ وجه در فضای سبز و پارکینگهای مسقف نباید آتش روشن شود. بهتر است افراد خودروهای خود را در این روز در خیابان پارک نکنند. همچنین بعد از اتمام مراسم حتما آتش را خاموش کرده و در کنار آن قرار نگیرند زیرا ممکن است موادی در داخل آن انداخته شده باشد که در آن لحظه منفجر شود. ممکن است کودکان از ترس خانواده مواد محترقه را در پارکینگ مخفی کنند. اگر همسایهها متوجه مخفی کردن مواد محترقه شدند باید سریع موضوع را به آتشنشانی و پلیس اطلاع دهند زیرا ممکن است این مواد منفجر شود.
همکاری با آتشنشانان
چهارشنبهای که باید بهعنوان یکی از معمولیترین روزهای سال بهشمار رود و تمام شهر در کمال آرامش باشد، به یکی از روزهایی تبدیل شده که بیشترین تماس با آتشنشانی گرفته میشود.
امسال با وجود اتفاقات تلخی که برای آتش نشانان در حادثه ساختمان پلاسکو رخ داد،بسیاری از هموطنان تصمیم گرفتند در چهارشنبه آخر سال با آنها همکاری و از خطر دوری کنند تا زحمت این افراد دو چندان نشود.
بسیاری از افراد با امید همدلی بیشتر بین مردم جامعه به کمپینهای مختلف «نه به چهارشنبه سوری» پیوستند. «آنها معتقدند اگر ما در زمان سختی پشت همدیگر هستیم، اگر از شهادت تعداد زیادی از هموطنانمان در حادثه ساختمان پلاسکو ناراحت شدیم و فضای مجازی را به یک ماتمکده برای ابراز ناراحتی خود تبدیل کردیم، پس قبل از وقوع یک اتفاق دیگر باید خودمان دست به کار شویم. باید سد فاجعه شویم، نه عامل آن. »
غزاله مالکی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم