جهان در مدار صفر درجه

اثر پروانه‌ای در جهان سیاست، اصطلاح آشنایی است. کنایه از آن‌که در سپهر سیاست نیز همچون عالم طبیعت، حتی حرکتی به کوچکی بال زدن یک پروانه نیز می‌تواند اثراتی عمیق بر سایر نقاط جهان برجای بگذارد.
کد خبر: ۹۸۵۳۶۰

سال 2017 درحالی آغاز شده که به‌راحتی می‌توان شاهد این اثرات پروانه‌ای بود. از گرگ‌های تنهای اروپایی که یکه و تنها با کمترین ابزارها، موجی از وحشت در جامعه به‌وجود می‌آورند گرفته تا رسانه‌های کوچکی که در جریان انتخابات اخیر آمریکا و یا کودتای ترکیه، نشان دادند چطور می‌توانند بر ابررسانه‌ها غلبه یابند. جهان به این ترتیب گویی به‌طور مداوم در حال کوچک‌تر شدن است و با وجود همین کوچکی، تحولاتی بزرگ برجای می‌گذارد.

در چنین جهان درهم تنیده‌ای که به تعبیر کاستلز، هر روز بیشتر به سمت شبکه‌ای‌ شدن پیش می‌رود، هیچ کشوری از پیامدهای بذری که در هر نقطه از جهان می‌پراکند، در امان نیست. گذشته آن دوران که قدرت‌های بزرگ، بی‌دغدغه پیامدهای یک کودتا یا انقلابی رنگی، دیگر کشورها را به امید میوه‌چینی سیاسی به هم می‌ریختند و با خیالی آسوده، از آب گل‌آلود جهان ماهی سیاسی صید می‌کردند. بحران پناهجویان که در سال 2016 کشورهای غربی را در بحران فروبرد و راست‌گرایی افراطی را توسعه داد، نشان داد که چطور جنگ‌آفرینی در کشوری چون سوریه، می‌تواند کل اروپا را درگیر خود کند و تبعاتی ناخواسته برجای بگذارد. بگذریم از شیوع ویروس تروریسم که این روزها از ترکیه تا ایتالیا را دستخوش بحران کرده و نتیجه همان سیاست‌هایی است که غربی‌ها پیش از این در قبال خاورمیانه اخذ کرده بودند.

در چنین جهانی که تفاوت‌های بسیار با جهان کلاسیک سیاست دارد، حتی ارتش‌های بزرگ در برابر گروه‌های مردمی کاری از پیش نمی‌برند. نمونه‌اش در یمن، که عربستان با میلیاردها دلار سلاح خریداری شده از آمریکا و انگلیس و با وجود حمایت‌های جهانی، نتوانست از پس یک گروه مردمی با انگیزه در کشوری کوچک برآید. آل‌سعود هنوز سر در سودای تئوری‌های کلاسیک علم سیاست دارد که قدرت را در ادوات نظامی و دلارهای انبوه می‌بیند اما جهان سیاست، دیگر جهان ابر ارتش‌ها نیست، بلکه جهان اراده است. جهان قدرت هوشمند؛ قدرت نرم مردم.

چنین است که امروزه به‌جای ماکروپلتیک، سخن از میکروپلتیک به میان می‌آید. صحبت از سیاست امپرسیونی و خود اکسپرسیونیستی است. صحبت از جنگ هویت‌ها و سیاست گفتمانی است. سال 2016 نشان داد که دیگر عصر فراروایت‌ها در جهان سیاست به پایان رسیده و قدرت مردم هر روز بیشتر رخ می‌نمایاند. در ترکیه قدرت مردم تانک‌ها را عقب می‌راند، در سوریه اراده مردم قدرت‌های جهانی را ناکام می‌گذارد، در یمن قدرت مردم ارتش عربستان و متحدانش را سردرگم می‌کند و در عراق بسیج مردمی بر تروریست‌هایی پیروز می‌شود که آمریکا و حامیانش سال‌هاست در شکست آنها ناتوان مانده‌اند. انتخابات آمریکا و رفراندوم انگلیس را نیز باید به این فهرست اضافه کرد. پدیده‌هایی که هر یک، نمایشی بود از قدرت مردم در برابر فراروایت‌هایی که نخبگان حاکم ارائه می‌کردند.

در عصر کوچک‌تر شدن جهان و قدرت‌نمایی دموکراسی، حالا کم نیستند کسانی که از ضرورت تغییر در تعاریف سیاسی سخن می‌گویند. مثلا تغییر مفهوم کودتا، تحول در مفهوم قدرت نظامی، تغییر ماهیت جامعه مدنی و حتی تغییر مفهوم دولت. این تغییرات آهسته آهسته در حال وقوع است و برندگان سیاسی در سال 2017 آنهایی هستند که قدرت درک این تحولات را داشته باشند.

همان سیاستمدارانی که بدانند اثر پروانه‌ای در جهان سیاست می‌تواند از یک اتفاق کوچک در مدار صفر درجه، حادثه‌ای بزرگ در نقطه‌ای دیگر از جهان بسازد و دیگر هیچ کشوری نمی‌تواند از پیامدهای آنچه دنبال کرده، مصون باشد.

مصطفی انتظاری هروی / روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها