«شهرمورچه ها» به روایت هنرمندان شیرازی

سریال عروسکی «شهر مورچه ها» 3اردیبهشت امسال در مرکز فارس کلید خورد. این مجموعه عروسکی که بر اساس قصه 13قسمتی نوشته زینب جعفری شکل گرفته، سال 1381، به مهر تصویب صداوسیما مزین شد
کد خبر: ۹۹۸۶۹
؛ اما هرگز فرصت تولید نیافت، پس از کلی رفت و برگشت و مدتی خاک خوردن در کتابخانه مرکز فارس ، سرانجام خرداد 1384، به تهیه کنندگی محسن خلیفه به مرحله پیش تولید رسید.
«شهر مورچه ها» در 52 قسمت ساخته می شود.هوای مطبوع شیراز، در آدم حس قدم زدن ایجاد می کند؛ آنقدر که اگر آفیش صداوسیما مانع نمی شد، شاید این موقعیت استثنایی را از دست نمی دادم.
معصومه هاشمی ، مسوول روابط عمومی مرکز استانی فارس ، در اتاق نگهبانی منتظرم بود تا مرا به استودیوی «شهر مورچه ها» راهنمایی کند. در اتاق فرمان بچه های تولید، جمعشان جمع است.
عباس عدالت فر، برنامه ریز و منشی صحنه را که قبلا تلفنی با هم آشنا شده بودیم ، می بینم. با محمد کشتکار، صدابردار آشنا می شوم و با غلامرضا واردی ، کارگردان کار که سابقه طولانی در تهیه و برنامه های عروسکی دارد، درباره داستان ، شخصیت های اصلی آن و پیش تولید گپ می زنیم.
واردی درباره قصه 13قسمت اول مجموعه می گوید: 13قسمت اول سریال ، قصه خاصی دارد. قصه درباره شهری است که مورچه ها در آن زندگی می کنند.
ملکه این مورچه ها بتازگی تعدادی تخم گذاشته است که قرار است برای نگهداری از تخمهای ملکه که در واقع مهمترین موجودی این شهر هستند، مسابقه ای برگزار شود و پهلوانان مبارز از جاهای دیگر در آن مسابقه شرکت کنند.
برنده مسابقه همان کسی خواهد بود که از تخمها مراقبت خواهد کرد؛ اما عده ای هم در میان داوطلبان مسابقه هستند که می خواهند شهر را تسخیر کنند...
واردی که فارغ التحصیل دانشکده صداوسیمای یزد است ، تاکنون کارهای زیادی ازجمله مجموعه داستانی تکاپو، گردونه تلاش ، کارهای عروسکی ازجمله حکیم باشی ، مزرعه هفت توت و دهکده قصه را کارگردانی کرده است ، درباره شخصیت های اصلی این سریال عروسکی می گوید: در این مجموعه ، همه نوع کاراکتری وجود دارد.
ملکه و کارگرها که بزرگسال هستند و بچه ها که در واقع مخاطبان اصلی مجموعه بیشتر با آنها همذات پنداری می کنند. 3بچه به نامهای شادک ، کار و تیزک هم هستند که در قصه ها از محوریت بیشتری برخوردارند.

پیش تولید کارهای عروسکی ، از سریال های دیگر کمی دشوارتر است ؛ چراکه به جای انتخاب تعدادی بازیگر، تعدادی عروسک گردان و صداپیشه در کنار هم قرار می گیرند تا یک شخصیت را در قالب عروسکی بی جان ، جان دهند و تازه از او بازی هم بگیرند!!
سفارش و ساخت عروسک ها هم که مسائل خاص خودش را دارد. از آنجا که ساخت عروسک های مجموعه های تلویزیونی حرفه ای مجزا و خاص است و شهرستان ها از امکانات کمتری در این زمینه دارند؛ این فعالیت معمولا در تهران صورت می گیرد؛ اما درباره شهر مورچه ها این گونه نیست.
طراحی عروسک های این مجموعه در شیراز و به دست راضیه ایمن پور انجام شده و ساخت عروسک هایش را ملیحه زحمتکش به عهده داشته است.
طراحی دکور نیز در شیراز و به کوشش قاسم احسنت صورت گرفته است.کارگردان مجموعه درباره نحوه ضبط و مراحل تولید می گوید: ضبط صدای شخصیت ها از اوایل دیماه سال گذشته شروع شد و حدود یک ماه طول کشید.
تصویربرداری 29قسمت مجموعه از 3بهمن شروع شد و تا اواخر اسفند ماه نیز ادامه داشت. مرحله دوم کار هم از 28فروردین ماه شروع شده. پس از آن می رسیم به مونتاژ و تدوین که حدود 2ماه هم آن مرحله طول خواهد کشید.
برای هر قسمت ، یک قطعه موزیکال تهیه کرده ایم که شعر آن را حبیب الله حسینی میرآبادی گفته و آهنگ های آن به همت آقای هدی پروانه ساخته و اجرا شده است.

همچنان که در رژی شهر مورچه ها نشسته ام و هر یک از عوامل سعی می کنند مطلبی را به من یادآور شوند، صدای کودکانه ای شنیده می شود که می گوید: آخ جون قند! این در واقع صدای یکی از صداپیشه های مجموعه است که از قبل ضبط شده است.
صدای دیگری - اما این بار از داخل استودیو - شنیده می شود که می گوید: کار آماده است.ساعت 16.30است و من به اتفاق هاشمی به سوی استودیوی شهر مورچه ها رهسپار می شویم.
روبه روی استودیو روی یکی از نیمکت ها می نشینم. تعدادی عروسک گردان، عروسک هایی را که ترکیبی از عروسک های دستکشی و باتومی هستند، به دست دارند و به نوعی داخل دکور قرار گرفته اند که فقط عروسکها دیده شود.
مجید قاسم زادگان ، یکی از تصویربردارهای کار مرتبا در حال توضیح دادن به عروسک گردان هاست. صدای کودکانه دوباره شنیده می شود: آخ جون! قند...
و قاسم زادگان رو به یکی از عروسک ها مرتبا تکرار می کند: قندها را پیدا کن. قندها را پیدا کن و بخور.مسعود پیراحمدی ، یکی دیگر از تصویربردارها که طراح نور و نورپرداز کار هم هست ، می گوید: یه نیم کیلویی قند بریزید اینجا، اینها که دیده نمی شود.
احمد احمدی سعدی که او هم یکی دیگر از تصویربرداران است ، معتقد است باید جای قندها را عوض کرد. خلاصه پس از کلی بحث و تبادل نظر، بالاخره خود قاسم زادگان وارد دکور می شود و مقداری یونولیت را به عنوان قند خورد می کند و جلوی مورچه می ریزد.
محسن خلیفه ، تهیه کننده وارد می شود، او در حال حاضر مشغول تهیه مجموعه برنامه ای با عنوان زیر گنبد کبود، برای کودکان است.

عوامل این مجموعه از بهترین ها هستند
دوباره صدای کودکانه در فضا می پیچد: آخ جون! قند و همه صدابردارها با هم فریاد می زنند: بخور بخور.تلاش سمیه شیرزادی که روی زمین زانو زده و عروسک شادک را می گرداند، برای سومین بار هم قبول نمی شود.
قاسم زاده دوباره می گوید: یک ، دو، سه ، حرکت و باز هم صدای کودکانه در فضای طنین می اندازد. قاسم زادگان گاهی برای عروسک گردان ها توضیح می دهد و گاهی سر برمی گرداند تا با من حرف بزند: اسم بچه ها را هم بنویس که یک تشکری شده باشد. منظورش از بچه ها عروسک گردان ها بود.
بعد احمدرضا امامی کارگردان هنری که خودش چندین نقش را در این مجموعه به عهده داشته است ، اسم بچه هایش را یکی یکی می گوید: اویس عرشی ، مهدی یزدانی ، ملیحه زحمتکش ، سمیه شیرزادی ، رویا منوچهری ، پریسا پروتا، احسان شکوهیان ، احسان همت و چند نفر دیگری که الان حضور ذهن ندارم.
به نظر می آید در به یاد آوردن اسم عروسک گردان ها کمی مشکل دارد؛ البته تقریبا همه عوامل در به یاد آوردن اسامی ، او را یاری می کردند.از جایم بلند می شوم و در گوشه سمت راست استودیو به محسن خلیفه می پیوندم.
خلیفه پس از توضیحاتی درباره پیش تولید کار، به موضوع صدا و صداپیشگان مجموعه اشاره می کند و می گوید: در این مجموعه از صداپیشه های خوبی که سالهاست با تئاتر شیراز همکاری دارند و از توانایی بالایی برای بازی با صدا برخوردارند، استفاده شده است.
کسانی که سوابق بالایی دارند؛ رمضانی ، حق نگهدار و رفیعی و حتی محمد شناور که از صداپیشه های مدرسه موشها بوده است.
قاسم زادگان جای دوربین را تغییر می دهد و دوباره می گوید: یک ، دو، سه ، حرکت و دوباره صدای عروسک شنیده می شود: هه! آخ جون! قند... و خلیفه دوباره توضیح می دهد: تصویربرداری این کار 3دوربینه بوده و از حرکتهای مختلفی ازجمله دالی ، تراولینگ و حرکتهای مختلف زوم استفاده می شود...
نور استودیو تغییر می کند، نوری آبی آسمان دکور را روشن می کند. قاسم زادگان برای چندمین بار می گوید: یک ، دو، سه ، حرکت و صدای بچه مورچه شنیده می شود...
تهیه کننده کار همچنان در حال توضیح دادن ویژگی های مجموعه است. او می گوید: اینجا شهر مورچه های خاکی است و حدود 20شخصیت عروسکی ازجمله ملکه ، دختر ملکه ، بچه ها، سرنگهبان ، انباردار، آشپز، دان ، قاضی و... وجود دارد.
حسنی که این برنامه دارد این است که بر مبنای واقعیت های علمی پی ریزی شده است و نویسنده ها موضوعاتی مانند انواع مورچه ها، دشمنانشان و چیزهایی از این دست را با استفاده از کتابهای گوناگون ، استخراج کرده و در نگارش متن مجموعه مدنظر قرار داده اند.
قاسم زادگان فریاد می زند: خانم شیرزاد کمی حرکتت آرام تر باشد و عروسک قصه ما کمی آرام تر به سمت قندها حرکت می کند.خلیفه ادامه می دهد: علاوه بر نکات آموزشی درباره نحوه زندگی مورچه ها مسائلی مثل وحدت و همدلی ، اخلاق پهلوانی غلبه بر مشکلات ، کار گروهی ، مشورت ، استفاده از تجربه بزرگترها و... مواردی هستند که در بخشها و قسمتهای مختلف این مجموعه به آنها پرداخته شده است.

نورپردازی در زیرزمین
جایم را عوض می کنم تا در کنار احمد احمدی سعدی جای بگیرم. او که یکی از پیشکسوتان تصویربرداری و طراحی نور و حتی عکاسی در مرکز فارس است ، حدود 24سال سابقه کار دارد.
سریال هایی همچون خواستگاری ، تکاپو، طاووس ، تله تائتر دولتون ، دکتر کنوک ، عشق به افق خورشید، شب پریشانی ، رستم و اسفندیار، بازی با مرگ و... را تصویربرداری و بعضا نورپردازی کرده است و حتی درجشنواره تولیدات مراکز سال 1378(زیباکنار)، برای نورپردازی تله تائتر «مرگ آوا» جایزه ای را نیز به دست آورد.
از او درباره تفاوت های کار عروسکی با سایر کارها می پرسم و او می گوید: «طبیعی است که به هر حال کار عروسکی با کار رئال فرق می کند.
با توجه به موضوع که مورچه ها هستند و در زیرزمین لانه دارند، کار کمی از شکل واقعی خودش خارج شده است و از آنجا که کار به بچه ها تعلق دارد، باید نور و رنگ آن نیز فانتزی باشد تا در عین این که بعد و فضا حفظ می شود، برای کودکان هم جاذبه داشته باشد.»

کار، عشق است
تصویربرداری با 3دوربین ادامه می یابد، گاهی یکی از تصویربردارها با دوربینش شروع به حرکت می کند...
3نفر عروسک گردان با عروسک های شادک ، کار و تیزک در داخل دکور قرار گرفته اند و برای این که سرشان از دکور بیرون نزند و دوباره صدای قاسم زادگان را بالا نبرند، دوتا روی زانوهایشان و یکی تقریبا در حال خزیدن ، عروسک ها را می گردانند.
برای هماهنگی با اتاق فرمان ، دوباره چند دقیقه ای کار متوقف می شود و من از خدا خواسته به سراغ مسعود پیراحمدی - یکی دیگر از تصویربردارهای کار می روم. او هم یکی از نورپردازان و تصویربرداران پیشکسوت صداوسیمای فارس محسوب می شود.
او که 23سال سابقه کار دارد، از سال 62با سازمان همکاری داشته است. در فاصله سالهای 62تا 67وی تنها نورپرداز صداوسیمای مرکز فارس بوده است.او معتقد است که همه لحظات زندگی هنری خاطره است، اما «به شرطی که کسی عاشق باشد و عاشق هم بماند، که در این صورت هیچ وقت از آن خسته نخواهد شد.»
پیراحمدی درباره نورپردازی می گوید: «معمولا کسی که می خواهد نورپردازی کاری را انجام دهد، تمام ذوقش را برای آن به کار می اندازد. البته همه ما سعی می کنیم از طبیعت الهام بگیریم چرا که هنرمند اصلی خداست و ما همه با استعانت از اوست که کاری را انجام می دهیم.»

عروسک گردانی در ظاهر کار آسانی است
دوباره صدای یک ، دو، سه ، حرکت. جریان تصویربرداری را به روال عادی می اندازد.احمدرضا امامی - کارگردان هنری ، یکی از صداپیشه ها و عروسک گردان های شهر مورچه ها - در کناری نشسته و نمایش را می بیند. به سراغ او می روم.
او که فارغ التحصیل رشته ادبیات است ، کارش را در سال 64با تئاتر شیراز آغاز کرده است. شهر مورچه ها در واقع هفتمین کار عروسکی است که او در آن فعالیت دارد. از امامی می خواهم تا درباره نقشهایی که صداپیشگی آنها را در نمایش بر عهده داشته است ، برایم بگوید و او می گوید: من به جای 5تا از شخصیت های این مجموعه صحبت می کنم و سعی کرده ام صدای هر یک را طوری انتخاب کنم که مناسب کاراکترش باشد.
او درباره سختی های کار می گوید: «در اینجا تعداد عروسک گردان های حرفه ای کم است از این رو گاهی بچه ها مجبورند در آن واحد دو عروسک را بگردانند که طبیعتا باید انرژی بیشتری بگذارند. دیگر این که فضای داخل دکور، محدود است ؛ بنابراین باید با زانو و پا مرغی حرکت کنند.
حتی بعضی از جاهای دکور میخ دارد که باید هم هم حواسمان به بازی باشد و هم به مواردی از این قبیل. مانیتورهای داخل دکور هم یکی از معضلات ما هستند که هم تعدادشان کم است و هم گاهی همین تعداد کم هم دچار مشکل می شوند. صحنه های طولانی و برداشت های مکرر نیز از جمله عواملی هستند که بچه ها را حسابی خسته می کند.»
امامی در مجموع از بچه های عروسک گردانش راضی است ، وی می گوید: «عروسک گردانی در ظاهر کار آسانی است ؛ اما در واقع این طور نیست چرا که عروسک گردان باید طوری عروسک ها را بگرداند که کاملا طبیعی به نظر برسد. حتی فک زدن عروسک ها و حمل کردن اجسام توسط آنها باید به گونه ای باشد که به نظر برسد خود عروسک ها درحال انجام این اعمال هستند.»

خداقوت

ساعتی می شود که خورشید غروب کرده اما عوامل بویژه تصویربردارها همچنان پرانرژی به کار ادامه می دهند. گاهی هم یکی از عوامل در فاصله بین تصویربرداری ها، چای و بیسکویت تعارف می کند که خستگی را از تن بچه ها بیرون می برد... این قصه ادامه دارد اما من دیگر باید خداحافظی کنم.
به اتاق فرمان می روم: آنها هم همچنان خستگی ناپذیر ادامه می دهند.عباس عدالت فر - منشی صحنه و برنامه ریز کار - مرتبا از اتاق فرمان با استودیو در ارتباط است.
او چند بار تکرار می کند: شادک آماده!، تیزک آماده!... که من دیگر از استودیو بیرون می آیم و دیگر صدایی نمی شنوم.

فریبا نحوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها