و محتوای اثر دخالت داد چرا که کارگردان حتما در استفاده از همین میزانسن های محدود هدفی دارد که با استفاده از همین المان ها می تواند به آن نزدیک شود در عرصه سینما می توانیم نمونه های خوبی در تایید این مطالب بیابیم مثلا در سینمای آن سوی آبها شاهکار آلفرد هیچکاک طناب را به خاطر می آوریم و در سینمای خود به اثری برجسته چون آژانس شیشه ای )ابراهیم حاتمی کیا( می توانیم اشاره کنیم این نمونه ها موید این نکته اند که کارگردان پس از سالها دست وپنجه نرم کردن با قواعد تکنیکی مدیوم سینما، به درجه ای از اعتمادبه نفس رسیده است که مطمئن باشد تاثیرگذارترین شیوه بیانی برای ارائه داستان اثرش با انتخاب یک لوکیشن خاص صورت می پذیرد در عرصه تلویزیون ، استفاده از مکان محدود معمولا در تله تئاترها اتفاق می افتد که البته دلیل تک مکانی بودن آنها، تنها اقتضائات تئاتر و لزوم نزدیک کردن صفحه نمایش تلویزیون به صحنه تئاتر در باور تماشاگر است هر چند استفاده از چند دوربین در این گونه از آثار نمایشی و تعویض مکان دوربین ها باعث می شود که این نزدیکی به طور کامل صورت نگیرد اما وقتی در یک سریال تلویزیونی مانند مجموعه در حال پخش رستوران خانوادگی که به هیچ وجه داعیه تله تئاتر بودن را ندارد با چنین پدیده ای روبه رو می شویم ، با وجود تلاشهای بسیار عوامل دست اندرکار ساخت رستوران خانوادگی و همیاری صادقانه اعضای مجموعه ، به نتیجه ای مناسب نمی رسیم حوادث امروز رستوران خانوادگی بیشتر در یک آپارتمان اتفاق می افتد که خانواده در طبقات بالا سکونت دارند و رستوران در طبقه پایین است و رتق و فتق امور رستوران نیز به دست افراد خانواده صورت می گیرد. پیرنگ داستانی مجموعه گرچه جذاب است ؛ اما برای قوام آمدن این پیرنگ ، از توانایی های بالقوه لوکیشن محدود، استفاده چندانی نشده است ؛ بجز این که کاراکترهای سریال در آن رفت وآمد کنند و حادثه هایی نه چندان موثر را بیافرینند که همیشه قابلیت جذب تماشاگر را در مدت زمان موردنظر ندارد آنچه باعث عزیمت شخصیت های اثر به دل وقایع و حوادث امروز می شود نیز موضوعاتی است که در فرهنگ تلویزیونی کاملا کلیشه شده اند، مثل علاقه یک پسر جوان خجالتی که در رستوران کار می کند به دختر غیرخجالتی صاحب رستوران ؛ البته سریال نمی تواند حتی نوع علاقه مندی این دو را به طور کامل به تماشاگر خود بباوراند و همیشه در این شک هستیم که این تنها یک علاقه یکطرفه از سوی پسرک خجالتی است یا از طرف دختر نیز میلی وجود دارد گاهی نیز آسان سازی گریبانگیر داستان رستوران خانوادگی می شود مثلا در یک قسمت از این مجموعه ، دو جوان مسلح به رستوران حمله می کنند و ما بعد می فهمیم که یکی از آنها سودای بازیگری در سر دارد و با حربه گریم و فیلم گرفتن از خود در جریان بازی دزدی از رستوران از دوستش می خواهد به یک گروه فیلمسازی که او را برای بازیگری انتخاب نکرده اند، بقبولاند که او بازیگر خوبی است ؛ اگرچه دوستش )رامین پرچمی ( هدف این حمله مسلحانه را عوض می کند و از صاحب رستوران ، با تهدید سلاح پول طلب می کند. علاوه بر این که در این سریال در باز هم نصایح و پیامهای آموزشی ، حضور آزاردهنده خود را نشان می دهد. مثلا وقتی در قسمت مذکور و در پایان داستان ، سلاح پس از دوبار دست به دست شدن به دست صاحب رستوران )جمشید اسماعیل خانی ( می افتد، حادثه بعدی که براساس یک نگاه واقع گرایانه باید اتفاق بیفتد، تماس او با پلیس و تحویل دو جوان پرشروشور به آنهاست ؛ اما او به یک سیلی و چند جمله زیبا مانند: "در عفو لذتی است که در انتقام نیست " یا "من پدرم و شما را دوست دارم " اکتفا می کند و سپس دو جوان پشیمان از صاحب رستوران عذر می خواهند و پسر علاقه مند به بازیگری ، دست مرد صاحب رستوران را می بوسد و همدیگر را در آغوش می گیرند و می گریند! واضح است که کمترین میزان خلاقیت در نوع پایان بندی این قسمت از سریال و شیوه بیان پیام آموزشی و اخلاقی موردنظر، به خرج داده شده است تا همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود و حتما تماشاگر هم در این میان از پایان خوب همه حوادث امروز باید راضی و خشنود باشد و گیرنده هایش هم پیامهای آموزشی مدنظر تولیدکنندگان اثر را گرفته تا همه به هدف خود از تولید چنین مجموعه ای رسیده باشند به هر حال مجموعه تلویزیونی رستوران خانوادگی می تواند یک برنامه تلویزیونی سرگرم کننده نامیده شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم