حدود یکسال پیش مدیر امور بینالملل شرکت ملی نفت در مصاحبهای با خبرگزاری ایرنا، از آماده شدن زیرساختهای عرضه روزانه صد هزار بشکه نفت خام صادراتی در بورس خبر داد؛ اما ظاهراً هنوز سازوکارهای آن آماده نشده، زیرا بعد از گذشت یکسال هیچ نفتی از طریق بورس صادر نشده است. گرچه عرضه نفت خام و صادرات آن از مسیر بورس، اقدام خوبی است؛ اما به شرط آن که واقعا به معامله نفت خام صادراتی در بورس و تدوام این معاملات منجر شود.
دو مشکل
تجربه عرضه نفت خام در رینگ صادراتی بورس کالا در سال 90 و عرضه نفت خام در رینگ داخلی بورس انرژی در سال 93 نشان میدهد تداوم عرضه نفت خام در بورس و معامله آن، با دو مانع اصلی مواجه است. نخست این که خریداران، حاضر به خرید نفت با قیمت پایه عرضهشده نیستند و شرکت ملی نفت نیز حاضر نیست براساس سازوکار بورس، قیمت خود را تا حدی که معامله انجام شود پایین آورد. دوم این که شرکت ملی نفت برای اطمینان از پرداخت وجه معامله، نیازمند وثایقی است و شرکتها توان ارائه وثایق مورد قبول شرکت ملی نفت مانند ضمانتنامه بانکی را ندارند.
در مورد قیمت باید گفت شرکت ملی نفت به عنوان عرضهکننده، برای فروش نفت خود مسیرهایی موازی با بورس دارد و به این بهانه که نفت عرضهشده در بورس را میتواند به قیمت پایه در معاملات نقدی خود بفروشد، حاضر به کاهش قیمت و کمک به شکلگیری معاملات نیست. این استدلال تنها در صورتی وارد است که همه شرایط دیگر معاملات خارج از بورس شرکت ملی نفت با شرایط عرضه نفت در بورس یکسان باشد. برخی از این شرایط عبارتند از نوع نفت خام، زمان تحویل و از همه مهمتر نحوه پرداخت پول. طبیعی است قیمت نفت خامی که قرار است سه ماه بعد تسویه مالی شود، بالاتر از قیمت نفت خامی است که قبل از تحویل، وجه معاملهاش پرداخت میشود. با این حال، تجربه عرضههای گذشته نشان داده است درست یا غلط، نمیتوان شرکت نفت را به کاهش قیمت پایه مجبور کرد.
در این خصوص پیشنهاد میشود برای جذاب کردن مسیر فروش نفت در بورس، برای مدت یکسال سهم شرکت ملی نفت از درآمدهای ناشی از محمولههای فروش رفته در بورس افزایش یابد. به عبارت دیگر در شرایطی که 14.5 درصد از درآمد هر محمولهای که خارج از بورس معامله شود به شرکت ملی نفت تعلق خواهد داشت، باید این اجازه داده شود که این عدد برای محمولههای معاملهشده در بورس افزایش یابد.
در مورد مساله وثایق نیز باید گفت در عرضههای گذشته نفت خام، شرکت بورس کالا یا بورس انرژی نقش میانجیگری خود را بدرستی ایفا نکرده است. این شرکت به عنوان نهاد سوم، موظف به اخذ تضامین از فروشنده و خریدار به منظور ایجاد اطمینان از تحویل کالا و تسویه وجه معامله است. در واقع طرف اصلی خریدار و فروشنده در معاملاتی که در بورس انجام میشود، خود بورس است. خریدار کالای خود را و فروشنده وجه معاملهشده را از بورس مطالبه میکنند؛ لذا اگر بورس نتواند این نقش را ایفا کند، آورده خاص دیگری برای معامله بین خریدار و فروشنده ندارد.
این در حالی است که شرکت بورس امکان اخذ وثایق متنوعتری را دارد، ولی شرکت ملی نفت کمریسکترین، سختترین و در نتیجه گرانترین وثایق را مطالبه میکند. بنابراین در شرایطی که شرکتهای خریدار نمیتوانند اطمینان شرکت نفت را با ارائه وثایق مورد نظرش جلب کنند، بورس باید در تعامل با شرکت ملی نفت، پرداخت کامل وجه معامله را تضمین کند. از طرف دیگر بورس که ریسکپذیرتر از شرکت ملی نفت است، میتواند وثایق سادهتر و ارزانتری را از شرکتها اخذ کند.
بنابراین تحقق واقعی بورس نفت و تداوم معامله تا جایی که حتی روزانه دو میلیون بشکه نفت از این طریق فروخته شود، نیازمند اقدامات فعالانه شرکت بورس انرژی و ایفای نقش اصلی آن، یعنی میانجیگری بین خریدار و فروشنده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم