اهداف امنیتی صهیونیست ها در جولان

رژیم غاصب صهیونیستی از بدو تاسیس تاکنون به طرق گوناگون سیاست های تجاوزکارانه و توسعه طلبانه خود را در قلب خاورمیانه اسلامی پیگیری کرده و بسختی تمایل خود را به عقب نشینی از مواضع خود نشان داده است.
کد خبر: ۱۰۰۵۱۵

این رژیم بویژه از سال 1967و به دنبال جنگ 6روزه اعراب و اسرائیل گام به گام به سمت اشغال بیشتر سرزمین های مسلمانان در فلسطین و پیرامون آن حرکت کرده و تحت حمایت های امریکا و غرب سرمایه داری هیچ اعتنایی نیز به قطعنامه های سازمان ملل نکرده است.
به قول رهبر معظم انقلاب: «آنها بی محابا از ترور و قتل و غارت حرف می زنند و تهدیدی می کنند و تروریست های معروف یکی پس از دیگری در آن به حکومت می رسند که آخرین آنها جنایتکار معروف صبرا و شتیلاست.
دهها سال در صحنه فلسطین ، دولت غاصب با چهره ای خشن، بی انعطاف و طلبکار و شکست ناپذیر باقی می ماند. (کنفرانس فلسطین، فروردین85) رژیم اشغالگر قدس سال 1967میلادی صحرای سینا مصر، بلندی های جولان سوریه ، جنوب لبنان و کرانه باختری رود اردن و باریکه غزه فلسطین را اشغال کرد و هم اینک بسیاری از اهالی جنگزده جولان در شهرهای مختلف سوریه سکونت گزیده اند که شمار آنان بر اساس آمار رسمی ، 450هزار نفر تخمین زده می شود.
جولان از ابتدای عصر حجر، مسکن انسان های نخستین بوده و آثار تاریخی در مناطق تل عکاش و جسربنات یعقوب موید این نکته است ؛ همچنین مدارک آشوری مرتبط با جولان و آثار دوران فراعنه مصر اثبات می کند که جولان جزیی از دولت عموری که سال 2250 قبل از میلاد تشکیل شده بوده است ، پس از آن تمدن آرامی ، آشوری ، کلدانی ، فارسی و یونانی در آن مسکن گزیدند و سال 106میلادی ، جزیی از سرزمین های عربی شد که در زمان رومیها تشکیل شده بود. آثار تاریخی پیدا شده در شهرهای قنیطره ، بانیاس ، فیق ، وخشینه ، وخسفین و حمه گواه این موضوع هستند.
سال 636میلادی ، نبرد بزرگ یرموک که موجب انقراض دولت روم شد، در این منطقه به وقوع پیوست. سالها قبل از تشکیل دولت صهیونیستی و شاید از اواخر قرن نوزدهم میلادی ، صهیونیست ها چشم طمع به بلندی های جولان دوخته بودند.
گذشته از عقاید تاریخی و دینی یهود در خصوص ارض موعود که جولان نیز بخشی از آن است شاید هم بعد به آن اضافه کردند. چشمداشت صهیونیست ها به بلندی های جولان به اواخر قرن 19باز می گردد.
این طمع در خلال یادداشت ها، اظهارات و بیانیه های صادره از سوی رهبران جنبش صهیونیستی مشاهده می شود. دیوید بن گورین یکی از رهبران ملی جنبش صهیونیستی طی نامه ای به حزب کارگر انگلیس در سال 1918خواستار تسلط بر بلندی های جولان به منظور در اختیار داشتن آب رودخانه های یرموک و اردن توسط صهیونیست ها شد.
سازمان جهانی صهیونیسم نیز طی یادداشتی به کنفرانس صلح ورسای (1919) خواستار انضمام جولان و جبل الشیخ به وطن قومی یهود شد. سرانجام در سال 1967، رویای اسرائیلی ها به حقیقت پیوست.
در جنگ 6روزه اعراب و اسرائیل ، نیروهای اسرائیل پس از اشغال ارتفاعات جولان ، شهر قنیطره واقع در 60کیلومتری جنوب دمشق را تصرف کردند.
6سال بعد در جنگ رمضان در اکتبر 1973شهر قنیطره از اسرائیل باز پس گرفته شد، اما ارتفاعات جولان همچنان در اشغال باقی ماند. کنست اسرائیل در دسامبر 1981، طی جلسه ای الحاق بلندی های جولان به خاک اسرائیل را تصویب کرد. سازمان ملل طی قطعنامه هایی خواستار خروج نیروهای اسرائیل از مناطق اشغالی شده ، اما این سرزمین ها همچنان در اشغال اسرائیل باقی مانده است.
طی 39سال اشغال جولان ، رژیم صهیونیستی تلاش کرده است بر اساس یک برنامه زمان بندی شده با تخریب روستاها و شهرک های عرب نشین منطقه و آواره کردن دهها هزار نفر از ساکنان سوری منطقه و جایگزین کردن سکنه یهودی در شهرک های تازه تاسیس ، بافت جمعیتی جولان را برای اهداف درازمدت خود تغییر دهد.
پرداختن به این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که مساله اختلاف اعراب و اسرائیل از مهمترین عوامل ایجاد تنش و ناامنی و به هدر رفتن پتانسیل ها و ظرفیت های بالقوه در منطقه خاورمیانه است ، ضمن این که اختلافات سوریه و اسرائیل بر سر ادعای حاکمیت بر بلندی های جولان به خاطر نقش تعیین کننده سوریه در روند مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است.
فرض ما بر این است که منطقه جولان به دلیل داشتن موقعیت ژئوپلتیک در تامین امنیت و بقای اسرائیل جایگاه مهمی دارد و همین ویژگی مانع خروج کامل نیروهای اسرائیل از این منطقه خواهد شد.
چارچوب تئوریک این نوشتار بر این اساس است که از نظر رئالیست ها در نظام بین الملل ، هر واحد سیاسی به دنبال تامین منافع ملی خود است و نظام بین الملل ، نظامی است مملو از برخورد و تعارض بین منافع واحدهای سیاسی ، بنابراین ناامنی ، شاخصه اصلی این نظام است و چون در این محیط ناامن هرگز نمی توان به همکاری و ضمانت دولت دیگر متکی بود، دولتها برای بقای خویش طبق اصل خودیاری (self help)به اتکای صرف به توانایی خود روی می آورند و به این منظور همیشه در پی کسب قدرت بیشتر برای تامین بقا و امنیت خود هستند.
محصور شدن اسرائیل میان کشورهای عربی و اسلامی و تضاد ایدئولوژیک و قومیتی و اختلاف بر سر اراضی ، احساس ناامنی را در اسرائیل افزایش داده است.
منافع اسرائیل و اعراب در منطقه در مسائلی مثل آب و زمین با هم تعارض دارد و حفظ بقای اسرائیل هم در سرلوحه و دستور کار تمام دولتهای اسرائیل قرار داشته است و سیاست ها و راهبردهای امنیتی در آن کشور و تشکیلات مربوط به آنها از مهمترین و کلیدی ترین مسائل و اولویت های همه دولتها بوده است.
مقوله امنیت ، مهمترین دغدغه رژیم صهیونیستی است. احساس ناامنی و آوارگی ریشه در تاریخ قوم یهود دارد و رهبران این رژیم در سیاست های عملی خود، بر اصل خوداتکایی تاکید دارند.
بنابراین رژیم صهیونیستی با حفظ سرزمین های اشغالی و سیاست های راهبردی خود به دنبال افزایش قدرت به منظور حفظ موجودیت خود و تامین منافع اولیه در درجه اول و در مرحله بعد منافع ثانویه خود است.

اعظم حمیدپور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها