در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که هیتلر در آلمان رهبر شد، آن پزشکان را زنده به گور کرد و درمانگاه را ویران «و این شد آغاز کشتار 12 میلیون یهودی». البته مخاطبان مطلب بنده که فرهیختهتر از این حقیر هستند، لبخندی به لبشان آمده از این داستان تخیلی. با ادمین یکی از کانالهایی که این مطلب را گذاشته بود، صحبت کردم. ایشان فرمودند متن را پیشتر حذف کردهاند (و از همینجا از دقتنظر ایشان سپاسگزارم). اما سوال این نیست چه کسی و چرا این متن را نوشته، چهبسا برای بالا بردن تعداد اعضا یا جذاب بودن این داستان دست به نگارش زده است. صحبت من امروز این است که فضای مجازی مکانی مناسب برای کسب آگاهی دقیق تاریخی نیست. روزانه دهها متن بدون ارجاع در کانالهای مختلف قرار میگیرد و متاسفانه بیشترین مخاطبان که مطالعه تاریخی ندارند (و برای یک ملت هیچ افسوسی بالاتر از ناآگاهی تاریخی نیست) این سخنان را باور میکنند و به اشتراک میگذارند. متاسفانه علم تاریخ در ایران دچار عوامزدگی شدیدی شده و حیاط خلوت هر نویسندهای که حتی یک کتاب مبانی علم تاریخ را هم نخوانده است. مثلا درباره متن مذکور باید بگویم که اولا هرکس «نبرد من» را خوانده باشد چنین سخنانی در آن نمییابد. دوم این که هیتلر هنگام مرگ مادر در 1907، 18 ساله بود (متولد 1889 بود) نه هشت ساله! تنها برادر «تنی» هیتلر، ادموند در 1900 درگذشت. هیتلر تا پس از مرگ مادر به مونیخ نرفته بود و مادرش در شهر لینتس فوت کرد. پزشک یهودی مادرش را احترام میگذاشت و برخلاف گفتهها آنگونه که از شواهد جان تولند برمیآید، با نامهنگاری وی را تحت حفاظت گشتاپو قرار داده تا بتواند به آمریکا برود. همچنین بنا به گفته تولند و شایرر در مراسم خاکسپاری مادر حاضر بود و فقط فست معتقد است پس از مرگ مادر از وین به لینتس آمد. باید هوشیار باشیم نسبت به فضای مجازی، این دست ناآگاهیها و داستانها ما را گمراه میکند. معتقدم دانش حقیقی، آگاهی حقیقی علمی و تاریخی از دو منبع بهدست میآید: کتابها و تحقیقات معتبر و منابع دست اول تحقیقات میدانی. حتی مستندهای به اصطلاح معتبری که هیستوری چنل یا نشنال جئوگرافیک یا بیبیسی تولید میکنند پر است از جهتگیریهای سازمانی، سیاسی و عوامزدگی. بخصوص مورخان باید نسبت به مستندها هوشیار باشند چرا که حجم تحریفها و ناآگاهیها در رسانههایی مانند مستندها یا مجلات زرد بسیار زیاد است. اینکه میگویند با تلگرام کتاب بخوانیم همه بیهوده است. به جای خواندن متون پارهپاره از تلگرام، گوشیهای خود را زمین بگذارید و به سراغ کتابخانهتان بروید. حتی نسبت به عکسهایی که در تلگرام گذاشته میشود، تردید وجود دارد.
شبکه علمی تاریخنگاران ایران
علیرضا عسگری
پژوهشگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: