اولین قسمت مجموعه پسر 8 آوریل (20فروردین 96) روی آنتن شبکه amc در آمریکا میرود. ده روز بعد از آن در (18آوریل)، تماشاگران انگلیسی میتوانند شاهد پخش آن باشند. با نزدیک شدن زمان پخش مجموعه، رسانههای گروهی گفتوگو با عوامل اصلی تولید و در راس آنها پیرس برازنان، بازیگر نقش اصلی را شروع کردهاند. منتقدان از پسر به عنوان یکی از بهترین کارهای قاب کوچک در سالجاری میلادی اسم میبرند و با تحسین بازی برازنان، او را نامزد اصلی دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد تلویزیونی در مراسمهای هنری اهدای جوایز پیشرو معرفی میکنند. جیمز باند سابق سینما در این وسترن درام در نقش تازهای ظاهر شده و در گفتوگو با مجله امپایر درباره نقش خود و دلایل بازگشت به تلویزیون صحبت میکند
بسیاری مایلند بدانند چرا پسر را برای بازگشت دوباره به تلویزیون انتخاب کردید؟
زمانی که برای بازی در مجموعه دعوت شدم، تهیهکنندگانش از آن به عنوان یک درام حماسی چند نسلی اسم بردند. این داستان، زندگی چند نسل از یک خانواده و جامعه را به تصویر میکشد. بازی در چنین کاری برایم جذاب به نظر رسید. خیلی جالب است که جلوی دوربین در نقشی ظاهر شوید که یک گذشته غنی دارد و ماجراهایش محدود به دیروز و امروز و فردا نمیشود. با مطالعه فیلمنامه متوجه شدم افسانهای را با رنگ و بوی حماسی تعریف میکند و تولد آمریکا را به عنوان یک قدرت بزرگ، در دل ظهور و سقوط یک خانواده تگزاسی در معرض دید و قضاوت تماشاگران قرار میدهد.
زمانی قرار بود در «دار و دسته نیویورکی» مارتین اسکورسیزی بازی کنید. قبول بازی در پسر به دلیل شباهتهایش با فیلم اسکورسیزی نبود؟
اینگونه و از این زاویه به مساله نگاه نکردم. شما در مقام بازیگر، موفق به بازی در برخی فیلمها میشوید و امکان حضور در برخی کارها را هم از دست میدهید. از اینکه نتوانستم در فیلم اسکورسیزی بازی کنم ناراحتم، اما همکاری با پسر به دلیل از دست دادن آن پروژه نیست. در دنیای سینما و تلویزیون، کارهای زیادی را میتوان پیدا کرد که داستان و حال و هوایی شبیه هم دارند. ایرادی هم ندارد، اما بعد از دیدن پسر تصدیق خواهید کرد که شباهتهای این دو کار چندان هم زیاد نیست.
ظاهر شدن در قالب الی مککولاگ، وارث یک خانواده پرقدرت چگونه بود؟
نقش را دوست داشتم. دوران فیلمبرداری و تولید مجموعه عالی و فوقالعاده بود. جالب این که من داشتم خودم را آماده حضور در کار دیگری میکردم. قرار بود برای بازی در یک فیلم به روسیه بروم، اما تولید آن لغو شد، چیزی که این روزها در دنیای سینما به صورت امری عادی درآمده است. با یک تماس، دعوت و جذب به پروژه پسر شدم. سازندگان مجموعه قصد داشتند نوول فیلیپ مهیر را برایم بفرستند، اما گفتم ضرورتی برای این کار وجود ندارد!
با آن آشنایی داشتید؟
در جریان انتشار آن بودم. چاپ اول نوول که منتشر شد، یک نسخه آن را خریدم و خواندم. با داستان و میتولوژیاش آشنایی داشتم. آنچه زمان تولید مجموعه برایم جذاب بود، همکاری فیلیپ مهیر در نگارش فیلمنامه بود. به باور من، هیچ فردی بهتر از خود او نمیتوانست روح حاکم بر داستان را در قالب یک مجموعه تعریف و خلاصه کند. حضورش در جریان تولید، کمک زیادی هم به من کرد. در دسترس بود و میتوانستم پرسشهایم را درباره کاراکتر یا مسائل مربوط به داستان با او مطرح کنم. توضیحاتش کمک میکرد تا درک بهتر و درستتری از وقایع داشته باشم و کاراکترم را به شکل قابل قبولتری در جلوی دوربین بازی کنم.
داستان مجموعه موضوعات مختلفی را به بحث میگذارد. برای شما کدامیک از آنها مهمتر است؟
فیلیپ مهیر کلیت داستان را به صورت چکیدهای جذاب و تماشایی درآورده است. داستان نوول او موضوعات مهمی مثل حرص و طمع، خشونت، خانواده و تلاش آدمی در یک شرایط سخت و دشوار را مطرح میکند. در دل تلاشهای کاراکتر محوری برای ورود به حرفه نفت، بسیاری از مشکلات و مسائل جوامع امروزی هم به بحث گذاشته میشود. نمیتوان موضوعات مورد بحث مجموعه را طبقهبندی کرد و گفت کدام یک مهمتر از دیگری است. اینها مشکلاتی است که متاسفانه تا به امروز مردم جهان با آنها دست به گریبان هستند. کاراکتری که بازی میکنم آدمی است که میخواهد رو به جلو حرکت کند و میلی وحشی و غیرقابل کنترل برای به دست آوردن چیزهایی دارد که در پی آنهاست. از این نظر، این کاراکتر به نوعی شخصیتی دوگانه است. نمیتوان او را یک قهرمان توصیف کرد. شاید بیشتر یک ضدقهرمان باشد تا یک آدم مثبت.
به این ترتیب، مجموعه فاقد زمان و مکان خاصی است؟
بله. با آن که داستان در یک فضا و مکان مشخص تاریخی اتفاق میافتد، اما به زمان و مکان خاصی محدود نمیشود. این داستان تا امروز هم ادامه پیدا میکند و بشدت امروزی است. مضمون آن تازه و فراگیر است و به همین دلیل، حال و هوا و طعم تازهای دارد.
منبع: امپایر آنلاین
مترجم کیکاووس زیاری.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم