در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار از هر نوعی که باشد، سختیهای خودش را دارد و تقریبا هیچ کار راحتی در دنیا وجود ندارد. اگر به این نکته باور داشته باشیم، دیگر به امید کاری راحتتر از این شاخه به آن شاخه نمیپریم. رسیدن به این نقطه یکی از اسرار موفق شدن در شغل است، یعنی ماندگاری در شغلمان و دل دادن به وظایفمان.
آدمهایی که در طول تاریخ، کارهای خاص و خارقالعاده انجام داده و متفاوت از همکارانشان جلوه کردهاند، این ویژگی بارز را دارند و در ضمن، خود را مالک کارشان میدانند، نه کارگر آن. حس مالکیت برشغل، این حسن را دارد که ما اثرگذار بودنمان را باور میکنیم و در نتیجه، برای پیشبرد کارها خلاقیت به خرج میدهیم و حس مثبتی که از این جریان میگیریم، موتور حرکتمان را شارژ میکند.
کسانی که در شغلشان میدرخشند، دائم مشغول مقایسه وضع مالی و رتبه خود با دیگران نیستند. اگر محیط کاری به هر دلیل باب میلشان نباشد، میکوشند این محیط را برای خود قابل تحمل کنند؛ از ایجاد تغییرات فیزیکی در محیط گرفته تا تلاش برای برقراری رابطه خوب با همکاران. شاغلان موفق محال است از واژههای منفی نسبت به شغلشان استفاده کنند؛ مثلا بگویند این کار لعنتی. آنها در صف آدمهایی قرار میگیرند که مدام از خود میپرسند، چطور میتوانم به مردم خدمتی بکنم، نه این که منتظر بنشینند تا دیگران خدمتی در حقشان بکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: