معمای پلیسی

قتل برای سرقت

چشمان سروان میری تازه گرم خواب شده بود که صدای زنگ تلفن همراه خواب را از سرش پراند. می‌دانست زنگ زدن در آن ساعت یعنی قتلی دیگر در شهر و رفتن به صحنه جنایت. به تلفن پاسخ داد. اپراتور پلیس آگاهی از آن سوی خط، از قتل مردی در حاشیه بزرگراه حکیم خبر داد.
کد خبر: ۹۹۸۹۴۸

سروان آدرس محل درگیری را یادداشت کرد و بعد از حاضر شدن راهی آنجا شد. خیابان‌ها خلوت بود و خیلی زود به محل قتل رسید. در کنار خیابان خودروی بنزی پارک بود و ماموران پلیس و کارشناسان تشخیص هویت در اطراف آن در حال پیدا کردن سرنخی برای کشف جنایت بودند.

کارآگاه خودرویش را پارک کرد و خود را به محل قتل رساند. رد خون در اطراف در سمت راننده دیده می‌شد، اما از جسد مقتول خبری نبود. مامور کلانتری وقتی فهمید سروان میری، افسر اداره جنایی است خود را به او رساند و در گزارش اولیه‌اش گفت: ساعت 30 دقیقه بامداد به ما اعلام شد که مردی در حاشیه بزرگراه مورد حمله زورگیرها قرار گرفته و وضعیتش وخیم است. نزدیک‌ترین گشت را به محل اعزام کردیم. راننده بنز که مرد میانسالی بود، هدف ضربات متعدد چاقو قرار گرفته بود. پرویز مدیر یک کارخانه سرشناس است و مبلغ زیادی پول به همراه داشته که همین انگیزه زورگیری بود.

قاتل یا قاتلان با مقتول آشنایی داشته و می‌دانستند که او امشب همراه خود پول داشته است. ماشین مقتول در کنار اتوبان خراب می‌شود و از مدیر مالی شرکت درخواست کمک می‌کند. در این مدت هم مورد حمله زورگیران قرار گرفته بود. من تصور می‌کنم، خرابی ماشین هم عمدی بوده است. قاتل یا قاتلان با این نقشه مقتول را مجبور به توقف در کنار بزرگراه کرده و بعد سرقت و قتل را
انجام داده‌اند.

جسد مقتول کجاست؟

وقتی ماموران ما به اینجا رسیدند مرد راننده هنوز زنده بود. لحظاتی بعد هم امدادگران اورژانس به اینجا آمد و پرویز را به بیمارستان منتقل کردند، اما تلاش پزشکان برای نجات جان او موثر واقع نشد.

کسی شاهد صحنه قتل نبوده؟

نه وقتی مدیر مالی شرکت به اینجا آمده متوجه دو موتورسوار شده که در تاریکی شب دور شدند و کیف مقتول در دست یکی از آنها بوده است.

کارآگاه به بررسی خودرو پرداخت. رد خون روی صندلی راننده و فرمان دیده می‌شد. به نظر می‌رسید که پرویز پشت فرمان نشسته بود که هدف ضربات مرگبار قرار گرفته است. در داشبورد باز بود و وسایل داخل آن بیرون ریخته بود. کارآگاه احتمال داد، قاتل به دنبال وسیله با ارزشی در داخل داشبورد بوده است.

بعد از بررسی صحنه درگیری، سروان مشاهدات خودش را روی برگه تحقیق نوشت و راهی بیمارستان شد. در ورودی ساختمان خانواده پرویز بی‌تاب، گریه و زاری می‌کردند. سروان با نشان دادن کارت به نگهبان وارد ساختمان شد. با راهنمایی مامور کلانتری به سردخانه رفتند. دکتر صابر زودتر از سروان به بیمارستان آمده و معاینه جسد را آغاز کرده بود. روی شکم، سینه و گردن مقتول آثار ضربه‌های متعدد چاقو دیده می‌شد.

دکتر در حالی که وسایلش را جمع می‌کرد، در گزارش خود گفت: حدود 20 ضربه با جسم نوک تیز به بدن مقتول وارد شده است. فقط ضربه‌ای که به گردن اصابت کرده مرگبار بوده و بقیه ضربات عمیق نبود.

آثار درگیری روی بدن مقتول دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد غافلگیر شده و اول ضربه اصلی به بدنش وارد شده است. در پزشکی قانونی معاینه کامل را انجام می‌دهم و گزارش نهایی را ارسال می‌کنم.

سروان از مامورکلانتری خواست همسر مقتول را برای تحقیقات نزد او بیاورد. زن جوان در حالی که بسیار ناراحت بود و به پهنای صورت اشک می‌ریخت، از سروان خواست که قاتل شوهرش را زودتر دستگیر کنند تا خون پرویز پایمال نشود.

سروان پس از آرام کردن زن جوان به تحقیق از او پرداخت.

شوهرتان با کسی مشکل نداشت؟

نه او مرد مهربانی بود و تنها انگیزه قاتل سرقت پول‌هایش بوده و گرنه آزار پرویز به مورچه هم نرسیده است. می‌توانید این موضوع را از آقای سلمانی، مدیر مالی شرکت که اینجا هستند
بپرسید.

پرویز این اواخر تهدید نشده بود؟

نه. چیزی به من نگفته بود.

چطور متوجه ماجرا شدید؟

آقای سلمانی با من تماس گرفت و موضوع را اطلاع داد. او کنار همسرم بود.

سروان سپس درخواست کرد سلمانی به داخل اتاق بیاید تا از او تحقیق کند.

مرد جوان با لباسی اسپرت در حالی که خونسرد بود وارد اتاق نگهبانی شد. سروان از او خواست ماجرا را شرح دهد که اظهار کرد: امشب به وضعیت حقوقی کارکنان کارخانه رسیدگی کردیم و آقا پرویز پول‌ها را داخل کیف مشکی خود گذاشت و به خانه برد. قرار بود صبح فردا آنها را به حساب کارکنان واریز کند. من زودتر از او از کارخانه خارج شدم و در مسیر یک مهمانی رسمی در رستورانی بودم که پرویز زنگ زد و گفت ماشینم خراب شده است. از من خواست نزد او بروم تا پول‌ها را سریع به خانه برسانیم. وقتی به محل رسیدم، دو موتورسوار را در تاریکی دیدم که کیف آقا پرویز در دست یکی از آنها بود و سریع از محل دور شدند.

چهره آنها را دیدی؟

نه. هم فاصله داشتم و هم تاریک بود.

شماره پلاک موتور را یادداشت نکردی؟

گفتم که خیلی تاریک بود.

بعد چه شد؟

هیچی متوجه پیکر غرق در خون پرویز شده و موضوع را به پلیس گزارش دادم.

سروان پس از تحقیق از سلمانی دستور بازداشت قاتل را در همان بیمارستان صادر کرد.

با توجه به اشکال فنی پیش آمده در سیستم دریافت پیامک در هفته گذشته پاسخ به معمای سناریوی قتل پدر هفته آینده منتشر خواهد شد و خوانندگان گرامی می‌توانند، این هفته در مسابقه معمای پلیسی مربوط به سناریوی قتل پدر و قتل برای سرقت شرکت کنند.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها