در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرای این پرونده از 20 مرداد سال گذشته با اطلاع پلیس از قتل مردی افغان در خانهای مسکونی در شهرری آغاز شد. با حضور ماموران مشخص شد که مقتول با همسر و برادرزنش، مهمان صاحبخانه بوده اما در یک درگیری به دست او کشته شده است. صاحبخانه نیز که خود مردی افغان بود، قصد داشت با کندن زمین، جسد را دفن کند اما همسایه متوجه ماجرا شد و ماموران را خبر کرد. متهم پس از دستگیری، انگیزه قتل را ارتباط پنهانی با همسر مقتول اعلام کرد و گفت: «از دو سال پیش با همسر مقتول ارتباط داشتم. او دو فرزند خردسال داشت و همیشه از بداخلاقیهای شوهرش گلایه میکرد. یک روز گفت که از او کتک خورده و میخواهد طلاق بگیرد. از من کمک خواست. دلم سوخت برای همین نقشه قتل شوهرش را کشیدم. روز حادثه، مقتول، همسر و برادرزنش را به خانهام دعوت کردم. در یک لحظه با چکش به سر مقتول زدم و سپس با روسری خفهاش کردم. میخواستم جسد را مخفی کنم برای همین دو تا کارگر آوردم که کف آشپزخانه را بکنند اما سر و صدای باعث شد یکی از همسایهها متوجه ماجرا شود و به پلیس اطلاع دهد.»
با ثبت اعترافات متهم، پرونده برای رسیدگی در اختیار شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی زالی قرار گرفت. صبح دیروز، متهم با درخواست قصاص رئیس قوه قضائیه از طرف کودکان صغیر مقتول روبهرو شده بود اعترافات قبلی خود را انکار کرد و قتل را گردن همسر مقتول انداخت.
او گفت: «آن روز همسر مقتول خودش مرتکب قتل شد. او به من گفت چون دو بچه صغیر دارد، خودش اولیای دم میشود و قول داد که اگر من قتل را گردن بگیرم، رضایت میدهد. حالا که این اتفاق نیفتاده، من هم حقیقت را میگویم.» همسر مقتول اما این موضوع را رد کرد تا در نهایت، قضات ختم جلسه را اعلام کنند و برای صدور حکم وارد شور شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: