من عامل گرانی نیستم!

یک قرار ساده و گپ و گفت خودمانی نتیجه اش این شد که یک صفحه گفتگو را به صمد نیکخواه بهرامی اختصاص بدهیم. بازیکن تیم ملی بسکتبال این روزها با رهایی از مصدومیت مثل همیشه سخت تمرین می کند.
کد خبر: ۹۹۴۴۵

می گوید در تمرینات ، فردریک اونیکا به 90درصد ایرادهایش پی برده است.
تازه بعد از این می خواهد بشود یک صمد نیکخواه بهرامی دیگر پس ببینیم صمد نیکخواه بهرامی قبلی که بود و چه کرد؛


ننادتریکوویچ ، ولادیمیر بوسنیاک یا فردریک اونیکا؛
هر کدام از این مربیان سبک و سیاق خاص خودشان را دارند اما فردریک فرق دارد.

چون حالا مربی تیم ملی بسکتبال است این را می گویی؛
نه،نه. او تمرینات را خیلی خوب طراحی می کند. بازیکن خسته نمی شود.

یعنی آن دو نفر دیگر آن هم در سطح مربیگری تیم ملی از این نکته بدیهی غافل بودند؛
سبک اونیکا تلفیقی از بسکتبال های متفاوت است. او روی بسکتبال ما مطالعه کرده و خیلی خوب فهمیده به چه چیزهایی نیاز داریم.
وقتی بازیکن کمبودهای فنی خود را در تمرینات اونیکا می بیند خود به خود به او جذب می شود. احساس خوبی پیدا می کند و هر لحظه منتظر یک کار جدید است.

چند سال قبل از اونیکا، نناد تریکوویچ از صربستان و مونته نگرو هم خوب تمرین می داد. یادم هست آن روزها همه از او راضی بودید اما نتیجه ای که باید نگرفتیم بعد هم که اثری از نناد نشد.
نناد مربی خوبی بود به لحاظ تئوری فوق العاده اثرگذار اما دیسیپلین خشک و انضباط محض او اجازه نداد با تیم ملی نتیجه بگیرد. خب خیلی اتفاقات افتاد که همه اش بابت عصبانیت این مربی صرب بود.

اگر اشتباه نکنم می خواهی بگویی کار فردریک تلفیقی از آموزه های نناد و ولادیمیر است.
درست است. اونیکا کارایی نناد را حتی در سطحی بهتر پیاده می کند و روابط عمومی خوبی مثل ولادیمیر بوسنیاک دارد.

به عنوان بازیکن ملی چگونه خودت را با سبک و سیاق مربیان خارجی از کشورهای مختلف وفق می دهی؛
زبان بسکتبال مشترک است تنها تفاوت یا اختلاف در اجرای تکنیک ها وجود دارد یا از نظر تاکتیکی به هر حال هر مربی روش منحصر به فردی دارد.
بازیکن سطح ملی در رقابت های متعدد باشگاهی و از کار با مربیان متعدد در باشگاه ها از کوران این کارها گذشته و به طور حتم شرایط پذیرفتن نکات جدید را داراست.

سوالم را طور دیگری مطرح می کنم. نناد و ولادیمیر از بسکتبال کلاسیک اروپا آمدند در حالی که نحوه کار اونیکا به سبک امریکایی بیشتر شبیه است. بازیکن پس از حدود 4سال کار در یک کلاس چگونه در کلاسی دیگر باید موفق عمل کند؛
اونیکا افق دید فراتری دارد. او به واسطه حضور چندین ساله در بسکتبال غرب آسیا به نقاط ضعف و قوت بسکتبال منطقه آگاه است. خودش می گوید باشگاه های آسیا را دیده ، در جام ملتها مربیگری کرده طی یک دهه به صورت متوالی در رده های پایه کار کرده است.
بنابراین تجربیات قبلی و انطباق آن با روش ها و متدهای جدید آموزشی از او یک مربی صاحب سبک ساخته است.

تمامی نکاتی که بر شمردی راجع به شیوه های تمرین سرمربی تیم ملی بسکتبال است آیا در کار کوچینگ نیز اعتقاد به موفقیت او داری؛
کوچینگ مقوله ای جداگانه است. هنوز زیر نظر اونیکا به میدان نرفته ام اما یکسری از نکاتی که توسط این مربی رعایت می شود آدم را به کوچینگش امیدوار می کند.

مثلا چه نکاتی؛
اونیکا در این مدت ارتباط خوبی با بازیکنان برقرار کرده و می توانم به جرات بگویم شاید سالها از آشنایی اش با بازیکنان می گذرد.
ارتباط نقش مهمی در کوچینگ دارد. بر خلاف نناد تریکوویچ که با همه توانمندی های فنی خود هیچ گاه نتوانسته بود در دلها نفوذ کند.

بخشی از این نکاتی که گفتی را فقط و فقط در مسابقه باید جستجو کرد در حالی که تیم ملی هنوز مسابقه تدارکاتی نداشته است.
یکی از تفاوت های اونیکا تاکید روی بازی است. او بر خلاف سایر مربیان وقت تمرین را به کارهای بیهوده نمی گذراند.
ما در این مدت در اردوها خیلی بازی تمرینی انجام داده ایم و اونیکا در این بازیها به دنبال ایراد و اشکالات ماست. نواقص را خوب می بیند و دلایلش کاملا پذیرفتنی است همین مسائل باعث می شود بیشتر به او اعتماد کنیم. در کارش آرامش دارد و سر فرصت به همه مشکلات می پردازد.

منظورت از مشکلات چیست؛
خب در هر تیمی مشکل به وجود می آید و این امر مختص به تیم ملی نیست. اونیکا برخلاف خیلی های دیگر به ما آموخته مشکلات مان را خودمان حل کنیم.

توقعات ملی پوشان بالا است که البته برخی از توقعات به حق است اما به خاطر تیم ملی باید از خیلی مسائل چشم پوشی کرد.
ملی پوشان بهترین نفرات تیمهای باشگاهی هستند. با هم رقابت دارند هر کس ستاره تیم خود است بنابراین باید در زندگی بین برترین ها خودشان را با مسائل وفق دهند تا چرخه تیم ملی روان تر و راحت تر به حرکت در آید.

به نظر تو تیم ملی جای این نوع رقابت ها است؛
نه ، اصلا. ما رفیق هستیم و اگر رقابتی وجود دارد در رفاقت است.
این چند سال فرهنگ بازیکنان ایرانی در بازیها یا اردوها ارتقا یافته و مشکلات حاشیه ای که قبلا وجود داشت از بین رفته است.

همین شش - هفت ماه قبل در جام ملتهای آسیا از مسائل حاشیه ای ضربه خوردیم پس نمی شود گفت به کلی از بین رفته است.
قبول دارم در قطر مشکل حاشیه ای داشتیم و اصلا دلم نمی خواهد دوباره راجع به بازیهایی که انجام دادیم حرف بزنم اما واقعا حیف شد با آن تیم به رقابت های جهانی راه پیدا نکردیم.

چند سال بود اردوهای تیمهای ملی در مجارستان برگزار می شد. بعد صربستان و مونته نگرو الان 2سالی است که ترکیه را انتخاب کرده ایم. نظرت راجع به این مساله چیست؛
ترکیه بسکتبال خوبی دارد. پیشرفت کرده است اما فقط چند بار تیم خوب مقابل ما قرار گرفته است. هر وقت هم که بازی پایاپای شد با داوری تیممان را له کرده اند!
یکی از مشکلات ما در راه برگزاری مسابقات تدارکاتی زمان بندی لیگ برتر است. معمولا وقتی تیم ملی مقدمات آماده سازی خود را فراهم می کند که لیگ کشورهای مختلف دایر است و نمی توانیم بازی کنیم یا زمانی که آنها آمادگی بازی دارند، ما نمی توانیم لیگ را تعطیل کنیم.
امسال لیگ زودتر شروع می شود و امیدوارم تحولی در این زمینه به وجود آید.

بسکتبال ایران در سال 2003در هاربین چین پنجم شد. در سال 2005ششم. منظورت این نوسانات است که می توانیم با ثبات برنامه ریزی بر بسیاری از فراز و نشیب ها غلبه کنیم. این طور نیست؛
پیشرفت بسکتبال ایران حتی بر حریفان ما در سطح آسیا پوشیده نیست. حالا که حریفان روی ما حساب کرده اند چرا خودمان این موقعیت را از دست بدهیم.
شما ببینید در بسکتبال هیچ چیز کم نداریم. لیگ ما به یکی از قوی ترین لیگهای قاره تبدیل شده است. مربیان ما جوان و شیفته یادگیری و انتقال دانش خود به بازیکنان هستند.
بازیکنان برای این که در بورس باقی بمانند تمرینات زیادی انجام می دهند. در سایر ابعاد هم شاهدیم همگان به پیشرفت بسکتبال اهتمام دارند. مدیران تیمها و دست اندرکاران اینها نکات خوبی در بسکتبال ما است و امیدواری های زیادی به وجود می آورد.

صمد نیکخواه بهرامی دو فصل متوالی است که رکورددار قرارداد مالی با تیمهای باشگاهی است. سال 84پتروشیمی بندر امام و سال 85با مهرام تهران. خودت فکر می کنی چرا بالاترین پیشنهاد مالی به تو اختصاص می یابد؛ خیلی ها معتقدند تو در این سالها عامل گرانی بازیکنان بسکتبال شده ای؛
بحث قرارداد به من مربوط نمی شود. یک تیم شرایطی را در نظر می گیرد و با توجه به همان شرایط با بازیکنان قرارداد می بندد. اما نکاتی که به من مربوط می شود این است که هیچ وقت کم نمی گذارم.
سخت تمرین می کنم و دوست دارم همیشه در اوج باشم. حتی زمانی که آسیب می بینم تمرین را کنار نمی گذارم و همواره به دنبال رفع نقاط ضعف خودم هستم. این مساله ربطی به گرانی بازیکنان ندارد!

کمتر کسی فکر می کرد صمد نیکخواه بهرامی بعد از چند سال کار با مصطفی هاشمی از این مربی جدا شود. اما این اتفاق با پیشنهاد تیم بسکتبال مهرام افتاد.
جدا شدن از هاشمی سخت است. او اولین مربی بود که به من میدان داد. واقعا خوشحال نیستم اما یک بازیکن در دوران بازی انتخاب های متعددی دارد و تیم مهرام یکی از انتخاب های من است.
قبل از جدا شدن از پتروشیمی بندر امام به آقایان هاشمی و طهماسبی گفتم می خواهم بروم اما آنها نپذیرفتند. شاید اصلا فکرش را نمی کردند. به هر حال این کار انجام شد.

برای پیوستن به یک تیم فقط پیشنهاد مالی کافی است؛
این طور نیست. امسال باید لیگ برتر را بدون مصطفی هاشمی تجربه کنم. اگر از من بخواهید 5مربی برتر بسکتبال ایران را نام ببرم نام هاشمی قطعا در 3نفر اول است.
رامین طهماسبی نیز مدیر توانایی است که خوب تیم جمع و جور می کند.
من پتروشیمی را به خاطر همه این مسائل و فضای رفاقتی که با مدیران جنوب و بچه های جنوب به وجود آمده بود دوست داشتم تا این که پیشنهاد مهرام مطرح شد. دیدم مدیریت خوبی بر تیم حاکم است. تیم جوان است و یکی دو ملی پوش خوب هم به خدمت گرفته است.
از طرفی می خواستم امسال در تیمهای تهرانی بازی کنم. ضمن آن که برخوردهای آقایان ایزدپناه و صمدزاده از همان ابتدا خیلی خوب و منطقی بود.

ظاهرا یکی از دلایلش اصرار همسرت بود.
همسرم امسال از فرانسه به ایران آمد و از من خواست به جای بازی در پتروشیمی بندر امام در صورت امکان یک تیم تهرانی را انتخاب کنم.
ما در ایران به واسطه این که وکیل نداریم واقعا در فصل نقل و انتقالات تحت فشار قرار می گیریم.
بازیکنان تیم ملی بلاتکلیف هستند. هر وقت یک نفر به یکی از آنها زنگ می زند، وعده و پیشنهاد می دهد و بعد از مدتی دیگر از او خبری نیست. یک سری از قوانین هم بر آشفتگی ذهنی بازیکنان افزوده است.

چه قوانینی؛
رعایت سهمیه 3ملی پوش در تیمها.

با این طرح قدرت در تیمها توزیع می شود، از تجمع ملی پوشان در یک تیم جلوگیری به عمل می آید و از طرفی بازیکنان جدیدی فرصت حضور در رقابت های لیگ پیدا می کنند. آیا این از نکات مثبت این طرح نیست؛
محدودیت 3بازیکن ملی هم به ضرر باشگاه و هم به ضرر بازیکن است. اگر قرار است تیمی سرمایه گذاری کند می خواهد تیم خوبی بدهد و بازیکن می خواهد در یک تیم خوب بازی کند.
امروز ملی پوشان بسکتبال این دغدغه را دارند که به دلیل محدودیت نتوانند در تیمهای خوب سرمایه گذار بازی کنند. اگر هر کدام آنها قرارداد مالی خوبی نبندند روحیه و انگیزه کافی در بازیهای ملی نخواهند داشت. این مسائل به ضرر بسکتبال است.

در سالهای اخیر تجمع ملی پوشان در یک تیم باعث نیمکت نشینی جمعی از آنها شده بود. آیا نیمکت نشین کردن بازیکن ملی به سود بسکتبال است؛
قطعا این طور نیست. اگر بازیکن ملی در حدی است که رقابت در تیم باشگاهی را از دست بدهد و نیمکت نشین باشد بهتر است دور تیم ملی را خط بکشد. یک ملی پوش آنقدر باید بجنگد تا اولین باشد.

یک بار دیگر برمی گردم به بحث پیشنهاد مالی مهرام. آیا این پیشنهاد ارزش از دست دادن رقابت های جام باشگاه های آسیا را داشت؛
اگر با پتروشیمی بندرامام که امسال یکی از نمایندگان بسکتبال ایران در جام باشگاه های آسیا است در این پیکارها شرکت می کردم حتما جزو خاطرات خوب ورزشی ام می شد.
باشگاه های آسیا تجربیات جدیدی به همراه دارد بویژه با تیم جدید و مدعی پتروشیمی بندرامام می خواستیم در آسیا نتیجه بگیریم اما دلایلم را که برشمردم ، شاید قسمت این بود از تیم جنوبی جدا شوم.

الان شرایط بهبودی تو چگونه است؛
بازیهای فینال را که از دست دادم ، تمرینات ترمیمی را آغاز کردم. پس از دو ماه از ماه سوم تمرینات را جدی تر گرفتم و الان شرایط بهتری نسبت به گذشته دارم.

صحبت هایی بود که به بازیهای تیم ملی در غرب آسیا نمی رسی؛
نه ، مصدومیتم برطرف شده و پزشکان گفته اند می توانم در بازی هایی که از 19تیرماه آغاز می شود شرکت کنم.

بعد از رقابت های غرب آسیا و جام استانکوویچ لیگ برتر شروع می شود. نظرت راجع به برگزاری زودهنگام لیگ برتر بسکتبال چیست؛
19مرداد از هر جهت برای برگزاری لیگ برتر مناسب است. اولا تعدادی از تیمهای دولتی هنوز با مشکل بودجه روبرو هستند که تا آن موقع این مشکلات برطرف می شود.
دوما بازیکنان ملی و مطرح می توانند در فرصت مناسب تیم آینده خود را انتخاب کنند.
برگزاری زودهنگام لیگ برتر باید در سالهای آینده هم مد نظر مسوولان فدراسیون بسکتبال قرار گیرد با این کار برنامه های تیم ها فشرده نمی شود.

سال گذشته فشردگی بازیها اشکالات زیادی برای تیمها از جمله تیم پتروشیمی بندرامام ایجاد کرد چکار کنیم دچار مشکلات قبلی نشویم؛
همیشه شش یا هفت ماه سال را براحتی از دست می دهیم بعد 3ماه بازی ها را با فاصله یک هفته ای برگزار می کنیم و زمانی که وقت کم می آوریم فشردگی رقابتها را زیاد می کنیم. این کار مشکلات زیادی را متوجه تیمها می کند از جمله مصدومیت برای بازیکنان.
امسال به خاطر بازی های آسیایی بازی های لیگ برتر زودتر آغاز خواهد شد اما ای کاش در سالهای آینده هم چنین برنامه ریزی صورت گیرد.

فدراسیون اواخر شهریور ماه بازی ها را به مدت دو ماه تا شروع پیکارهای بسکتبال بازی های آسیایی قطر تعطیل می کند. نظرت درباره این تعطیلی نسبتا طولانی چیست؛
باید به فدراسیون حق داد که نگران سرنوشت تیم ملی باشد. بازی های آسیایی میدان بزرگی است ، در صورت حضور تیم ملی در این بازیها باید مقتدرانه عمل کنیم و روی سکو برویم.
تعطیلی دو ماهه و حتی بیشتر به نفع لیگ برتر بسکتبال نیست اما شرایط را باید در نظر گرفت. اگر ما قبول داریم تیم هماهنگی داریم که در بازی های لیگ برتر نفرات آن آماده تر شده اند پس تعطیلی دو سه هفته ای کافی است.
لیگ را نباید از سکه انداخت بویژه که امسال فدراسیون بسکتبال قوانین خوبی را هم برای تیمها در نظر گرفته است.

یکی از این قوانین حضور بی قید و شرط بازیکنان خارجی در تیم هاست. سال گذشته محدودیت زمان بازی برای خارجی های لیگ برتر چندان منطقی نبود که فدراسیون در اواسط راه از تصمیم خود منصرف شد.
بازیکنان خارجی به لیگ برتر بسکتبال که نه ، بلکه به بسکتبال ایران کمک کرده اند. ما از رقابت در کنار این بازیکنان لذت می بریم و احساس من این است پیشرفت بازیکنان ایرانی از وقتی که با بازیکنان خارجی رقابت می کنند بیشتر شده است.
در چنین شرایطی قوانین دست و پا گیر به موج حضور بازیکنان خوب خارجی در لیگ ایران لطمه وارد می کند. باید راه سرمایه گذاری تیمها را در همه ابعاد ساده کنیم.

کدامیک از بازیکنان خارجی فصل گذشته لیگ برتر توجه تو را جلب کردند؛
تیمهای صباباتری ، پگاه فارس ، پگاه همدان و صنام از بازیکنان خوب خارجی استفاده کردند. منتهی به نظر من تاثیر و نفوذ بازی آندره پیتس در بسکتبال ایران بیشتر از بقیه است.

به نظر تو بسکتبال ایران طی این دو فصل توانسته به آنچه از حضور بازیکنان خارجی عاید بسکتبال می شود، دسترسی پیدا کند؛
تا حدود زیادی بله. شما سطح رقابت های پارسال را با سال قبل تر مقایسه کنید.
اصلا نحوه به کارگیری بازیکنان خارجی نیز فرق کرده است. تیمهای ما زیاده خواه شده اند و به بازیکنان درجه 3-2بسکتبال قانع نیستند. این امر ناشی از تفکرات خوب آنها نسبت به بسکتبال است.
مشکلات حاشیه ای ناشی از برخی انتخابات غلط در فصل گذشته تا حد قابل توجهی کاهش یافت و معنای همه اینها یعنی موفقیت.

بازیکن خوب خارجی برای لیگ مفید است. در این زمینه نقطه اشتراک داریم اما بعضی از تیمها سازندگی را فدای حضور مقطعی کرده اند. اگر این رویه ادامه پیدا کند آنچه برای بسکتبال باقی می ماند تهی بودن و بی پشتوانه شدن است.
بازیکنان خارجی مکمل هستند. اگر به این نکته توجه داشته باشیم چرخه سازندگی را متوقف نمی کنیم بلکه با توانایی بیشتری حرکت خواهیم کرد.
تیمهایی که روی بازیکنان خارجی سرمایه گذاری می کنند به همان نسبت باید به جوانان توجه داشته باشند. مگر خود من یا امثال من چگونه در این سیستم رشد کرده ایم؛ مربیان باید به جوانان بها بدهند. یک برنامه 3ساله برای رشد استعدادهای جوان بسکتبال کافی است.

وقتی سیستم تیمی فقط مختص به دو بازیکن خارجی باشد رشد کردن بازیکن جوان واقعا سخت می شود. این امر برمی گردد به محصول نتیجه گرایی مدیریت بسکتبال که خواه ناخواه مربی را تحت تاثیر نفوذ خارجی ها قرار می دهد. برای جلوگیری از این جریان چه باید کرد؛
من هم این را قبول دارم که بعضی از بازیکنان خارجی در تیمهای خود همه کاره هستند اما این مساله باز برمی گردد به تفکر و نحوه کار مربیان.
در تیم پتروشیمی بندرامام ، مصطفی هاشمی یا رامین طهماسبی اصلا چنین دیدگاهی نداشتند که بازیکن خارجی همه کاره است. آنها حس رقابت ایجاد می کردند، هر کس بهتر بود بازی می کرد ایرانی و خارجی و جوان هم نداشت.
جیسون کرو بازیکن امریکایی ما چند بار می خواست خودش را تافته جدابافته کند اما مدیریت تیم و سرمربی اجازه ندادند. ما باید به چنین دیدگاهی کمک کنیم.

چگونه؛ بالاخره باید میدانی برای عرض اندام باشد؛
بازیکن تا می تواند باید رقابت کند. من در دو فصل گذشته لیگ برتر بسکتبال می دیدم خارجی ها خیلی خود تمرین هستند بعد از تمرینات تیم 2 - 3ساعت به صورت انفرادی تمرین می کنند، بنابراین تصمیم گرفتم به جای 2یا 3ساعت 4تا 5ساعت بیشتر تمرین کنم تا جایگاه ثابتی حتی با حضور بازیکن خارجی در تیم داشته باشم.
بازیکنان جوان باید رقابت کنند تا مربی به آنان اعتماد کند.

از بین بازیکنانی که تا الان به لیگ ایران آمده اند کدامیک اثرگذارتر بوده اند؛
آندره پیتس ، ادنر الیسما، ویتاری مارش ، گارس ژوزف و راجرز واشنگتن. این 5نفر واقعا برتر از سایرین بودند و اثرگذارتر.
شما نقش پیتس را در بین گاردراس های تیم ملی به خوبی می توانید مشاهده کنید. گارس ژوزف یا ادنرالیسما نگاه به بازیکنان پست های 4و5را به بسکتبال عوض کرده اند یا راجرز واشنگتن که واقعا اعجوبه ای بود اما درست از او استفاده نشد و خیلی زود بسکتبال ایران را ترک کرد.
این بازیکنان هر کدام به تنهایی یک کلاس آموزش هستند. آنها را براحتی از دست ندهیم.

محمد رضاپور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها