در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جرقه انجام این کار خیرخواهانه چطور در ذهن شما زده شد؟
میخواستم برای قدردانی از شهدای پلاسکو، کاری انجام دهم. میدانستم که 30 واحد پاساژ زمرد بلااستفاده باقی مانده است. تصمیم گرفتم همه این واحدها را به شکل صلواتی، به مدت یکسال در اختیار کسبهای که در پلاسکو خسارت دیدند، قرار دهم. برای همین بنرش را تهیه کردم و در ورودی پاساژ نصب کردم. دوستانم عکس آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کردند و همه از آن باخبر شدند.
شبکههای اجتماعی از تصویر این بنر پر شده، تا حالا چند نفر با شما تماس گرفتند؟
خیلیها تماس گرفتند. از همه جای ایران. حتی از جنوب کشور هم زنگ زدند. آنقدر تماسها زیاد است که من همین الان که دارم حرف میزنم، مدام گوشیام بوق پشت خطی میخورد.
بیشتر از چه چیزی صحبت میکردند؟
اول میپرسیدند فتوشاپ هست یا نه، واقعیت دارد یا نه. بعد که مطمئن میشدند، یک دستهشان میگفتند پلاسکویی نیستند اما گرفتارند و نیاز به کمک دارند. گروهی با گریه تشکر میکردند. بعضیها میگفتند به ما هم مغازه بده تا مشکلمان حل شود. اما تا حالا 15ـ10 نفر از کسبه پلاسکو زنگ زدهاند. بعضیهایشان وقتی میشنیدند که باید از هیات مدیره نامه بیاورند، سریع گوشی را قطع میکردند. بعضیها هم تولیدی داشتند و عده دیگری هم کارگر هستند که متاسفانه بهخاطر کوچکی این واحدها، نمیتوانیم کمکی به آنها بکنیم.
شرایط خاصی باید داشته باشند؟
نه، فقط کسبه پلاسکو باشند و بتوانند از هیات مدیره، نامهای بیاورند که آنها خسارت دیدهاند.
اگر میخواستید هزینهای دریافت کنید، اجاره هریک از این واحدها چقدر میشد؟
این واحدها 10 تا 18 متری است و اجاره هر کدامشان، با 24 میلیون تومان ودیعه، ماهی یک تا 2 میلیون تومان میشود.
چطور از این مبلغ صرفنظر کردید؟
برای قدردانی از شهدای آتشنشان این کار را انجام دادیم. میخواستیم کمکی کرده باشیم.
کسی با شما مخالفت نکرد؟
نه، همه خوشحال شدند.
فکر ضرر مالی این کار نیستید؟
نه. اگر این واحدها را اجاره میدادیم، پولش را میگرفتیم و بعد خرج میشد اما اینطوری برای آخرتمان کاری انجام دادهایم. فقط بهخاطر شهدای آتشنشان پلاسکو.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: