در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیش از هر مسالهای، این خود مردم هستند که نقش عمدهای در رشد و توسعه جوامع ایفا میکنند. افزون بر این، از میان اقشار مختلف مردم، جوانان هسته و عنصر اصلی پیشرفت و بهعنوان محوریترین سرمایه انسانی تلقی میشوند. این موضوع نقش و جایگاه خود را در آنجا نمایان میکند که در شرایط خاص جامعه، نقش سرمایه انسانی در رفع موانع درون و بیرون و مدیریت بر بحرانها مهم است. جان کلام آن که، مدیریت درست نیروی انسانی راه رسیدن به توسعه در دنیای امروز است.
جوانان، نیروی محرک جامعه
هر انسانی برای آن که به وظایف اجتماعی اش درست عمل کند و مدیریت و مسئولیت خاصی را بر عهده بگیرد، باید علاوه بر علم و تخصص، دارای ویژگیهای اخلاقی نیز باشد، به این معناکه از نظر شخصیتی در تعادل باشد. از طرفی، شکی نیست که در دوره جوانی، انسان از لحاظ رشد عمومی تقریبا به درجه تکامل میرسد و هوش او نیز در بیشترین سطح خود قرار میگیرد. ازاین رو، قدرت اندیشه و توان نظریه پردازی سبب میشود، یک جوان در هر مقامی، انگیزه بالا و آمادگی لازم برای برخورد با ابعاد مختلف یک قضیه را داشته باشد و انعطافپذیری بیشتری از خود نشان دهد. در کنار این، افزایش تخصص و مهارت جوانان فرآیند توسعه در کشور را به طور فزاینده افزایش خواهد داد. اگر در بهکارگیری سرمایه انسانی در جامعه به عناصر بالا دقت شود، کشور در عرصههای مختلف پیشرفت و تحرک و پویایی لازم را پیدا میکند.
جوانان، مهمترین عنصر سرمایه انسانی هستند، اما ...
اگر کمی از بالا به ماجرا نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد، انتقال یافتن از نسل گذشته به نسل جوانی که دارای مهارت و توانمندی باشد، در حالی که در مجرای درستی قرار بگیرد، میتواند آیندهای بهتر برای جامعه ایجاد کند. از طرفی، ناگفته پیداست که ظرفیت و توان انجام مسئولیتها در حد قابل قبول در زمینههای کاری متفاوت، به درک و شناخت افراد بستگی دارد. هر چقدر مسئولیت مورد نظر بزرگتر باشد، اهمیت این موضوع بیشتر میشود. نکته مهم و ارزشمند دیگر این که، سهم تجربه مستقیم در هر حوزه کاری، حائز اهمیت است. معنایش آن است که فرد مورد نظر تا چه اندازه توانایی تجزیه و تحلیل مسائل را دارد. گرچه مسائل دیگر هم در این رابطه دخیل اند ولی روشن است که افراد با سنین بالا، بهخاطر فرصت بیشتری که برای مواجهه با مسائل مختلف داشتهاند، عموما در این شاخصه از افراد جوان، موفقتر عمل میکنند. هر چند برای استثناها هم باید سهمی قائل بود. توجه به این مو ضوع نیز از آنجا اهمیت پیدا میکند که در حال حاضر، زمان آن رسیده است که جوانان، مدیریت اجرایی و فرآیند توسعه جامعه را عهدهدار شوند. پس، در صورتی که بخواهیم این انتقال به بهترین وجه ممکن انجام شود، از سرمایه انسانی نباید غفلت کرد.
سراب موفقیت
بسیاری از سازمان ها، ارگانها و شرکتها قربانی موفقیتهای موقت خود میشوند. توجه بیش از حد به رشد و توسعه اقتصادی تا جایی اولویت اصلی آنها میشود که سرمایهگذاری برای تربیت نسل تازه و جوان از مدیران و کارمندان را به فراموشی میسپارند. این مساله سبب میشود تا شکاف بین نسلی در آنجا پدید آید و روند انتقال بین نسلی زکام شود. سراب موفقیت موقت تا آنجا تأثیرگذار است که بسیاری از آنها برای یافتن نامزدی واجد شرایط برای سمت مدیریت ارگان خویش، اصطلاحا کاسه چه کنم، چه کنم به دست میگیرند. نتیجه آن خواهد شد که موقعیت مدیریت در آنها خالی خواهد ماند یا در خوشبینانهترین حالت به دست افراد کمتجربه برای این شغل سپرده خواهد شد. البته نمیتوان و نباید نقش کمبود یا نبود مراکز آموزشی مناسب برای تعلیم و آموزش جوانان مستعد و رابطه ضعیف میان صنعت و دانشگاه را نادیده گرفت. آشکار شدن این معضل، زمانی است که هزاران نفر از فارغالتحصیلان دانشگاهی جامعه ـ که سالانه به جمعیت نیروی کار افزوده میشوند ـ بهاندازه کافی برای فعالیت در سازمانها و ارگانهای دولتی و غیردولتی آمادگی ندارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: