
1ـ ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانهای یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانهای از منابع رسانهای گوناگون که در یک کلام همان محتوای رسانههاست.
2ـ آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای انتقادی
3ـ تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانهها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.
اولین نکته در موضوع سواد رسانهای، توجه داشتن به میزان و نحوه مصرف از هررسانه در رنگینکمان رسانههاست. در این جنبه از سواد رسانهای، باید تعیین کنیم که چه میزان از وقت و زمان خود را صرف استفاده از رسانهها نماییم و چه محتوا و خوراکی را از سبد رسانهای دریافت کنیم.
زمان استفاده از رسانهها باید به گونهای باشد که سایر فعالیتهای اجتماعی و مهارتهای ارتباطی ما را مختل نکند. براین اساس کسانی که دچار عارضه اعتیاد رسانهای یا مصرف بیش از حد رسانهها هستند، درواقع یک یا چند مورد از فعالیتها و اشکال ارتباطی خود را با سوءمدیریت زمان مصرف مختل کردهاند و به خود یا خانواده و اطرافیان جفا کردهاند. در این مورد، سواد رسانهای میتواند مهارتهای لازم در مدیریت زمان مصرف رسانهها را به افراد بیاموزد و به آنها یاد دهد چه میزان از وقت خود را صرف استفاده و بهرهبرداری از رسانهها کنند.
همچنین محتوای دریافت شده از رسانهها باید به رشد و تکامل عقلی و معرفتی و تعادل بیشتر در احساسات و عواطف و تقویت شخصیت فردی و اجتماعی افراد منجر شود؛ محتوایی که نتیجه آن، بههم خوردن تعادل غرایز انسان و نیز تحریک بیمورد احساسات و عواطف و عدم تعادل روحی و روانی افراد است، محتوای مناسبی نیست و حاصل آن، عدم تعادل شخصیتی و نابسامانی روحی و روانی افراد است.
جنبه دوم سواد رسانهای، توجه به این نکته است که دیدن و خواندن و شنیدن (استفاده از رسانهها) عمدتا باید از موضع انتقادی باشد. سواد رسانهای به تعبیری «خوانش انتقادی رسانهها» است.
و بالاخره سومین جنبه از سواد رسانهای، توجه به نقش دستاندرکاران و مالکان رسانههاست. شاید بتوان گفت تلقیهای نوتر و امروزیتر از سواد رسانهای، بیشتر برجنبه دستاندرکاران و مالکان رسانهها متمرکز است، لذا مقابله با کارکردهای رسانههای بزرگ و غالب را در دستور کار دارد. درواقع کالبدشکافی رسانههایی است که هدفشان تأمین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرتهایی است که خود این رسانهها محصول آنهاست.
بر این اساس ما باید ابتدا سبد مصرف و میزان آن از محصولات متنوع رسانهای سالم را برای خانوادهها در نظر بگیریم، سپس آنان را ترغیب کنیم با دید نقادانه و موشکافانه به رسانههای مورد علاقه خود بنگرند که البته این کار مستلزم یاددادن فنون و مهارتهای تفکر انتقادی به مخاطبان است و درنهایت آنها را به سطح تجزیه و تحلیل محصولات رسانهای از جنبههای مختلف (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و...) بکشانیم که این، خدمتی بزرگ به اعتلای فرهنگی جامعه اسلامیمان است.
دکتر امیر هوشنگ آذردشتی
کارشناس رسانه
{$convert_old_media}